5مجلس؛

سنت نگارگری بربقعه میراثی لنگرود

0 3

نزدیک‌ترین راه دسترسی از محله «راه پشته» به «فُشکالی محله» عبور از پل خشتی دوره ایلخانی است. «راه پشته» به عنوان یکی از محلات قدیمی لنگرود، زمانی تبعیدگاه دو برادر بود که به پادشاهی برادر دیگر معترض شدند.

راه پشته، روستایی که آب نداشت تا بیجارهایش را مشروب کند، تبعیدگاه « حسین و ابراهیم کیا» می‌شود تا با ایجاد نهر و سل‌های دست‌کند، برای آبادی این منطقه تلاش کنند. حالا «نهر نوخاله» مابین انزلی محله و راه پشته قرار دارد و در محدوده مرکز شهر و نزدیک به فشکالی محله به رودخانه بزرگ لنگرود متصل می‌شود.

«راه پشته»، به عنوان یکی از محلات قدیمی لنگرود، زمانی تبعیدگاه دو برادر بود که به پادشاهی برادر دیگر معترض شدند

از زمان حکومت فرمانروایان محلی شرق گیلان یعنی کیائیان (769 تا 1000ق)، قرن‌ها گذشته و روستایی که تنها با یک روزبازار داشت و از بی آبی رنج می‌برد، یکی از محلات قدیمی و اصلی لنگرود شده است. مدفن این دو شاهزاده کیایی، در ابتدای فُشکالی محله و نزدیک بازار سماکان، یکی از زیارتگاه‌های مهم لنگرود شده است. (نک منوچهر ستوده، از آستارا تا استارباد)

مردم شرق گیلان به مدفن بزرگان و یا زیارتگاه مذهبی، «بقعه» می‌گویند. به حیاط بقعه که بروید، انبوه کبوتران، پرواز کنان بر بام سفالین بقعه می‌نشینند. ساختمان بقعه معماری بومی دارد و از معدود بناهای مذهبی گیلان است که سال 1377 در فهرست آثار ملی ثبت شده و تقریبا سالم مانده است.

 

اما، بنابر کتیبه سنگی موجود در داخل حرم، این ساختمان در آتش سوزی سال 1268 لنگرود، به‌شدت آسیب می‌بیند و پس از مرمت، بنای بقعه که چهار ایوانه بود، از 3طرف محصور می‌شود و اکنون تنها یک ایوان دارد.

 

شاخصه مهم این بنا، وجود نقاشی‌های متعدد با بن‌مایه مذهبی بر دیوار گچی بقعه است که از دوره قاجار به جامانده و 5 مجلس بر دیوارهای گچی ایوان و فضای داخل آرامگاه نگارگری شده است.

 

شاخصه مهم این بنا، وجود نقاشی‌های متعدد با بن‌مایه مذهبی بر دیوار گچی بقعه است که از دوره قاجار به جامانده و 5 مجلس بر دیوارهای گچی ایوان و فضای داخل آرامگاه نگارگری شده است

روبه روی ستون‌های ایوان، مجلس اول اینگونه ترسیم شده است؛ سمت چپ، سواران نیزه به‌دست و زمینی که از سُم اسبان کوفته می‌شود. سمت راست تابلو، خیمه‌های برپا شده و زنانی که چهره شان پوشیده است، مردی در بستر بیماری و دو زن بر بالینش، در خیمه دیگر 3 زن با چهره‌ای ناپیدا، در کنار گهواره‌ی خالی، پریشان و در انتظار.

 

و در مرکز این اثر هنری، مردی سوار بر اسب سپید که در هاله‌ای از نور قرار گرفته و قنداقه‌ای به رنگ سبز در یک دست و نیزه‌ای در دست دیگر و اسب  اوکه نیزه باران شده، و پشت سرش فرشتگانی با بالهای گشوده و دستهای گره کرده به‌هم به صف ایستاده‌اند.

 

نقاشی‌های به جامانده بر دیواره گچی نیز، مجلس دیگری است و گویی پرده‌ نقاله خوانان است که در چندپرده، حماسه‌ای را به تصویر می‌کشد. سمبل‌های این نگارگری‌ها، نه داستان‌های شاهنامه، که نمادهای مذهبی دارد.

 

سمبل‌هایی همچون؛ به میدان بردن علی اصغر به میدان نبرد و طلب آب برای طفل شیرخوار، نبرد علی اکبر، انتقام مختار ثقفی از قاتلان، بارگاه یزید و زنان حرم، مجلس مامون و انگور و امام رضا و… .داخل فضای حرم که بروید، تمام دیوارهای گچی، با هنر دست «آقاجان نقاش لاهیجانی» بخش‌هایی از تاریخ و داستان‌های صدر اسلام به تصویر کشیده شده است.

 

نخستین بار و در دهه 1340 شادوران «منوچهرستوده»، در ابتدای جلد دوم مجموعه « از آستارا تا استاراباد»، از دیواره نگاریهای بقاع شرق گیلان و برخی نقاشان به‌نام آنها مطالبی نوشت. و یادآور شد که قدیمی‌ترین نقاشی، به تاریخ 1301 قمری و مربوط به روستای «شصتان» در حوالی لنگرود بوده است.

 

از آن زمان تاکنون، به‌ویژه پس از زلزله سال 1369، بسیاری از این بقعه‌ها برای نوسازی به‌طور کامل تخریب شدند. شاخص‌ترین و زیباترین آنها بقعه 12 تن روستای ملاط بود که تنها تصویر آن به‌جا مانده است. این بقعه  مدفن 12تن از سلاطین دوره کیایی بود که علاوه بر معماری بومی، دورتادور دیوارهای ایوان و داخل آرامگاه، مزین به نگارگری‌های مذبی بود.

این بقعه  مدفن 12تن از سلاطین دوره کیایی بود که علاوه بر معماری بومی، دورتادور دیوارهای ایوان و داخل آرامگاه، مزین به نگارگری‌های مذبی بود

نویسنده«فرهنگ عامیانه زیارتگاه‌های گیلان»، درمورد سنت نگارگری بر دیوار بقعه‌ها می‌نویسد: نقاشی بر دیواره بقاع نوعی سنت هنری بود و از دوره صفویه رواج یافت. در گیلان این  نوع نقاشی ارتباطی با شخص مدفون شده و ساختمان و معماری بقعه تناسبی نداشت. معمولا متولی یا اهالی، نقاشی را استخدام و به سفارش بانی یا به دلخواه، نقاشی‌هایی بر جداره داخلی و خارجی بقعه‌ها می‌کشیدند.

 

عمده این نقاشی‌ها وقایع کربلا بود. وقایعی نظیر معراج پیامبر(ص)، بهشت و دوزخ، ضامن آهو، حضرت علی(ع) و… هم به تصویر کشیده می‌شد. به این گونه بقعه‌ها، « نقشین بقعه» می‌گفتند. نقاش، شخصیت‌ها را بر پایه منصب، اهمیت، شخصیت و شهرت، کوچک و بزرگ و یا زشت و زیبا  و گاه با اغراق نشان می‌داد.

 

محمدتقی پوراحمد جکتاجی خاطر نشان می‌سازد: نقاشی بقعه‌های گیلان، شاید عمری حدود 100 سال داشته باشد و معمولا هر 10 سال یکبار مرمت می‌شد. اکثر این نقاشی‌های دیواری در شرق گیلان رایج است. تنها بقعه با نقاشی دیواری برجسته در غرب گیلان، در روستای «لیچا» از توابع لشت نشا قرارداردکه زمانی این محدوده، زیر نفوذ «کیاییان» بود.

بنابر آنچه در گوشه برخی از این نقاشی‌ها ثبت شده، عمده نقاشی‌ها اثر آقاجان نقاش لاهیجانی و پسرش ابراهیم بوده است.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.