مروری بر کتاب «تقلا» اثر مارتی نیومایر؛

طراحی آینده؛ آن‌گاه که جاده‌ای وجود ندارد

0 ۷۹

در عصر فزاینده‌ی تحولات، رهبران دیگر نمی‌توانند به انتظار بنشینند تا مسیر آینده نمایان شود؛ بلکه ضرورت دارد تا خود، نقشه‌ی راهی نو طراحی کنند. در این دنیای پیچیده و پرشتاب، آنچه مدیران کارآزموده را از دیگران جدا می‌کند، نه صرفا نقشه‌ای برای عبور، بلکه تواناییِ ساختن جاده‌ای است استوار، آن‌هم در زمانی که هیچ جاده‌ای وجود ندارد.

 

کتاب «تقلا»، با روایتی داستانی، این ضرورتِ مبرم را به تصویر می‌کشد: ضرورتِ طراحی آینده، به جای پیش‌بینی منفعلانه، و هدایت سازمان در دلِ تاریکیِ سرگردانی و تردید.

“همت اگر سلسله جنبان شود / عاقبت آن سِلسله، کیوان شود”

 

زمانی که سرعت تغییرات افزایش می‌یابد، دیگر رهبران نمی‌توانند برای مسیر پیش‌ رو تصمیم بگیرند، در عوض باید مسیر را طراحی کنند.

 

زمانی که سرعت تغییرات افزایش می‌یابد، دیگر رهبران نمی‌توانند برای مسیر پیش‌ رو تصمیم بگیرند، در عوض باید مسیر را طراحی کنند

 

کتاب با صحنه‌ای از یک سخنرانی شروع می‌شود که نویسنده در آن با شفافیت بیان می‌کند که مشکل در جایی است که بیشتر کتاب‌های کسب‌وکار به معرفی «ابزارها» و تکنیک‌های مختلف می‌پردازند، بدون آنکه به خوانندگان نشان دهند در عمل و در موقعیت‌های واقعی چگونه می‌توانند از این ابزارها بهره‌برداری کنند. در این میان، کتاب «تقلا» در واکنش به همین فقدان و کمبود نوشته شده است؛ این کتاب نه یک منبع آموزشی معمولی، بلکه یک رمان مدیریتی و گویای واقعیت است که با دقت، چالش‌ها و رنج‌های واقعی ناشی از تغییر و تحول را به تصویر می‌کشد. در واقع، این اثر به خواننده کمک می‌کند تا درک عمیق‌تری از فرآیند تغییر و چگونگی مواجهه با آن پیدا کند، و راهکارهای عملی را در دل داستان زندگی شخصیت‌ها بیابد، به گونه‌ای که تجربه‌های شخصی و حرفه‌ای آن‌ها الهام‌بخش و آموزنده باشد.

 

 

«دیوید استون»، مدیرعامل شرکت «بیک‌اسکای»، در وضعیتی اسفناک قرار دارد. از زمانی که بر صندلی مدیریت نشسته، درآمد افت کرده، ارزش سهام پایین آمده و امیدها در حال دود شدن هستند. سهام شرکت ۳۰ درصد افت کرده و خبرگزاری‌ها دارند فشار می‌آورند. اگر کاری نکنید، جلسه سهام‌داران از شما نمی‌گذرند.» حتی راننده تاکسی‌اش هم او را می‌شناسد و بی‌پرده این هشدار را می‌دهد. در همان روز، هیئت‌مدیره اولتیماتومی به دیوید می‌دهد: «پنج هفته فرصت دارد تا استراتژی نجات شرکت را طراحی کند، وگرنه اخراج می‌شود. دیوید سردرگم است، ناامید است، اما هنوز یک چیز را فراموش نکرده: «من سازنده‌ام؛ شاید هنوز بشود چیزی ساخت.»/ (ص ۲۵و ۲۸ )

 

 

تیم، ابزار و اضطراب
دیوید تیمی، مجموعه‌ای به نام «کولتورا» تشکیل می‌دهد؛ گروهی متنوع از افراد با تخصص و دیدگاه‌های گوناگون. فضای جلسات این گروه پر از اصطکاک و چالش است؛ هر فرد برداشت و نظر خودش را دارد، اما در عین حال هیچ‌کدام به طور کامل نمی‌دانند مشکل اصلی چیست و چه مسیری باید پیش گرفته شود. این وضعیت نشان‌دهنده پیچیدگی‌های کار تیمی در محیط‌های چندرشته‌ای و چندنسخه‌ای است، جایی که تفاوت نظرها و عدم شفافیت در مشکل، کار را بسیار دشوار می‌کند.

در همین نقطه است که سقراط، مربی غیررسمی دیوید، جمله‌ای کلیدی را می‌گوید: «به نظر می‌رسه مشکل اینه که شما نمی‌دونید مشکلتون چیه.»/ (صفحه ۳۹ن)

 

کتاب «تقلا» در واکنش به همین فقدان و کمبود نوشته شده است؛ این کتاب نه یک منبع آموزشی معمولی، بلکه یک رمان مدیریتی و گویای واقعیت است که با دقت، چالش‌ها و رنج‌های واقعی ناشی از تغییر و تحول را به تصویر می‌کشد

 

راهی برای خلق توهم در دل ابهام
این پنج سؤال، مثل قطب‌نما مسیر تفکر تیم را شکل می‌دهند:

۱. مشتری کیست؟ کسی که نه ‌فقط می‌خرد، بلکه رویا دارد. «اگر واقعاً می‌خواهیم سفر را همگانی کنیم، درست همان‌طور که در بیانیه آرمان‌مان آمده، لازم است یک عالمه آدم که نه سفیدپوست‌اند، نه تحصیلات دانشگاهی دارند، به برند خودمان اضافه کنیم.»/ (ص ۱۲۳)

۲. نیاز اصلی چیست؟ شخصی‌سازی، معنا، تجربه.

۳. کجا رقابت می‌کنیم؟ باید زمین بازی را خودمان انتخاب کنیم.

۴. چگونه برنده می‌شویم؟ با متمایز بودن، نه تقلید از رقبا. «هدف این است که در صورت امکان، اصلاً وارد رقابت نشویم؛ همان کاری که‌اندی با ایجاد اقامتگاه‌های بوم‌گردی و هتل‌های فرودگاهی کرد.»/ صفحه ۱۸۴نسخه فیزیکی کتاب

۵. دشمن کیست؟ شاید نه بیرون، بلکه در طرز فکر خودمان. «جهان‌بینی آن‌ها دشمن ماست… بی‌اخلاقی حاصل از بی‌صداقتی، خودخواهی و بی‌رحمی است. دشمن ما آنجاست. میدان جنگ ما آنجاست»/ (ص ۱۳۳ )

 

پنج گام تفکر طراحی
برای پاسخ‌دادن به پرسش‌ها، تیم وارد فرآیند طراحی می‌شود:
• تعریف مسئله: تشخیص درستِ مشکل نصف راه حل است. «سازمان‌ها در حل مسئله خوبن، ولی توی درست تعریف کردن مسئله اغلب شکست می‌خورند.»
• بینش‌یابی: شنیدن صدای واقعی مشتری.
• واکاوی: ایده‌پردازی خلاق و بدون قضاوت.
• نمونه‌سازی: ساخت اولیه، حتی روی کاغذ.
• آزمایش: امتحان فرضیه‌ها در دنیای واقعی/ (ص ۱۳۳ و ۱۴۰)

 

در خصوص تعریف مسئله اغلب سازمان‌های در حل مسائل عمومی خوب عمل می‌کنند، اما اغلب در تعریف درست مشکل شکست می‌خورند. بنابراین اگر مشکل اشتباه تعریف شود، هر راه حلی که ارائه می‌شود ممکن است بی فایده یا بی‌ربط باشد. در خصوص بینش شناخت نیازهای واقعی و دیدگاه‌های آن‌ها، پایه‌ای است برای توسعه راه‌حل‌های موفق و طراحی محصولاتی که واقعا کاربردی و مفید هستند و اغلب، فرضیات و تصورهای تیم‌های طراحی با نیازهای واقعی مشتریان تفاوت دارد، بنابراین شنیدن مستقیم و توجه به بازخورد آن‌ها حیاتی است. در مسئله واکاوی تمرکز بر تولید ایده‌های نو و متفاوت، بدون ارزیابی منفی یا نقد سریع، باعث می‌شود نوآوری شکل بگیرد. ایجاد فضایی آزاد برای عرضه ایده‌ها، مانع از تنگناهای ذهنی می‌شود و راه‌حل‌های نو و متفاوتی خلق می‌گردد. در مرحله نمونه سازی، نمونه‌سازی زودهنگام، کمک می‌کند قبل از سرمایه‌گذاری‌های بزرگ، خطاها و نارسانی‌ها مشخص شوند و اصلاحات لازم صورت گیرد. آزمون در شرایط واقعی، به تیم کمک می‌کند تا بازخورد مستقیم مشتریان و کاربران را دریافت کند و بر اساس آن، اصلاحات لازم را انجام بدهند این چیزیست که در مرحله آزمایش تحقق می‌پذیرد.

 

در خصوص تعریف مسئله اغلب سازمان‌های در حل مسائل عمومی خوب عمل می‌کنند، اما اغلب در تعریف درست مشکل شکست می‌خورند

 

این فرآیند، یک چرخه تکراری و دینامیک است که تیم باید در هر مرحله به شکلی منظم و خلاقانه پیش برود تا بتواند راه‌حل‌های اثربخش و کاربردی ارائه دهد. تمرکز بر تعریف صحیح مشکل و شنیدن صدای واقعی مشتریان، کلید اصلی موفقیت در طراحی و توسعه است.

 

طرحی برای بقا
در لحظات پایانی و در آستانه ارائه نهایی، دیوید به یک نکته کلیدی و حیاتی پی می‌برد که از دید تیم پنهان مانده بود: «اثر شبکه‌ای». دیوید بلافاصله جلسه‌ای با تیمش ترتیب می‌دهد تا این موضوع مهم را مطرح کند. او با یادآوری گام نخست در تفکر طراحی، یعنی «بیان مسئله»، گفتگو را آغاز می‌کند. دیوید مسئله را این‌گونه تعریف و صورت‌بندی می‌کند: «صنعت هتل‌داری با یک رکود و بحران جدی و بی‌سابقه روبه‌رو شده است.»/ (ص ۳۰۲ )

 

او در ادامه با لحنی هشدارآمیز توضیح می‌دهد که اگر اقدام فوری و مؤثری صورت نگیرد، شرایط به مراتب بدتر و وخیم‌تر خواهد شد: مشتریان به تدریج از دست خواهند رفت، سود و درآمد شرکت به شدت کاهش خواهد یافت و در نهایت شرکت ناچار می‌شود برای جبران خسارت و جلوگیری از ورشکستگی، دارایی‌های ارزشمند خود را به فروش برساند. پس از این تحلیل و بررسی دقیق، تیم به سمت طراحی و تدوین یک استراتژی مناسب حرکت می‌کند. در ابتدا، آن‌ها به دنبال پیشگام‌بودن در بازار هستند و می‌خواهند با ایجاد یک نوع وابستگی در مشتریان، آن‌ها را به سمت خود جذب کنند. با این حال، خیلی زود متوجه می‌شوند که اگر تنها به حذف رقبا و از بین بردن آن‌ها فکر کنند، نه‌تنها حق انتخاب مشتریان محدود می‌شود، بلکه کل بازار و اکوسیستم کسب‌وکار نیز آسیب خواهد دید و در نهایت همه متضرر خواهند شد. در پاسخ به این بینش، تصمیم می‌گیرند به‌جای حذف رقبا، آن‌ها را وارد یک پلتفرم بی‌طرف کنند؛ این چرخش فکری، نمونه‌ای از گذار از رقابت سنتی به رقابت مشارکتی است — تغییری که در بازارهای پیچیده و شبکه‌ای امروز، به کلید موفقیت پایدار تبدیل شده است. و می‌فهمد راه نجات فقط نوآوری نیست، بلکه تصاحب فضاست؛ اینکه شرکتش به چیزی بدل شود که انتخاب اول و آخر مشتریان باشد.

 

* * * *

در نهایت، رهبران باید از روش‌های نوین و پیشرفته مانند طراحی آینده‌نگر و تفکر طراحی بهره‌مند شوند تا بتوانند در دنیای پر سرعت و همیشه در حال تغییر امروز به موفقیت برسند. این رویکردها، نه تنها به آن‌ها کمک می‌کند تا بتوانند بر چالش‌ها و فرصت‌های آینده فائق آیند، بلکه انگیزه‌ای برای خلاقیت و نوآوری فراهم می‌کنند.

 

با تمرکز بر توسعه ایده‌های نوآورانه و راه‌حل‌های خلاقانه، رهبران می‌توانند از حالت انتظار و واکنش صرف به آینده فراتر رفته و با طراحی فعالانه و آگاهانه آینده سازمان خود را شکل دهند. در نتیجه، آن‌ها دیگر تنها تماشاگران تغییرات نیستند، بلکه طراحان و مبتکران آینده هستند، و این امر سازمان را در مسیر رشد، توسعه و موفقیت دائم قرار می‌دهد. همچنین، این رویکردهای نوین، به رهبران قدرت می‌دهد تا با ایجاد فرصت‌های جدید و نوآورانه، فضای رقابتی را تسخیر کنند، تیم‌های خود را در مسیر تحول و پویایی نگه دارند و در نهایت، موفقیت‌های بلندمدت و پایدار را رقم بزنند. در دنیایی که تغییرات بسیار سریع است و رقابت سخت‌تر شده است، استفاده از این روش‌ها به عنوان ابزارهای کلیدی، بنیادی‌ترین عامل در قرار گرفتن در مسیر برتری و پیشروی، محسوب می‌شود. بنابراین، رهبران آینده‌نگر، با پیکر‌بندی آینده و ساخت آن بر اساس خلاقیت و نوآوری، می‌توانند سازمان خود را برای مواجهه با چالش‌های پیش‌رو آماده سازند و جایگاه برتر خود را تثبیت کنند.

4
0
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.