خوراک خرچنگ زنده همراه با سرو انواع سبزیجات و ذرت از غذاهای رنگین و مورد علاقه شرق آسیا خصوصا چینیهاست. در یکی از صدها مدل سرو این غذای پرطرفدار، خرچنگ چینی را میبینیم که ذره ذره در آب جوشی که دمای آن بالاتر و بالاتر میرود میپزد اما خود را کنترل کرده و بی خیال در پاتیل چرب هات پات ذرتها و سبزیجات اطراف خود را میخورد.
به قول ما ایرانیها وقتی آب از سرش گذشته نمیخواهد برای آنچه پشت سر گذاشته و آنچه که به زودی انتظارش را میکشد سوگواری کند. بنابراین از خوشیهای دم آخری نهایت لذت را میبرد.
اقتصاد ایران در هیبت کارتلی کم و بیش فامیلی و عریض و طویل به همان ظرف حاوی خوراک خرچنگ زنده میماند. کم و بیش ورشکسته است و با توجه به عزم و اراده حاکم، امیدی به بهبود آن نیست. رویای یک شبه پولدار شدن در چنین سیستمی برای مردم عادی که از معامله در بازار بورس، طلا و ارز و ماشین زخم خوردهاند، هم سرگرم کننده است هم جذاب و ناشناخته.
پس چه عیبی دارد در مدیریتی که همه چیز در آن به چالش کشیده شده سنگ روی سنگ بند نیست وقت و سلیقه مردم هم اینبار به انتخاب خودشان به چالش کشیده شود. در اقتصادی که در آن گاهی یک به اضافه یک دو میشود و گاهی منفی دو شاید اینبار از میان این همه چالش و سرگرمی، واقعا شانس با همستربازان یار شد.
من یک آرمی هستم(البته با احترام برای اکسوالها)، یا تب چالش مانکن که با استقبال پرشور مردم مخصوصا کسبه بازار مواجه شد یا چالش کمی تا قسمتی خطرناک نهنگ آبی، یا چالش بامزه آب یخ با حضور افتخاری همه اقشار، همه این چالشها برای من و همه مردمی که در خاک پاک ایران حضور دارند و محکومند به اینکه باید زندگی کنند اما سیاهنمایی نکنند به اندازه یک دنیا خاطره و تجربه به همراه داشته است.
البته که ته همه این ماجراها که هر کدام از این چالشها جامعه ایران را به روش خاص خود تبدار کرده است بعدها فروکش میکند(البته برخیهایشان) اما مردودی برای همانهایی مانده که به جای اصلاح وضعیت و نه آسیبشناسی از سر راحتطلبی و نه دلسوزی تنها به نصیحت کردن همستربازان عادت کردهاند.
برخی عینک روشنفکری به چشمان خود زدهاند و سادهلوحی کاربران همستر را برای جذب ثروت به باد انتقاد میگیرند و برخی دیگر نیز سعی دارند طرفداران بازی را متقاعد کنند که در نتیجه بازی همستر قرار نیست زیانی آنها را تهدید کند.
در امتحان الهی و در پاتیل در حال جوش اقتصاد ایران، اختلاف طبقاتی بیداد میکند و طبقه متوسط جامعه به همین راحتی در حال حذف شدن است. در اینجا باید به کسانی که در دستگاه تصمیمگیری و اجرا جایگاه مشخصی دارند و عینک روشنفکری زدهاند یا به کسانی که خود را عاقل و دیگران را همچنان سفیه میشمارند گفت؛ چه انتظاری از چنین جامعهای دارند که در یک قدمی سقوط اقتصادی و معیشتیست و چرخه تورم در آن پایانی ندارد. با این وجود چرا دائما رفتارهای واکنشی و نه کنشی این جامعه قربانی را به باد انتقاد و حتی تمسخر میگیرند؟
بیاییم واقعیت را قبول کنیم که تاکنون اقدام در خور توجه و درخشانی برای معیشت از دست رفته و ترمیم شکافهای اقتصاد ایران انجام نشده بنابراین از این جامعه چه انتظاری میتوان داشت؟ همستر کامبت؛ مانند یک آینه فقط یک فریم از چهره بدفرم اقتصاد بیمارگونه ایران را برایمان به نمایش گذاشته و در این آشفته بازاری که مقصران آشکاری دارد بی تقصیر است.
همستر کامبت؛ اینبار گرگ در لباس موش نیست و فقط میخواهد به ما بگوید که کجای کاریم. اگر زشتی در این چهره میبینیم از این تازه وارد نیست این واقعیتهای امروز ماست که با وجود تلاشمان برای کتمانش، گاهی با چنین چالشهایی به قلیان درآمده و پررنگتر میشوند.
در یکی از روزهای دی ماه 1402 یورونیوز نوشت« خبر خوش برای مردم ونزوئلا؛ نرخ تورم به 234 درصد رسید. ونزوئلاییها این مرحله از آزمایش رفتارشناسی و بالا بردن سطح عمومی تحمل را در قالب اجرای یک چالش به خوبی پشت سر گذاشتهاند و یقینا با رسیدن نرخ تورم به 233 درصد، مسئولان خود را مورد عنایت قرار داده و از آنان تشکر میکنند. این نتیجه اجرای آزمایش ظرف داغ در آمریکای جنوبی است که ظاهرا ونزوئلاییها در آن قبول شده به قله رسیدند و ایرانیها در رقابتی تنگاتنگ با ونزوئلاییها همچنان منتظر برگزاری چالشهای سنگینتر و قبولی در این آزمون بومی تحت عنوان «افزایش تابآوری» هستند.
واقعا سیاهنمایی کردن این اوضاع درخشان، بیانصافی نیست؟ جامعه ما، این فولاد آب دیده از صنعت سرگرمی تهی است، همستر کامبت در کنار دهها چالش ریز و درشتی که احتمالا روزها و ماههای آینده در این جامعه به شدت مستعد، انتظارمان را میکشند در بُعدی دیگر ماموریت دارند با امیدآفرینی همچون ظرفی داغ، تصاویر غمانگیزی مانند سقوط ارزش پول را به حاشیه ببرند تا به لطف این آزمون و خطا بدون کمترین دل مشغولی در متن سفرههای خالی قرار بگیریم و به سلیقه خود در رویای داشتن یک زندگی بهتر، فعل خواستن را صرف کنیم.
نظرات بسته شده است.