پايه ها و ستون هاى دوگانه هاى فرهنگى و اجتماعى در زمين در دوره پيشا مدرن جا دارند. ارباب و رعيت، سياه و سفيد، شهروند درجه يك و شهروند درجه دو، مرد و زن و…
با ورود بشر به تفكر مدرن، زيست فرهنگى و اجتماعى مبتنى برمفهوم انسانيت قرار گرفت. به همين دليل در اين دوره است كه حقوق بشر معنا و مفهوم پيدا مى كند. البته اين بدان معنا نيست كه با ورود تمدن بشرى به دوره مدرن تمامى دوگانه ها رخت بر بستند. اولاً در دوره مدرن رسوبات ضخيم و ريشه دار دوره پيشا مدرن همچنان وجود دارند و همچنان خود را باز توليد مى كنند و ثانياً اينكه دوره مدرن نيز خود توليد كننده دوگانه هاى خاص خود بوده است. دوگانه هاى اقتصادى چون طبقات فرودست و فرادست، دوگانه هايى چون توسعه يافتگى و توسعه نيافتگى، نخبه گرايى وعام گرايى و…. البته دوگانه هاى توليد شده در دوره مدرن ناشى از كژتابى هاى سياست هاى اقتصادى و فرهنگى دوره مدرن است در حالى كه دوگانه هاى دوره پيشامدرن ناشى از ذات پيشامدرن است.
مرد سالارى و زنان نيز از دوگانه هاى دوره پيشا مدرن است كه در دوره مدرن نيز به نحوى خود را باز توليد كرده است.
شكل اوليه و بدوى قدرت در قدرت جسمانى است و مردان نيز بخاطر برخوردارى از اين شكل بدوى قدرت، زنان را در اختيار تام و تمام خود ميدانستند. اين شكل بدوى قدرت (قدرت جسمانى) بعدها براى خود ساختار حقوقى و فرهنگى هم ايجاد كرد. در اين ساختار فرهنگى و حقوقى مطالبات و حق زنان از حداقل ها برخوردار بود و زنان در سايه اقتدار مردان ميتوانستند تصورى از حقوق خود داشته باشند.
با ورود تفكر مدرن كه بر مفهوم حقوق بشر شكل گرفته بسيارى از سازه هاى فرهنگى و حقوقى مربوط به زنان كه برآمده از دوره پيشا مدرن بود دچار شكاف و ترك خوردگى شد.
زنان در ايران پس از انقلاب عليرغم حضور ساختارهاى حقوقى و فرهنگى كه روح حاكم بر آنها بر آمده از روح پيشا مدرن بود توانستند تحرك اجتماعى مناسبى پيدا كنند. زنان ايرانى نه در يك پروژه از پيش تعيين شده بلكه در يك پروسه تحرك اجتماعى قدم به قدم و خاكريز به خاكريز توانستند سازه هاى ذهنى مردان و فرهنگ را جابجا كنند. شايد بتوان گفت اكنون در مرحله اى از تاريخ قرار داريم كه زنان ايرانى جامعه مرد سالارى ايران را بسان آن شعر كودكانه اى كه ايرج ميرزا سرود؛ ” دستم بگرفت و پا به پا برد تا شيوه راه رفتن آموخت ” مادرانه دستان مردان را گرفتند و شيوه تغيير نگاه به زن را به مردان آموختند .
زنان ايرانى توانستند مردان ايرانى را از الگوى پيشامدرنى به الگوى مدرن وارد كنند و شايد سازه هاى حقوقى و فرهنگى نيز تن بدهند به اين تغيير .