روزهایی پر از ترس و نگرانی و ناآرامی بر همه ما گذشت و میگذرد که در وضعیتی معلق میان بلاتکلیفی و امید نفس میکشد؛ هم از اتفاقاتی که در خیابانها جریان داشت و هم شایعهی حملهی نظامی و درگیری خارجی مثل سایهای سنگین روی ذهن مردم افتاده است. در این مدت جامعه تجربهی همزمان چند بحران را میگذراند: بحران امنیت روانی، بحران اقتصادی و بحران ارتباط. قطع و اختلال ۲۰روزه اینترنت- که طولانیتر از هرزمان دیگری بود- در چنین شرایطی نه یک مساله فرعی بلکه بخشی از همین بحران بزرگ است.
در این روزها تعداد قابلتوجهی از کسبوکارها بهدلیل قطعی اینترنت دچار مشکل شدند مانند: برنامهنویسان و فریلنسرها، آموزشهای آنلاین (مدارس و آموزشگاهها)، کسبوکارها و فروشگاههای آنلاین، سایر کسبوکارها و خدمات وابسته به اینترنت (مشاورهی آنلاین و…).
سالهاست که بسیاری از جوانان و خانوادهها امیدشان را به فضای آنلاین گره زدهاند. همهی این انواع کسبوکارها راهی بودهاند برای راحتی دسترسی همگانی، کسب درآمد و در بیشتر موارد بهنوعی فرار از بنبست بازار سنتی. این فضا (اینترنت)، نه فقط ابزار درآمد بلکه نمادی از امید به ساختن آینده مالی مستقلتر بوده است اما با هر بار قطع شدن اینترنت، این امید ترک برمیدارد.
در روزهایی که گذشت به دفعات زیاد شنیده میشد؛ دوستی میگفت پروژه دورکاریاش کنسل شد، دوستی دیگر که در شرکتی برنامهنویس بود، کارش را از دست داد. افرادی که کلاس و آموزش آنلاین داشتند از کار بیکار شدند و بدتر از این، شرایط روانی و ترس از آیندهای بود که بر این افراد غالب شده بود؛ زیرا کسی پاسخگوی این شرایط نبود و کسی نمیدانست چه زمانی قرار است اینترنت وصل شود که بتواند به کارش ادامه دهد! به یقین میتوان گفت در این مدت بیشترین آسیب را فریلنسرها و فروشگاههای آنلاین دیدهاند. کسبوکار آنلاین با یک دستور خاموش میشود؛ بدون ویترین شکسته، بدون تابلو پایین کشیدهشده، اما با همان درد و حتی عمیقتر. آسیب دیگر این است که وقتی اینترنت هم وصل شود، مشتری از دست میرود یا اینکه بسیاری از مشتریها دیگر بازنمیگردند، پروژهها جمع میشوند و سرمایهای که بهسختی جمع شده، دود میشود. پشت هر صفحهی فروش آنلاین، انسانی ایستاده که قسط دارد، اجاره دارد و از همه مهمتر پشتیبان مالی خانوادهای است و دیگر نمیداند کوچکتر شدن چرخهی اقتصادی که همین حالا نحیف هم هست را چه کند؟
وقتی در جامعهای بحران بیکاری موج میزند و بسیاری به دنبال کسب درآمد به سراغ کسبوکار اینترنتی میروند، نابودی آن با قطع اینترنت یعنی ضربه خوردن به آخرین تکیهگاه اقتصادی بسیاری از مردم و حال با وصل شدن قطرهچکانی اینترنت یک بیم دیگر این است که آیا به کارشان ادامه دهند یا نه؟ زیرا که با هر اقدام به از سرگیری کار با هجمهای از اعتراضات گوناگون مواجه میشود، صفحاتی که با از سر گرفتن فروش دوباره، با اعتراض و ریپورت و مسدودی مواجه میشوند.
این نوع کسبوکارها دیده نمیشوند، اصلا اتحادیهای ندارند، تریبون ندارند، دیگر اعتراض نمیکنند و آنچه اتفاق میافتد این است که در نهایت آرامآرام از صفحهها، از پروژهها و از چرخهی اقتصادی پاک میشوند؛ بدون آنکه آماری دقیق از نابودیشان منتشر شود، بدون آنکه به دردشان و بحران مالیشان توجهی شود.
در کنار و با وجود همه اینها، حالا دیگر ترس از آیندهای نامعلوم نگرانی اغلب جامعه است. نگرانی از درگیری نظامی یا حملهی خارجی، حس ناامنی را چند برابر کرده است. اضطراب جنگ ۱۲روزه را همهی ما به خاطر داریم و حال مردم نمیدانند فردا چه میشود. باز قطعی اینترنت را خواهیم داشت؟ قیمتها که بالا رفت، باز هم بالا میرود؟ چه خواهد شد؟ و آیا کشور وارد مرحلهای خطرناکتر خواهد شد یا نه؟ این بلاتکلیفی، روان جامعه را فرسوده کرده است و به دنبال آن امید را شکنندهتر از همیشه نگه میدارد.
دلواپسی و امید در کنار هم حرکت میکنند. بیم از جنگ، از فروپاشی اقتصاد، از خاموش شدن ارتباط. جامعهای که مدام در ترکیبی از اضطراب و امید برای از دست رفتن آینده و زحمات تلاشهایش زندگی میکند، ناخودآگاه دیگر برنامه نمیریزد، دیگر رویا ندارد و فقط میخواهد دوام بیاورد؛ و این خطرناکتر از هر بحران اقتصادی است. بزرگترین خطر فقط جنگ یا تحریم نیست؛ خطر اصلی، عادت کردن به بیثباتی و از دست دادن انگیزه و شور ساختن آینده است. در چنین فضایی، دیگر توان و انگیزهای برای فکر کردن به توسعه و یا حتی به ترمیم نمیماند.