آدمها پیچیده در مه به تماشای ناکجا ایستادهاند و ویرانی و تنهایی، روایت تلخی است که شولایِ روزگارِ دشواریها شدهاست. ابرها گاه آنچنان به زمین نزدیک میشوند که انگار آسمان و زمین درهم تنیدهاند و پنجرهها رو به جهانیگشوده میشوند که آرام وقرار از آن رخت بسته است؛ اما سبزناکی درختان هنوز در بطن خاکستری روزگار، نشان از کورسوی امید دارد.
این روزها آثار نقاشی «شیوا بابایی» در شهر ساحلی انزلی، زیر سقف چومگالری، چشمها را به مهمانی تماشا میخواند. نمایشگاهی که عنوان «برای همهى آنها که نیستند!» بر پیشانیاش نقش بسته است.
شيوا بابايی سال 1360 در تنکابن چشم به جهان گشوده است. وی مقطع کارشناسی نقاشی را در دانشگاه سوره و مقطع کارشناسی ارشد را در دانشگاه تهران پشت سر گذاشته است. او میگوید :«برای همهى آنها که نیستند!» در چوم گالری ادامهی نمایشگاهی است که در تهران، گالرى اُ آغاز شد و اکنون در انزلی برپاست.
بابایی که با 29 اثر در این نمایشگاه حضور دارد، یادآور میشود: بعضي از این آثار اکریلیک روی بوم و مقواست و تعدادي هم آب مركب روي كاغذ است.
به نظرم راه نجاتِ هنر در مناطقی با پتانسیلهای طبیعی و انسانی چون گیلان، بِسترسازی و ایجاد زمینههای ارتباطی میان هنرمندان و بنیانگذاری گالرى و مراكزى برای جمع كردن هنرمندانِ فراموش شده و جوان و تبادل افكار و بحث ميان آنهاست.
وقتی از این هنرمند میخواهم تا دربارهی مضمون آثارش برایمان حرف بزند، چنین شرح میدهد: جايي ميخواندم كه هنرمندان بنا به استنباط شخصي خودشان مفاهيم را كنار هم قرار ميدهند و تعاريف جديدی از اين مفاهيم ميسازند؛ به نظرم اين تعاريف تحت تاثير زندگي و اتفاقهاي اطرافمان شكل ميگيرد. در واقع تجربههاي ديداري و حسي من تا الان به ميزان قابل توجهي در خلق آثارم تاثيرگذار بوده است. در طي اين سالها، كارِ زياد ديدن، مطالعه و آشنايي با هنرمندان به خصوص نقاشانِ معاصري كه شناختم، به طور ناخودآگاه در كارهايم تاثيرگذاره بوده است. اتفاقها و روابط اطرافم نیز نقش موثرى در زندگي هنريِ من داشتند. ادراكِ عواطف و مشاهدهگريِ انسانها و كشف كردنِ شهري كه در آن زندگي مي كنم، خاكستريهايي كه همه جا ميبينم، حتي نگاه كردن به لكه رنگي كه روي برگ كاكتوس اتاقم هست، سفر كردن، در واقع جهان اطرافم با جزيياتش بیتردید تاثیرگذار بوده است.
نقاشی در گیلان
گیلان سرزمین نقشها و رنگهاست و بوم بسیاری از نقاشان این خطهی سبز همواره تماشایی بوده است. بابایی در بخشی از سخنانش اظهار میدارد: تا جايي كه ميدانم نقاشان مهمي در طول دوران معاصر از گيلان بودهاند که نقش مهم و چشمگیری در روند نقاشي ایران داشته اند؛ حتی اگر بطور مستمر و متمرکز درگيلان زندگي نکرده باشند. البته از آنجا که در حال حاضر من در این استان زندگي نميكنم خيلي شناخت دقيق و ملموسی نسبت به جزييات روندِ حرکتیِ هنر در گيلان ندارم اما به واسطهی تعاملاتم میتوانم بگویم نبودِ فضا و امكانات مناسب براي نمایش و ارائهى آثار در مکانهایی مثل گالري و موزه، همچنین فقدانِ رویدادهای فرهنگی که منجر به تعاملاتِ میان هنرمندان و حیاتبخشی به هنر گيلان است، باعث ركود و سكون آن شده است. چرا که امکان داشتنِ روابط موثرِ انساني براي گفتمان و تبادل افكار در جهت ارتقاي نقاشي، برای اجتناب از فراموشیِ ریشههای اصیل منطقهای بسیار با اهمیت است و تجمع فعالیتها و گفتمانهاى هنری در کلانشهر تهران باعث آسيب هنر و احتمالا حرکت به سمت تجاری شدن آن شده است.
وی در پایان تصریح میکند: به نظرم راه نجاتِ هنر در مناطقی با پتانسیلهای طبیعی و انسانی چون گیلان، بِسترسازی و ایجاد زمینههای ارتباطی میان هنرمندان و بنیانگذاری گالرى و مراكزى برای جمع كردن هنرمندانِ فراموش شده و جوان و تبادل افكار و بحث ميان آنهاست.
* به گزارش مرور، آثار «شیوا بابایی» تا 29 بهمن، روزهای یکشنبه تا جمعه از ساعت 16 تا 20 در چومگالری به نشانی انزلی- غازیان- کوچه کافی- پلاک 66 میزبان نگاه علاقمندان به هنر نقاشی است.