آرشیو
جامعه
بازار در آغوش اوشمک
بازارگردی در کنار رودخانه اوشمک بیشتر از آنکه فقط بهانهای برای خرید مایحتاج روزانه و سبزی هایمحلی باشد، سفری کوتاه به حافظه جمعی یک شهر است؛ جایی که بوی سپیدرود و عطر چوچاغ و خالواش…
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...
زیانهای نامریی یک شهر بیراهنما
وحیده اسماعیلی ، گوهر یوسف زاده -
با گسترش زندگی ماشینی و توسعه شهرها، افزایش ترافیک و تردد خودرویی در معابر درون شهری، تعداد و شدت تصادفات نیز افزایش یافته است. در این میان…
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...
پیشواکوه؛ پیشِ کوهی از زباله
«پیشواکوه»؛ شهری که زمانی نامش درمیان شهرهای پیشرو میدرخشید و نماد توسعه بود، امروزه بیشتر به شهری در "پیشِ کوهی" از مشکلات غولآسا شبیه شده است؛ کوهی که بر سر اهالی سنگینی میکند و…
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...
روان آدمی در شعله های جنگ
آتش جنگ همواره انبوهی از رنجهای جانکاه را به همراه دارد. زخمهای بسیار در کنار زندگیهایی که به پایان میرسند و آبادیهایی که ویران میشوند، بر جسم وجان آدمها مینشیند و روزگارشان را…
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...
سرویس های بهداشتی؛ چرخه معیوب گردشگری
سرویس های بهداشتی شهر رشت اگر یکی از متغیرهای اصلی چرخه معیوب گردشگری استان نباشد، میتواند یکی از چرخ دندههای این زنجیره محسوب شود. حلقههای زنجیرهای هرچند نامحسوس و ابتدایی اما…
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...
وقتی «دروازه اروپا» پناهگاهِ جان میشود
بندرانزلی در حافظه جمعی ایرانیان، همواره تداعیگر تالاب، نیلوفر آبی و صدای مرغان دریایی است؛ شهری که با اسکلهها و بلوار ساحلیاش، نماد فراغت و تماشا بوده است. اما ورق زدن تقویم تاریخ…
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...
دیلمان، پلی میان سنت و ژئو پارک
میان مه و باران روزهای عید، جادهی سیاهکل به دیلمان مثل نخی سبز از شانهی جنگل بالا میرود. دیلمان همان جادهای که روزگاری راه قدیمی ورود به گیلان بود. از انبوه و شاهشهیدان و دیلمان…
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...
فرار بزرگ بیمه
قریب 70 روز پس از آتشسوزی بازار بزرگ رشت؛ این بازار همچنان در گیرو دار وعدههای مسئولان و عدم و همکاری بانکها و بیمهها با دستان خالی بر خاکستر خود نشسته و چشم انتظار احیا و مرمت…
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...
بازتولید خشونت یا فروکاست تابآوری؟
رشت و گیلان در ناآرامیها و اعتراضات دیماه چهرهای دیگر به خود دیده است؛ خانوادههایی که داغدار عزیزانشان شدند و شهری که سوختگی عظیمی بر پیکر خود دارد؛ زخمی که حتی کلام و ادبیات نیز…
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...
هر آنچه سخت و استوار مینماید…
اگر در میان خاطرات کودکی و نوجوانیام کمی کاوشگری کنم؛ برای نسل من و نسلهای پیشتر از من، مدرسه نماد همان خانه دوم و معلم نیز نماد مادر یا پدر را داشت، یا شاید اگر اغراق نکنم گاهی…
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...