رفتار خودکشی به طیفی از رفتارهای خود ویرانگر اطلاق میشود که از آرزوهای موقت مرگ تا خودکشی کامل را شامل میشود. تخمین زده میشود که سالانه بیش از هفتصد هزار نفر در جهان بر اثر خودکشی جان خود را از دست می دهند. بیشتر این مرگها در کشورهای کم درآمد و متوسط رخ میدهد. بررسی میزان خودکشی در کشور ما نسبت به میانگین جهانی و منطقه، نرخ بالاتری را نشان نمیدهد. اما در دهه اخیر بویژه در برخی از استانها این نرخ افزایش داشته است. در گذشته عمدتا در استانهای غربی کشور مانند ایلام، کهگیلویه و بویراحمد، کرمانشاه و لرستان نرخ خودکشی بالاتر از سایر استانها برآورد میشد، اما از نیمه دهه ۹۰، نرخ خودکشی در استان گیلان نیز به استانهای غربی نزدیک شده است[1]. علت این موضوع را میتوان در تغییر شرایط اجتماعی و اقتصادی جستجو کرد. اگرچه بسیاری از اختلالات روانپزشکی با شدتهای مختلف میتوانند افراد را به رفتار خودکشی سوق دهند، اما باید در نظر داشت که خودکشی، زمینهها و ابعاد مهم اجتماعی دارد. در واقع، خودکشی یک پدیده پیچیده روانی ـ اجتماعی است و عوامل تنش آفرین در زندگی مثل مشکلات اقتصادی و شغلی، محدودیتها و تبعیضهای اجتماعی، و حتی مسائل و مشکلات خانوادگی و فردی میتوانند باعث ایجاد خلق افسرده و افکار خودکشی شوند. خودکشی به نوعی نشانه یا هشداری از تشدید تعارضات و شرایط بحرانی اجتماعی است. بعلاوه خودکشی تبعات مخربی بر خانوادهها، شبکه روابط و جوامع محلی دارد.
نظرات پژوهشگران و متخصصان درباره علل و پیامدهای خودکشی و پرداختن به ابعاد و اشکال خودکشی، موضوعاتی است که بیشتر در رسانهها منتشر میشود. در حالی که به راهکارها، راهبردها و برنامههای عملی برای پیشگیری و کاهش خودکشی کمتر توجه میشود. فصل مشترک بسیاری از راهبردها و برنامهها در حوزه پیشگیری و کاهش خودکشی بر این باور استوار است که خودکشی با مداخلات به موقع، مبتنی بر شواهد و اغلب کم هزینه، مسئلهای «قابل پیشگیری» است. برای پیشگیری از خودکشی، هیچ راه حلی به تنهایی و به فوریت اثرگذار نیست، بلکه ترکیبی از راهکارها در سطح فردی و اجتماعی می تواند موثر باشد. به عبارتی، برای اثربخشی برنامهها و اقدامات در جهت پیشگیری و کاهش خودکشی، تدوین یک راهبرد جامع و چند بخشی پیشگیری از خودکشی مورد نیاز است.
در اوایل دهه ۹۰ میلادی، سندی مبنایی با عنوان «پیشگیری از خودکشی: دستورالعملهایی برای تدوین و اجرای اراهبردهای ملی» توسط سازمان ملل متحد بواسطه مشورت با متخصصان مختلف و با حمایت فنی سازمان جهانی بهداشت منتشر شد. این سند بر نیاز به همکاری بین بخشی، رویکردهای چند رشته ای و ارزیابی و بازنگری مستمر تاکید کرد و همچنین عناصر کلیدی را به عنوان شاخصهای ضروری برای افزایش اثربخشی راهبردهای پیشگیری از خودکشی مشخص کرد. این سند اذعان داشت که کشورهایی که به دنبال کاهش نرخ خودکشی هستند، هم به یک راهبرد ملی پیشگیری از خودکشی و هم به یک نهاد هماهنگ کننده برای توسعه، اجرا و نظارت بر برنامه نیاز دارند[2].
از زمان انتشار این سند، دانش در مورد رفتارهای خودکشی به شدت افزایش یافته است. به عنوان مثال، تحقیقات اهمیت تأثیر متقابل بین عوامل بیولوژیکی، روانی، اجتماعی، محیطی و فرهنگی را در تعیین رفتارهای خودکشی نشان داده است. در عین حال، اپیدمیولوژی به ما کمک کرده تا بسیاری از عوامل خطر و محافظ مربوط به خودکشی را هم در جمعیت عمومی و هم در گروههای آسیبپذیر شناسایی کنیم. در سال ۲۰۱۲، سازمان جهانی بهداشت، چارچوبی برای تدوین و توسعه راهبرد ملی پیشگیری از خودکشی منتشر کرد[3]. در سال ۲۰۱۴، سازمان بهداشت جهانی اولین گزارش جهانی پیشگیری از خودکشی خود را منتشر کرد. در این گزارش، به کشورها توصیه شد تا از رویکردی چند بخشی استفاده کنند که به خودکشی به شیوهای جامع رسیدگی میکند، به طوری که ذینفعان مختلف را گرد هم میآورد و بر اساس منابع و شرایط آنها برنامه ریزی میکند.
یکی دیگر از نهادهای بین المللی که در زمینه توسعه راهبردهای پیشگیری از خودکشی نقش مهمی داشته، انجمن بینالمللی پیشگیری از خودکشی (IASP) است. افزودن روز جهانی پیشگیری از خودکشی به تقویم ابتکار این انجمن است. از سال ۲۰۰۳ در سراسر جهان روز ۱۰ سپتامبر (معادل ۱۹ شهریور) به عنوان روز جهانی پیشگیری از خودکشی شناخته شده است. این روز فرصت مهمی را برای دولتها فراهم میکند تا آگاهی عمومی را در مورد خودکشی و پیشگیری از آن افزایش دهند. در برخی از کشورها این روز را به یک هفته یا یک ماه افزایش دادهاند تا توجه بیشتری به مسئله خودکشی جلب شود و اقدامات جدی تری انجام گیرد[4].
زمانی که نخستین سند و دستورالعملهای سازمان ملل در ابتدای دهه ۹۰ میلادی منتشر شد، فنلاند تنها کشوری بود که یک برنامه ملی تحت حمایت دولت برای پیشگیری از خودکشی داشت. اما امروزه، حدود ۴۰ کشور، راهبردی ملی برای پیشگیری از خودکشی را اتخاذ کردهاند، و برخی از کشورها در حال توسعه یا اجرای اصلاحات بیشتر روی استراتژی ملی خود هستند. در ایران نیز اجرای طرحهای اولیه و پایلوت از دهه ۱۳۸۰ توسط وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی آغاز شد. از سال ۱۳۹۳ دو برنامه ثبت اقدام و فوت ناشی از خودکشی و پیشگیری از خودکشی در نظام سلامت ادغام و به مرحله اجرای کشوری درآمد. در سال ۱۳۹۸ پس از ارزیابی اقدامات انجام شده در سطح ۶۳ دانشگاه علوم پزشکی، برنامه مورد بازنگری قرار گرفت. آخرین نسخه برنامه کشوری پیشگیری از خودکشی در سال ۱۴۰۰ تنظیم شده و کاهش ۱۰٪ نرخ خودکشی را برای بازهای پنج ساله یعنی تا پایان سال ۱۴۰۵ هدفگذاری کرده است.
علل و عوامل خطر خودکشی بسیار متنوع هستند، لذا جهت پیشگیری از خودکشی جلب همکاری چند بخشی ضروری است. نه تنها بخش سلامت و بهداشت، بلکه بخشهایی مانند آموزش، کار، رفاه اجتماعی، کشاورزی، تجارت، قوه قضائیه، مقننه، و نیروهای نظامی را نیز شامل شود
سازمان بهداشت جهانی از سال ۲۰۲۰ رویکرد یا چارچوب جدیدی برای پیشگیری از خودکشی با عنوان LIVE LIFE اتخاذ کرده است[5]. این چارچوب جدید دو بخش متقاطع دارد: بخش نخست به مراحل ششگانه تدوین برنامه راهبردی میپردازد و بخش دوم متمرکز بر چهار دسته مداخله کلیدی و موثر است که بر اساس تجارب اجرای برنامههای پیشگیرانه در کشورهای مختلف طراحی و تنظیم شده است. در ادامه، توصیف مختصری درباره این مراحل و اقدامات آمده است:
بخش اول – مراحل تدوین برنامه راهبردی
- تحلیل وضعیت: پیش از تدوین هر برنامهای، تحلیل وضعیت موجود از نظر شناخت نرخ، شیوع، علل و انواع خودکشی ضروری است. تحلیل وضعیت می تواند در سطح ملی، منطقه ای یا محلی انجام شود و باید در آغاز تلاش های پیشگیری از خودکشی توسط یک تیم متخصص و دانشگاهی انجام شود. دادههایی که برای تحلیل وضعیت نیاز است عبارتند از: نرخ اقدام به خودکشی و مرگ ناشی از آن، روشهای مورد استفاده، عوامل خطر و محاظ، قوانین، خدمات و منابع). همچنین در تحلیل وضعیت لازم است ذینفعان مربوط به موضوع خودکشی نیز شناسایی و بررسی شوند.
- همکاری چندبخشی: از آنجایی که علل و عوامل خطر خودکشی بسیار متنوع هستند، لذا جهت پیشگیری از خودکشی جلب همکاری چند بخشی ضروری است. نه تنها بخش سلامت و بهداشت، بلکه بخشهایی مانند آموزش، کار، رفاه اجتماعی، کشاورزی، تجارت، قوه قضائیه، مقننه، و نیروهای نظامی را نیز شامل شود. اگرچه متولی و مسئول اصلی هر برنامه ملی پیشگیری از خودکشی بخش دولتی است اما منظور از همکاری چندبخشی منحصر به بخش دولتی نیست، بلکه برای تدوین یک برنامه موثر نیاز است تا مشارکت همکاری بخش خصوصی و همچنین جامعه مدنی نیز در نظر گرفته شود.
- حمایتیابی و ارتقاء آگاهی: بدین منظور تدوین یک فرایند ارتباطی که هم مخاطب همگانی و هم ذینفعان خاص را هدف قرار دهد مورد نیاز است. ارتقاء آگاهی در سطح همگانی به معنی افزایش دانش عمومی درباره اهمیت و ابعاد مسئله خودکشی است تا نزد افکار عمومی این مسئله جدی گرفته شود. هدف از حمایتیابی نیز جلب مشارکت ذینفعان و اثرگذاران برای اجرای مداخلات است.
- ظرفیتسازی: در سطح افزایش مهارت کارکنان خطوط مقدم (پلیس، کادر بهداشت و درمان، امدادگران، آتشنشانان) و همچنین دروازهبانان اجتماعی (معلمان، مددکاران، پرسنل شهرداری) لازم است تا محتوای آموزشی مربوط به پیشگیری از خودکشی در دروس دانشگاهی و بازآموزی ضمن خدمت آنها گنجانده شود.
- تامین مالی: تخصیص بودجه و منابع برای پیشگیری از خودکشی به دلایلی مانند شرایط بد اقتصادی، عدم اولویت بندی خودکشی به عنوان یک موضوع جدی و عدم باور به قابل پیشگیری بودن خودکشی اغلب ناچیز است. لذا ضرورت دارد در تدوین برنامه راهبردی برای پیشگیری از خودکشی حتما شرایط تامین مالی در نظر گرفته شود و همچنین تلاش شود تا از طریق ادغام در برنامههای موجود از منابع و بودجههای جاری استفاده شود.
به دنبال انتشار غیرمسئولانه اخبار خودکشی ها، افراد آسیب پذیر، در معرض خطر خودکشیهای تقلیدی قرار میگیرند. بهویژه اگر پوشش خبری وسیع، برجسته و برانگیزاننده احساسات باشد، صراحتاً به ذکر جزئیات روش خودکشی بپردازد و به باورهای نادرست موجود و رایج درباره خودکشی دامن بزند.
- نظارت، پایش و ارزشیابی: اثربخشی و تداوم مداخلات پیشگیرانه مستلزم نظارت، پایش و ارزشیابی سیستماتیک است. اگرچه تشخیص تغییرات در میزان خودکشی چالش برانگیز است، اما برای ارزیابی اینکه آیا برنامه به نتیجه مورد نظر خود یعنی کاهش خودکشی دست می یابد، ضروری است. نیاز است حتما بررسی شود که به نسبت منابع و بودجهای که تخصیص یافته، مداخلات تا چه میزان موثر بوده است. نظارت و ارزشیابی به یک تیم تخصصی (از جمله اپیدمیولوژیست ها، آماردانان و گردآورندگان داده ها) نیاز دارد، لذا همکاری با مؤسسات دانشگاهی در این مرحله مفید است. خروجیها باید تعریف شوند و شاخصهایی مشخص شوند که هدف اصلی آن کاهش میزان خودکشی است.
بخش دوم – مداخلات کلیدی و موثر
- محدود کردن دسترسی به وسایل خودکشی: محدود کردن دسترسی به وسایل خودکشی یک مداخله مبتنی بر شواهد جهانی برای پیشگیری از خودکشی است. بیشتر افرادی که درگیر رفتارهای خودکشی میشوند،
درباره زندگی یا مردن دچار دوگانگی میشوند و بسیاری از خودکشیها پاسخی به استرسهای حاد هستند. در دسترس قرار دادن وسایل مرگبار خودکشی به افراد در شرایط پریشانی، قبل از انجام اقدامات کشنده، زمان لازم را برای عبور از بحران های حاد می دهد. تخمین زده می شود یک پنجم کل خودکشی ها در سطح جهان از طریق استفاده از سموم و آفتکشهای کشاورزی است. جهت محدود کردن دسترسی به وسایل خودکشی در چهار سطح میتوان مداخله کرد: ۱- محدود کردن دسترسی به ابزار (مانند محدود کردن، ممنوع کردن یا تنظیم کردن دسترسی به وسایل از طریق قوانین)، ۲- کاهش کشندگی وسیله (به عنوان مثال افزایش در دسترس بودن جایگزین های کم خطر)، ۳- افزایش در دسترس بودن و اثربخشی پادزهرها و بهبود مدیریت بالینی پس از مسمومیت حاد یا آسیب مرتبط، و ۴- حذف کامل ابزار خودکشی بیشترین تأثیر را خواهد داشت، اگرچه ممکن است با بیشترین مقاومت از سوی ذینفعان مرتبط مواجه شود. همچنین ترجیحا باید برای وسایلی با بیشترین مرگ و میر در نظر گرفته شود، زیرا حذف وسایل رایج که کمتر کشنده هستند ممکن است افراد را به سمت وسایل کشنده تر سوق دهد.
دستورالعملهای سازمان بهداشت جهانی در این خصوص توصیه میکند که به جای تمرکز صریح مداخلات در حوزه نوجوانان بر موضوع خودکشی، برنامهها از رویکرد سلامت روانی مثبت استفاده کنند. سایر توصیهها شامل آموزش برای کارکنان آموزش و پرورش، ابتکارات برای تضمین محیط امن مدرسه، پیوند به خدمات پشتیبانی، نظام ارجاع و پروتکلهای واضح برای کارکنان در هنگام شناسایی خطر خودکشی، و افزایش آگاهی والدین درباره سلامت روان و عوامل خطر است.
- تعامل با رسانهها برای گزارشدهی مسئولانه خودکشی: شواهد متعددی نقش رسانهها را در تقویت یا تضعیف اقدامات پیشگیری از خودکشی تأیید میکند. به دنبال انتشار غیرمسئولانه اخبار خودکشی، افراد آسیب پذیر، در معرض خطر خودکشیهای تقلیدی قرار میگیرند. بهویژه اگر پوشش خبری وسیع، برجسته و برانگیزاننده احساسات باشد، صراحتاً به ذکر جزئیات روش خودکشی بپردازد و به باورهای نادرست موجود و رایج درباره خودکشی دامن بزند. از سوی دیگر، گزارش مسئولانه خودکشی میتواند به آگاه سازی و آموزش عمومی درباره خودکشی و پیشگیری از آن کمک کند، افراد در معرض خطر خودکشی را به اقدامات جایگزین تشویق کند و در مجموع الهام بخش گفتگویهای آزادانهتر و امیدبخشتری باشد. انتشار گزارشهایی که نشاندهنده رفتارهای کمکطلبانه (مقابله مثبت) در شرایط سخت هستند میتواند باعث تقویت عوامل محافظت کننده یا ممانعت کننده از خودکشی باشد. اخبار رسانهای درباره خودکشی باید همیشه حاوی اطلاعاتی درباره نحوه دریافت کمک و ترجیحاً معرفی مراکز پیشگیری از خودکشی و مداخله در بحران باشد.
- تقویت مهارتهای زندگی اجتماعی-عاطفی در نوجوانان: همزمان که مقطع نوجوانی (۱۰ تا ۱۹ سالگی) یک دوره حیاتی برای کسب مهارتهای عاطفی-اجتماعی است، همچنین یک مرحله حساس از نظر خطرات تهدید کننده سلامت روانی است. دستورالعملهای سازمان بهداشت جهانی در این خصوص توصیه میکند که به جای تمرکز صریح مداخلات در حوزه نوجوانان بر موضوع خودکشی، برنامهها از رویکرد سلامت روانی مثبت استفاده کنند. سایر توصیهها شامل آموزش برای کارکنان آموزش و پرورش، ابتکارات برای تضمین محیط امن مدرسه، پیوند به خدمات پشتیبانی، نظام ارجاع و پروتکلهای واضح برای کارکنان در هنگام شناسایی خطر خودکشی، و افزایش آگاهی والدین درباره سلامت روان و عوامل خطر است. به معلمان یا مراقبین باید یادآوری شود که صحبت کردن در مورد خودکشی با نوجوانان خطر خودکشی را افزایش نمیدهد، بلکه به این معنی است که نوجوانان بدانند که در صورت نیاز، چطور می توانند کمک بگیرند.
- شناسایی زودهنگام، ارزیابی، مدیریت و پیگیری افراد تحت تأثیر رفتارهای خودکشی: این مداخله برای اطمینان از این موضوع است که افرادی که در معرض خطر خودکشی هستند، یا افرادی که اقدام به خودکشی کردهاند، حمایت و مراقبت لازم را دریافت میکنند. این مداخله در مورد کارکنان بهداشتی و سایر افراد، از جمله اعضای خانواده، که احتمالاً با فردی در معرض خطر تماس دارند، اعمال می شود. این توصیه همچنین در مورد خدمات بهداشتی و بهزیستی اعمال میشود که باید پیشگیری از خودکشی را به عنوان یک مؤلفه اصلی در نظر بگیرند تا در زمانی که افراد در معرض خطر خودکشی هستند، بتوانند مداخله کنند. علاوه بر این، باید از افرادی که اقدام به خودکشی کردهاند و کسانی که در اثر آن سوگوار شدهاند، حمایت شود.
[1] به نقل از دبیر کمیته پیشگیری از خودکشی انجمن علمی روانپزشکان ایران https://kalanshahr.ir/news/i/18379 و سالنامه آماری سازمان پزشکی قانونی کشور.
[2] National suicide prevention strategies: progress, examples and indicators. Geneva: World Health Organization; 2018. Licence: CC BY-NC-SA 3.0 IGO.
[3] World Health Organization (2012) Public health action for the prevention of suicide: a framework.
[5] Live life: an implementation guide for suicide prevention in countries. Geneva: World Health Organization; 2021. Licence: CC BY-NC-SA 3.0 IGO.