چایکاران چه می‌گویند؟

فاجعه در انتظار صنعت چای

20

گنه کرد در بلخ آهنگری، به شوشتر زدند گردن مسگری. از روزی که فساد معروف به چای دبش با آن وسعت در خبرها آمد، مشخص بود که دودش به چشم چایکاران زحمتکش خواهد رفت. زیرا با آن انبوه چای نامرغوبی که به بازار تزریق شد، دیگر جایی برای خرید چای داخلی نمی‌ماند و شد آنچه که نباید می‌شد.

 

چایکاران وطنی که عمده آنها گیلانی هستند، با تلاش و کوشش جان‌فرسا به تولید چای پرداختند، که تاکید مقامات بلندپایه حکومت نیز بود و هر آنچه را که داشتند از سرمایه و جانمایه بر سر آن نهادند و برگ سبز مرغوبی تولید کردند که در جهان کم نظیر است.

 

چایکاران محصول خود را با رنج و گرفتاری بسیار به کارخانه‌های فرآوری چای تحویل دادند، اما دریغ از دریافت به موقع بهای آن! کارخانه‌ها با ادعای اشباع بازار، از فروش چای فرآوری شده ی خود، با مشکل مواجه هستند و به همین جهت مطالبات چایکاران به صورت قطره چکانی پرداخت می‌شود و هنوز که هنوز است تعدادی از کارخانه ها مطالبات چایکاران را پرداخت نکرده اند.

 

از طرف دیگر دولت هر ساله قیمت خرید برگ سبز چای را به صورت تضمینی اعلام می‌کند که معنی و مفهوم آن این است که در قبال تحویل برگ سبز چای توسط چایکاران به کارخانه‌های فرآوری چای طرف قرارداد سازمان چای، پرداخت بهای آن را تضمین می‌کند.

 

اما وقتی به سازمان چای کشور مراجعه می‌شود می‌گویند:” ما صرفا پرداخت 25% خرید برگ سبز چای را بر عهده داریم و بقیه یعنی 75% را باید کارخانه‌دارها بپردازند” و چون مورد سوال قرار می‌گیرند که طرف چایکار، شما یعنی سازمان چای کشور هستید نه کارخانه‌دارها، می‌گویند: “ما در حال پیگیری قضائی و منتظر حکم دادگاه هستیم!”

 

بدین ترتیب از زیر بار مسئولیت شانه خالی می‌کنند و چایکاران به صورت بی پناه رها می‌شوند. با ادامه چنین روالی؛

 

الف: اگرچه سال‌های گذشته به دلیل همین بی‌توجهی بسیاری از باغات چای به طرق مختلف نابود شده است، اما بهره‌برداری از باقیمانده‌ی این محصول استراتژیک در سال پیش رو به دلایل زیر نیز به حداقل خواهد رسید:

 

1-باغداران بخاطر عدم امکان دسترسی به موقع به مطالبات خود از ادامه‌ی کار مأیوسند.

2-بسیاری از باغداران به دلیل عدم توانائی در کشت و کار، باغات خود را به افراد و گروه‌هائی اجاره داده‌اند که این مستاجرین با شرایط فعلی دیگر حاضر به ادامه همکاری نیستند.

3-افزایش هزینه‌های دستمزد در قبال افزایش اندک قیمت خرید برگ سبز چای و همچنین افزایش قیمت نهادهای باغی از جمله قیمت هر کیسه کود شیمیایی 50 کیلوئی از 150000 تومان در سال 1402 به 400000 تومان در سال جاری یعنی با 166% افزایش قیمت.

 

ب: عدم بهره‌برداری از باغ چای در یک سال به معنی از بین رفتن آن خواهد بود. چون باغات چای مانند منازل مسکونی نیستند که اگر یکسال از آنها بهره‌برداری نشود، سال بعد بشود از آن استفاده کرد. باغات چای با عدم بهره‌برداری یکساله تبدیل به خرابه خواهند شد که احیای دوباره آن بسیار هزینه‌بر و مشکل خواهد بود و چه بسا از حیز انتفاع خارج شود.

 

ج: با تعطیلی باغات چای بیکاری مضاعفی ایجاد می‌شود. به این معنی که عده زیادی که در این بخش مشغول بودند و جز شاغلین به حساب می‌آمدند، اینک به خیل بیکاران اضافه می‌شوند که معمولا مسئولین مربوطه کمتر به آن توجه می‌کنند و همواره صرفا آمار شغل‌های جدید را اعلام می‌نمایند.

 

در نتیجه مسئولین مربوطه مخصوصا استاندار محترم گیلان “که خود آشنا به وضع چای و چایکاران هستند”، اگر چاره‌ای عاجل نسبت به پرداخت معوقه چایکاران ننمایند و نیز باعث تعیین قیمت مناسب برای خرید برگ سبز چای در سال آتی نشوند، با توجه به مشکلاتی که دشمنان برای کشور ایجاد می‌کنند، در این بخش نیز مشکلی افزوده خواهد شد که بی شباهت به فاجعه نیست.

نظرات بسته شده است.