سیمای «ورزا جنگ» در دل تاریخ

226

بازخوانیِ خاطرات، گزارش زندگیِ روزمره و روایتی که سیاحان ایرانی از فضای فکری و فرهنگی ما نوشته‌اند بیانگر واقعیت اجتماعیِ زیادی است که نیازمند بررسی تاریخی می‌باشد. به باور هوسرل «همه‌ی شناخت ما (از شناخت روزمره تا شناخت تخصصی در علوم) در اعتقادات پیامدهای اعمال قصدی پیشین ما نهفته است که اغلب آن‌ها از نیاکان ماست».

بر این اساس روایت سیاحی که جنگ‌ حیوانات را در گستره‌ی جغرافیای ایران و گیلان تجربه کرده و آن را به مثابه‌ی یک تجربه‌ی شخصی نگاشته، حاوی آن است که در می‌یابیم گذشتگان چگونه می‌اندیشیده‌اند و چگونه واقعیت اجتماعی را می‌ساخته‌اند. این متون و ادبیات که خیلی بی‌‌واسطه نگاشته شده‌اند همان چیزی است که اهمیت جهان زندگیِ روزمره را برای‌مان آشکار می‌کند.

در نظر داریم تا اندکی از نگاره‌های سیاحان طی پانصد سال گذشته را بیرون کشیده تا دریابیم انسان‌های گذشته، چه چیزی در زندگی اجتماعی با ورزاجنگ درک می‌کردند؟ به تعبیر دیگر علیرغم بازخوانی «روایت‌های سنتی» مسئله‌ی ما انسان است.

بدین ترتیب در عصری که جدایش میل اروس از تاناتوس بسان معجزه فهم می‌شود و انسان عصرمدرن در پی تحقق سطحی از حقوق برای حیوانات است؛ درک این که کنشگران ورزاجنگ با استمرار این پدیده‌ی سنتی در پی بازنمایی و آشکارگی چه چیزی هستند می‌تواند دغدغه و دلیل ما از سفر به دل تاریخ باشد اما برای سخن از سنت گیلان و مازندران، لازم بود کمی فراتر از جغرافیای فعلی این پدیده‌ی نامتعارف در شمال کشور برویم بنابراین فهرستی از جورج کرزن و ماساهارو پیرامون سیاحانی که از سال 1500 میلادی از ایران عبور نموده‌اند را امانت گرفتیم و درب گنجینه‌ی تاریخ را وا کردیم تا گام به گام به جغرافیای گیلان نزدیک شویم.

 

فراوانی سیاحان خارجی در ایران به روایت جورج کرزن تا سال 1891
سال میلادی سال شمسی فراوانی سیاحت­نامه­‌ی بررسی‌شده
1300 تا 1500 678 تا 878 12 نفر
1500 تا 1600 878 تا 978 15 نفر 2
1600 تا 1700 978 تا 1078 41 نفر 4
1700 تا 1800 1078 تا 1178 31 نفر 1
1800 تا 1891 1178 تا 1269 194 نفر 11
1891 به 1979 1269 تا 1357 * 9
1979 به بعد 1357 به بعد * 1
جمع 28

ذکر همه‌ی آنچه در جدول فوق آمده نه ممکن است و نه مطلوب اما فرازهایی از تاریخ ورزاجنگ به مثابه‌ی رابطه‌ی یک سیاح با جهانی که درک کرده و با آن زیسته را بصورت اجمالی بازخوانی می‌کنیم و بازخوانی بقیه‌ی تاریخ را به مطالعه رساله‌ی «قصدمندی ورزاجنگ و پیامدهای سیاسی اجتماعی آن در شهرستان رشت» وا می‌گذاریم:

روایت سیاحی که جنگ ‌حیوانات را در گستره‌ی جغرافیای ایران و گیلان تجربه کرده و آن را به مثابه‌ی یک تجربه‌ی شخصی نگاشته، حاوی آن است که در می‌یابیم گذشتگان چگونه می‌اندیشیده‌اند و چگونه واقعیت اجتماعی را می‌ساخته‌اند.

گارسیا دِ سیلوا فیگوئروآ (1550-1624م) سفیر اسپانیا در دربار شاه‌عباس بین سال‌های 995 تا 997 ه.ش بود که تجربه‌های خود از جنوب تا شمال را روایت نموده است. شاید اسپانیایی بودن وی، موجب گردید اقسام تفریحات ایرانیان با دخالت حیوان را بهتر از سایرین روایت کند.

وی در صد صفحه اول سیاحت‌نامه‌اش تنها به رام بودن حیوانات، اهلی بودن گاوها و امکان سوارشدن بر آن‌ها از هرمز تا شیراز سخن به میان می‌آورد اما کم‌کم به قوانین (شایسته است که اوامر شاهانه را با قوانین امروزی تفکیک کنیم) شکار و جریمه‌ی آن در شیراز اشاره می‌کند اما پس از رسیدن به اصفهان روایت‌گری از سرگرمی با حیوان دقیق‌تر می‌شود به نحوی که حتی به محل تماشای زنان از تالار مخصوص توجه می‌کند.

اما این روایت‌های جزئی در سفر به کاشان رنگ بوی دقیق‌تری به‌خود می‌گیرد. بی‌گمان کمتر ورزابازی در شمال کشور باور می‌کند روزگاری کاشان بیش از گیلان و مازندران پذیرای گاوبازی بوده است.

فیگوئروآ می‌نویسد: «صبح فردا حاکم و چند تنی از بزرگان شهر به دیدار سفیر آمدند و وی را به تماشای بازی‌های سرگرم‌کننده که در میدان شهر انجام می‌شد دعوت کردند. پس از نشان‌دادن محل استراحت از وی پرسیدند که میل دارند جنگ حیوانات را از فراز ایوانی تماشا کند یا در خود میدان.

در این نمایش قرار بود چند قوچ و گاو نر با یکدیگر سرشاخ شوند. چون سفیر ابراز تمایل کرد که جنگ‌حیوانات را در همان محل مسابقه تماشا کند بلافاصله دستور داده شد در میدانی که انبوهی از مردم و عده‌ای زن با چادرهای سفیدشان گرد آمده بودند، جایی برای سفیر تدارک شود، به محض استقرار سفیر و تماشاگران، از هریک از دو طرف جایگاه مسابقه، عده‌ای مرد همراه دو قوچ‌بان که هر یک قوچی قوی را هدایت می‌کردند به میدان وارد شدند».

فیگوئروآ در توصیفش به خوبی اجزای بازی شامل شور تماشاگران، احساس تماشاگر زن و مرد، ابزار بازی، نحوه‌ی بازی، مکان بازی، صاحبان گاونر، حتی شکل شاخ و رنگ حیوان و… را از یکدیگر تفکیک و به توصیف ژرف هر یک می‌پردازد.

بی‌گمان انطباق فرهنگی بخش‌هایی از جنگ‌حیوانات بطور خاص «ورزاجنگ» با پدیده‌ی گاوبازی در اسپانیا، بر تشریح دقیق بی‌تأثیر نبوده است تا جایی که گویی «درباره»ی جهان جنگ‌حیوانات نمی‌نویسد بلکه «با» جهان جنگ حیوانات می‌نویسد: «بسیاری از تماشاگران با سرهای شکسته از میدان مسابقه خارج می‌شوند و آنچه بیشتر آن‌ها را خشمگین می‌کند و به نزاع می‌کشاند تا با چوب و چماق به جان یکدیگر افتند این است که بیشتر اوقات پیروزی مشکوک و نامعین است. گاوها با سرسختی می‌جنگند».

نظر به اینکه می¬‌خواهیم از روایتگری سیاحان در دل تاریخ نتیجه‌ای برگیریم و سخن را تا نگارش آتی کوتاه کنیم بنابراین به دو تمایز آشکار اشاره می‌کنیم:

1) اغلب گاوبازهای گیلانی باور دارند که قمار در چند دهه‌ی اخیر به ورزاجنگ افزون شده است. روایت فیگوئروآ که مربوط به بیش 400 سال پیش می‌باشد به ما نشان می‌دهد که سطحی (هرچند اندک) از قماربازی همنشین این پدیده‌ی نامتعارف بوده است البته نویسنده‌ی این سطور جزئیات سیر این تطور را در مقاله‌ی «بررسی پدیدارشناختی تطور مناسبات میان نسل¬ها در پدیده¬ی ورزاجنگ» بررسی نموده است.

گارسیا دِ سیلوا فیگوئروآ (1550-1624م) سفیر اسپانیا در دربار شاه‌عباس بین سال‌های 995 تا 997 ه.ش بود که تجربه‌های خود از جنوب تا شمال را روایت نموده است. شاید اسپانیایی بودن وی، موجب گردید اقسام تفریحات ایرانیان با دخالت حیوان را بهتر از سایرین روایت کند.

2) زمان طولانی و پیروزی مشکوک (و چند عامل دیگر که در قسمت‌های آتی از تاریخ ورزاجنگ ذکر می‌کنیم) در این پدیده‌ی سنتی موجب گردیده، صاحبان ورزا در عصر جدید اقدام به تراشیدن شاخ گاو نمایند تا جنگی را که «بازی» می‌نامند، کوتاه کنند. بنابراین نتایج یک عمل سنتی نمی‌تواند مشروعیت اخلاقی یک عمل را تضمین کند، حتی اگر آن را «بازی» بومی بنامیم.

به باور پژوهشگر این سطور، آشکارگی همین دو سطح کافی است که با تأمل بیشتری به پژوهش‌ها و نوشته‌های حول بازیِ بومی و جنگ‌هایی که بازی نامیده می‌شود، توجه نمود؛ چرا که در عصر جدید، جنگیدن، نمی‌تواند بازی باشد. با نگاه به بازی‌ها بخوبی در می‌یابیم که انسان عصر مدرن برای تمایز میان جنگ و بازی (با ارائه کارت¬های زرد و قرمز، با دوربین‌های مختلف و….) در تلاش است؛ هرچند همه‌ی تلاش‌ها با موفقیت همراه نیست. در مجموع، ما در دل تاریخ سفر کردیم تا ریشه‌های سنتی ورزاجنگ و تداوم فروبستگی‌های برآمده از پدیده‌های پیشامدرن را برجسته و آشکار نماییم. امید است با گشایشی مدرن از فهم تعامل «انسان و حیوان»، شاهد نتایجی مطلوب‌تر در فضای فرهنگی روستاهای گیلان در مواجه با این پدیده باشیم.

«دکتری جامعه شناسی سیاسی»

منابع
1. فیگوئروآ، گارسیا د سیلوا (1363)، سفرنامه سفیر اسپانیا در دربار شاه عباس اول، ترجمه غلامرضا سمیعی، چاپ اول، تهران: نشرنو، (تاريخ انتشار اثر به زبان اصلي: 1667).
2. اسمیت، دیوید وودراف (1396)، پدیدارشناسی هوسرل، ترجمه غلام¬عباس جمالی، چاپ اول، تهران: نقش جهان، (تاريخ انتشار اثر به زبان اصلي: 2013).
3. ماساهارو، یوشیدا (1373)، سفرنامه‌ی یوشیدا ماساهارو، نخستین فرستاده‌ی ژاپن به ایران دوره‌ی قاجار، ترجمه هاشم رجب‌زاده و ی.نی¬ئی¬یا، چاپ اول، مشهد: آستان قدس رضوی، (تاريخ انتشار اثر به زبان اصلي: 1880).
4. صولتی، حسین (1403)، قصدمندی ورزاجنگ و پیامدهای سیاسی اجتماعی آن در شهرستان رشت، رساله‌ی دکتری، رشته جامعه‌شناسی‌سیاسی، دانشکده علوم‌سیاسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب.

نظرات بسته شده است.