تجاوز جنسی؛ پژواک رسوايی

0 656

در اين يادداشت درباره‌ي نحوه‌ي گسترش پيام‌هاي مرتبط با افشاي متجاوز در شبكه‌هاي اجتماعي مي‌خوانيم و اينكه چه‌طور كاربرها جرات سخن گفتن پيدا مي‌كنند و سرآخر اينكه اين كار چه تبعاتي مي‌تواند داشته باشد.

پس از انتشار اخباري درباره‌ي تعرض برخي افراد، فضايي در شبكه‌ي اجتماعي شكل گرفت و توانست بر يكي از تاريك‌ترين زواياي زندگي زنان در جامعه نور بتاباند.

اما تاثير روابط‌ شبكه‌اي در اين ميان چيست؟ شبكه چگونه به زنان آسيب‌ديده جرات افشاگري مي‌دهد؟ آيا شبكه محيط خوبي براي افشا متجاوز و جلوگيري از اتفاق دوباره است؟

تبلورِ واقعيت مجازی

«پیتر برگر» و «توماس لاکمن» سال 1966 تحت تاثیر آرای «آلفرد شوتس» كتابي با عنوان «ساخت اجتماعي واقعيت» منتشر كردند و حرف‌شان اين بود كه همه‌ی شناسایی‌های ما در موقعیت‌های اجتماعی پدیدار می‌شود، انتقال می‌یابد و باقی می‌ماند.

عینیت جهان هر قدر هم جامع و فراگیر جلوه کند، محصول و ثمره‌ی فعالیت انسان است. فعالیتی که دستاوردها و نتایج بیرونی فعالیت انسان خصلتی عینی پیدا می‌کند، عینیت‌یابی نام دارد. (جلایی‌پور، 1394: 151)

اما در عرصه مطالعات شبكه، از منظر ساخت‌گرایی اجتماعی اين عينيت‌يابي خود را مفهوم تبلور[1] نشان مي‌دهد. واژه‌ی تبلور برای توصیف روند جریان اطلاعات و شکل‌گیری واقعیت در عصر رسانه‌های اجتماعی به کار می‌رود. بر این اساس، افراد اساساً به ایجاد یک واقعیت مشترک در روابط درون‌گروهی تمایل دارند.

در این میان رسانه‌های آنلاین به افراد این امکان را می‌دهند که خود دستور کار ارائه‌ی محتوا را مشخص کنند. يعني اين كاربر است كه مي‌تواند موضوع «تجاوز جنسي» را داغ كند. اين كار پس از رصد مداوم پيام‌ها اتفاق مي‌افتد.

منِ كاربر كه خاطره‌ي تلخ تعدي يا مزاحمت خياباني دارم يا حتي كسي سعي كرده به من تجاوز كند، خودم را داخل جمعي مي‌بينم كه همگي از اين اتفاق‌ها به تنگ‌ آمده‌اند و قصد افشاي متجاوز را دارند؛ چون معتقدند سكوتِ قرباني، سبب تشويق متجاوز مي‌شود.بنابراين من هم از تجربه‌ي خود مي‌گويم و سكوت را جايز نمي‌بينم.

ما ویژگی‌های شناختی و عاطفی این محتوا را ارزیابی مي‌كنيم و نوعی واقعیتِ عینی و ذهنی مي‌رسيم. اگر موضوع حساسي چون تجاوز جنسي مطرح باشد، سرعت داغ شدن و انتشار موضوع خيلي بيشتر است.

در واقع مولکول‌های اطلاعات (خبر تجاوز) و نگرش‌ها (تجربه‌ي زيسته‌ي ما) در کنار مولکول‌های مشابه گرد هم می‌آیند و «واقعیت» را در ذهن افراد متبلور می‌کنند. واقعيتي كه به شكل مجازي تبلور مي‌يابد. پس آنچه فرد از واقعیت دریافت می‌کند، اطلاعاتی است که به او می‌رسد و با تجربه‌‌ي زيسته‌ي او پيوند مي‌خورد.

از آنجایی که شبکه‌های آنلاین از افراد مختلفی تشکیل شده است، ویژگی‌های روابط شبکه‌ای افراد بر آنچه افراد واقعیت می‌دانند، تاثیر می‌گذارد. (Bowe, 2014:262)

با این همه کسانی که عضو گروه‌های کوچکتر هستند همپوشانی و همراهی کمتری با جامعه‌ی بزرگتر دارند و در میان خود سعی می‌کنند آنچه را که می‌پسندند را مدام تکرار کنند. به این ترتیب با وضعیت «اتاق پژواک[2]» مواجه‌ایم.

جرات فرياد عليه متجاوز

يعني منِ كاربر كه خاطره‌ي تلخ تعدي يا مزاحمت خياباني دارم يا حتي كسي سعي كرده به من تجاوز كند، خودم را داخل جمعي مي‌بينم كه همگي از اين اتفاق‌ها به تنگ‌ آمده‌اند و قصد افشاي متجاوز را دارند؛ چون معتقدند سكوتِ قرباني، سبب تشويق متجاوز مي‌شود.بنابراين من هم از تجربه‌ي خود مي‌گويم و سكوت را جايز نمي‌بينم.

اتاق پژواک توصیفی کنایی از وضعیتی است که در آن اطلاعات، ایده‌ها، یا باورها با ارتباطات و تکرار درون یک سامانه تعریف و تقویت می‌شوند. درون یک اتاق پژواکِ تمثیلی، منابع رسمی زیر سؤال نمی‌روند و دیدگاه‌های متفاوت یا رقیب سانسور، ممنوع، یا کمتر از حد پوشش داده می‌شوند.

يك خطر اين وضعيت، احساس قدرت كاذب كاربران است. در فضايي كه كسي براي هيچ ادعايي سند و مدرك نمي‌خواهد، ممكن است برخي به واسطه‌ي اين پشت‌گرمي جمعي، از قدرت خود در شبكه سوء‌استفاده و كساني را متهم كنند كه بي‌گناه‌اند و واقعاً متجاوز نبودند.

وضعيتي در رسانه‌ها كه در آن يك ايده يا اعتقاد توسط ارتباط دروني يك سيستم يا تكرار مداوم آن در همان سيستم پژواك پيدا مي‌كند. در واقع ما با گروه‌ها و كانال‌هايي در ارتباط هستیم كه هم‌راستا با عقايد ماست. كساني را دنبال مي‌كنيم كه مخالف نظر ما نيستند و كاربران پي چيزهايي مي‌گردند كه اعتقاد پيشين آنان را تقويت كند.

البته يادمان باشد كه اين امر مي‌تواند ما را دچار سويگيري تاييدي[3] كند. به اين معنا كه ما گرايش داريم به جست‌وجوي اطلاعات یا تعبیر کردن آن به نحوی که باورها یا فرضیه‌های خودمان را تأیید کند. گاهی یک منبع اطلاعاتی ادعایی مطرح می‌کند که همفکران نیز آن را تکرار می‌کنند (البته بیشتر به شکل اغراق‌گونه یا تحریف‌‌شده) و گویی در این اتاق در بسته با تنوع پیام‌ها مواجه‌ایم. در واقع افراد در گروه‌های همسان نظر خودشان را دوباره می‌شنوند و این سبب تقویت آن نظر و ایجاد حس اعتماد به نفس خواهد شد. (Hampton et al, 2017)

مي‌توان رويدادها(Events)، نمايشگاه‌ها يا همايش‌هايي ترتيب داد و بر لزوم حمايت جامعه از قربانيان تاكيد كرد، اما نمي‌توان با صرف لايك زدن زير پست قربانيان جلوي متجاوز را گرفت. چرا كه شبكه تنها به ما جرات «شكستن مُهر سكوت» مي‌دهد و نه امكان ريشه‌كني تجاوز.

اما يك خطر اين وضعيت، احساس قدرت كاذب كاربران است. در فضايي كه كسي براي هيچ ادعايي سند و مدرك نمي‌خواهد، ممكن است برخي به واسطه‌ي اين پشت‌گرمي جمعي، از قدرت خود در شبكه سوء‌استفاده و كساني را متهم كنند كه بي‌گناه‌اند و واقعاً متجاوز نبودند. از سوي ديگر، ممكن است برخي ميان بي‌ادبي، تعرض و تجاوز تفاوتي قائل نباشند و همه را با چوب تجاوز جنسي برانند.

از اين رو بايد تاكيد كرد فضاي شبكه، براي نور انداختن بر خاموشي تاريخي قربانيان تجاوز مفيد است، اما خود اين كاربران بايد خوب بدانند كه نمي‌توان به واسطه‌ي حمايت شبكه‌اي بدون مدرك عليه كسي اقامه‌ي دعوا كرد.

در خوشبينانه‌ترين شكل ممكن مي‌توان اين جنبش مجازي را به خلاقيت‌هاي واقعي و بيروني پيوند داد. مي‌توان رويدادها(Events)، نمايشگاه‌ها يا همايش‌هايي ترتيب داد و بر لزوم حمايت جامعه از قربانيان تاكيد كرد، اما نمي‌توان با صرف لايك زدن زير پست قربانيان جلوي متجاوز را گرفت. چرا كه شبكه تنها به ما جرات «شكستن مُهر سكوت» مي‌دهد و نه امكان ريشه‌كني تجاوز.

 

 

منابع:

  • جلایی‌پور، حمیدرضا، جمال محمدی (1394) «نظریه‌های متاخر جامعه‌شناسی»، تهران: نشر نی، چاپ ششم.
  • Bowe Brian J. & Donghee Yvette Wohn (2014) “Crystallization: How social media facilitates social construction of reality“, CSCW, pp: 261-264
  • Hampton, Keith N.; Shin, Inyoung; Lu, Weixu (2017) “Social media and political discussion: when online presence silences offline conversation“. Information, Communication & Society. 20 (7): 1090–1107

 

[1] Crystallization

[2] echo chamber

[3] confirmation bias

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.