دامن سبز گیلان در طوفان غفلت زخم پشت زخم برداشته و ما دست روی دست گذاشتهایم. و اینک باید ترسید از روزی که به قدر یک کف دست از شکوه و سرسبزی این خطهی سبز درامان نمانده باشد و ما شاهدان آکنده ازحسرتی باشیم که آماج دهنکجی انبوه زباله و ویرانی قرار گرفتهاند.
این روزها درختان شکوفهپوش و سرخی شقایقهای وحشی و گلهای زرد و سفید و آبی بر تنِ عزیزِ زمین نگاهها را به تحسین وا میدارد. اما اسفبار است که همهی این گسترهی شکوهمند، از گزند زبالهها در رنج است. زبالههایی که دستان نااگاه برجای میگذارند و به این نمیاندیشند که ماهی دیگر یا سالی دیگر شاید گذارشان باز به این مکان که سفره گستراندهاند و ساعاتی به خوشی سپری کردهاند، بیفتد.
یا شاید زمانی دیگر فرزندانشان در آینده بخواهند راهی این گوشه از جنگل یا ساحل و یا کوهستان شوند، ولی آنچه پیش چشمهاشان پدیدار شود تنها زباله باشد و زباله. وقتی به مناظر بدیع اما مجروح ازحضور پسماند در گیلان میرسیم، ابتدا سخن از حضور گردشگران وبیمبالاتی آنها به میان میآید.
البته این امر چندان بیدلیل هم نیست، چرا که بارها شاهد رها شدن کیسههای زباله ازسوی سرنشینان اتومبیلهایی با پلاکهای غیر بومی در خیابانها ومسیرهای شهری و بین شهری و یا بیتوجهی ایشان در امتداد حضورشان در طبیعت و پارکها بودهایم، اما حال باید پرسید، آیا همهی زبالههای برجای مانده در طبیعت تنها حاصل حضور گردشگران است و یا این که بخشی از این معضل از عواقب بیتوجهی و ناآگاهی بومیان است؟
تردیدی وجود ندارد که ما گیلانیان نیز از اراضی جنگلی، ساحلی و کوهستانی این استان سرشار از موهبت بهرهمند میشویم. ما نیز برای رهایی از روزمرگیها و تنشهای زندگی، روزهای تعطیل، راهی جنگل و کوه و دشت میشویم و سفرههای خویش را در دل طبیعت میگسترانیم و البته که برخیمان در عرصهی مدیریت پسماند، بسیار سهلانگارانه عمل میکنیم و اما این در حالی است که همت و توجه ما بهعنوان اهالی این استان نسبت به مدیریت صحیح پسماند، میتواند الگوی مناسبی برای گردشگران این سرزمین گردشگرپذیر باشد.
واقعیت این است که اگر ما دوستدار خود و طبیعت سرزمین خویش باشیم و نسبت به پاکیزه نگهداشتن کوه و جنگل و ساحل این استان حساس و کوشا باشیم، خواه ناخواه از حجم زبالههای رها شده در طبیعت کاسته میشود و البته که این امر بیش از پیش جلوهگر میشود، چنانچه با گروههای داوطلب در راستای پاکیزگی، آموزش و اطلاعرسانی همراه شویم و درموارد لزوم به شیوهی مناسب در امر آموزش و یادآوری اهمیت حفظ سلامت محیط زیست به گردشگران بکوشیم و امیدوار باشیم که دامن سبز گیلان از هجوم بیامان پسماند در امان بماند.
و باز باید گفت، بخشی مهم از تلاش برای حفظ طبیعت گیلان از آلودگیها باید از سوی مسئولان ذیربط در استان مورد توجه قرار گیرد. چرا که وضعیت اماکن دپوی زباله و نحوهی مدیریت پسماند و فاضلابها با همه جلساتی که برگزار میشود و حرف و حدیثهایی که پیرامونش شکل میگیرد، همچنان اندر خم یک کوچه است و آثارش در دامن طبیعت گیلان خود رنجی بزرگ و رو به گسترش است که میتواند بر دامنهی بیتوجهیها و سهلانگاریهای دیگران بیافزاید.
بنا بر اظهارات کارشناسان، روزانه در گیلان بیش از ۲۵۰۰ تن زباله تولید میشود و سرانهی تولید زباله در این استان حدود ۷۵۰ تا ۹۰۰ گرم به ازای هر نفر در روز است که متناسب با حضور مسافران به ویژه در تعطیلات نوروز و تابستان، افزایش مییابد و بر بار سنگین مشکلات مدیریت پسماند میافزاید.
بنابراین اکنون که پیکر طبیعت گیلان با همهی حساسیتهای ویژهاش با مشکل مدیریت پسماند و پساب دست به گریبان است، انتظار میرود تدابیر مناسب و بودجهی کافی برای آن لحاظ شود و در کنارش نسبت به رفع چالشهای فرهنگی در زمینهی کمک به مدیریت پسماند ازسوی خانوارها در زندگی روزمره، تفریح و سفر اهتمام ویژه مبذول شود.
در این میان از یاد نباید برد که وضع قوانین مناسب وکارآمد در راستای ممانعت از رها ساختن زباله در دامن طبیعت و یا آسیب به پوشش گیاهی همراه با نظارت دقیق بر اجرای این قوانین و همچنین توجه به آموزش موثر از سوی ادارات ونهادهای ذیربط نظیر شهرداری، دهیاری، ادارات حفاظت محیطزیست، منابع طبیعی، آموزش و پرورش و همراه شدن رسانهها با ایشان در این امر میتواند از رنجوری طبیعت دردمند گیلان و دیگر استانهای در معرض آسیب کم کند.
باشد، روزی فرار رسد که طبیعت را عزیز بداریم و بر پیکرش زخم پشت زخم ننشانیم.