داستان این روزهای برف گیلان زودگذر خواهد بود و قطع به یقین در میانه تمامی اخبار سیاسی و اقتصادی گم خواهد شد. واقعیت این است که این یادداشت هم به دنبال مقصریابی نیست هرچند پرداختن به هر مسئله اینچنینی وظیفه نهادهای نظارتی و اهل رسانه است. آنچه که گیلان را کانون این اتفاقات درآمیخته کرده است را شاید بتوان چند چیز دانست که تنها اینجا به مرور آن میپردازیم:
استان گیلان یکی از پر مخاطره ترین استانهای ایران است که ناشی از عوامل جغرافیایی مختلفی است که کم و بیش بر همه آشکار است. دریای خزر و کوهستانهایی که در کنار آن قرار دارند طبیعتا سرشت مشخصی به این خطه جغرافیایی داده است.
کمتر بلایای جوی است که در استان رخ ندهد یا رخ نداده باشد. از جمله این بلاهای طبیعی، برف های سنگین است که اتفاقا این پدیده هم برای همه آشنا است و البته از معدود مخاطراتی است که ابعاد سیاسی اش بر ابعاد دیگر کمی میچربد.
بنابراین برفها، از بلایای جوی شاخص استان هستند. شواهد و قراین البته این بار اینگونه بود که استان در آمادگی کاملی برای مقابله با آن قرار داشت. حداقل هر شهروندی در سطح خیابان و جاده ها شاهد بسیج کامل نیروهای امدادی بود که امری دلپذیر و خوشحال کننده است. چون هنوز کابوس برف سنگین سال 1383، زدوده نشده است هم برای مردم و هم برای مسئولین! اتفاقا اما این بار، بارش برف سنگین مشکلات سیاسی و اجتماعی به بار نیاورد و همین مسئله البته به دلیل هزینه های اقتصادی و سیاسی که برای استان داشته منجر به چالشی برای استانداری استان گیلان شده است.
از اینرو چالش این باره استان نه تحقق برف سنگین و کم کاری مسئولین در اعلام بحران و مدیریت بحران بلکه، عدم تحقق آن بود. و همین عدم تحقق فضای استان را ملتهب کرد.
نگاهی گذرا از لحاظ علمی به این اتفاق تا روشن شدن تمامی زوایای آن نشان از این مسائل دارد. گيلان پربارشترين و پرمخاطرهترين استان كشور است كه تقريبا همه انواع مخاطرههاي جوي را تجربه ميكند. اين شرايط به واسطه شرايط اقليمي پيچيده آن، شامل همجواري با كوهستان البرز و پهنه آبي درياي كاسپين و برهمكنش اين مولفه هاي اقليمي با توده هواي عبوري از آن، پيش بيني پذيريِ پديده هاي جوي را در مقايسه با ساير مناطق كشور، دشوارتر ميكند.
از طرفي پيش بيني بارش برف در گيلان به دليل همجواري با منبع عظيم رطوبت درياي كاسپين كه شرايط رطوبتي فرين را در منطقه ايجاد كرده و با تعديل دمايي، افت دمايي لازم، براي رسيدن به آستانه شروع بارش برف و همچنين تداوم بارش برف را با كندي مواجه ميسازد.
بنابراين برخلاف ساير مناطق ايران، در نواحي جلگه اي گيلان، پيش بيني برف از نظر الگوي مكاني وقوع، احتمال وقوع و ارتفاع برف يكي از پيچيده ترين مقوله هاست كه حتي بروزترين مدلهاي پيش بيني، در بسياري موارد نميتوانند برآورد دقيقي ارائه كنند.
آسيبشناسي عدم تحقق بارش برفِ مورد انتظار، در اين سامانه بارشي از نظر هواشناسي، نيازمند بررسي دقيق علمي و تطابق الگوهاي وقوع يافته با الگوهاي پيشیابي است. بنظر ميرسد درگام اول تغييرات الگوهاي هواشناسي از نظر شدت و جابجاييِ موقعيت توده هواي سرد نفوذ كرده به منطقه، كه طي دو روز آخر با تضعيف فاحشي مواجه بود، نقش اساسي در كاهش بارش داشت.
در زمان وقوع سرمايش كافي در منطقه، رطوبت با شرايط كاهشي مواجه بود كه منجر به توقف بارش و يا كاهش آن شد. براساس بروزرساني الگوهاي بارشي طي دو روز اخير، مسير عبور سامانه به گونه اي بود كه هسته بارش ها بسمت دريا جابجا شد و خط ساحلي بيشترين حجم برف را در نواحي جلگه اي تجربه كرد.
بنابراین اگر خلاصه شود، اکثر الگوهای پیش بینی هواشناسی جهانی که شرایط بارش شدید برف را پیش بینی کرده بودند، در آخرین ساعات قبل از بحران، تغییر کرده و این تغییر نه تنها در نقشههای پیش بینی بود، بلکه در جو استان هم به راحتی قابل رویت بود، برفی که نبارید.
اما با این حال، نباید فراموش کرد که فضای رسانهای و هشدار استان تنها در دست اداره کل هواشناسی گیلان نیست. هواشناسی و ارائه خدمات هواشناسی یکی از موضوعات مورد علاقه بلاگرها در فضای مجازی است که برخی از روی علاقه و برای درآمدزایی و برخی هم برای مطرح شدن به شدت به آن روی آورند که نمونه های آن در استان زیاد هستند که مشخص ترین آن «گیلان فورکا» است که شاید حداقل در ده سال اخیر در صدر این مجموعه بوده است.
نکته جالب توجه اینکه این افراد تنها به لطف دسترسی آسان و متنوع به انواع خروجیهای هواشناسی توانسته اند تنها با نقشه خوانی و عدد خوانی و تبدیل آن ها به خروجی قابل فهم در این میان جریان رسانه را برای خود تصاحب کنند. آیا این مسئله ناشی از خلاء قانونی است یا نه نیاز به بررسی است و البته که سیاست برخورد قهرآمیز در مورد این مسائل جواب نمیدهد.
جالب اینکه گفتگوی ساده با مردم گیلان که دسترسی به گوشی های هوشمند داشته اند، قبل از بحران اخیر و عدم تحقق برف، نشان از اعتماد فواق العاده مردم به این مجموعه داشته است و اگر فکر میکنید این مجموعه خطا نداشته و یا قبلا عذرخواهی کرده است سخت در اشتباهید و البته تاکید میشود که انواع پیجهای هواشناسی که اتفاقا توسط افراد غیرمتخصص اداره میشوند کم نیستند، هرچند هر مخاطب خواهان پاسخِ سوالی است، فرق میان دستگاه تخصصی و پیج های غیرمتخصص چیست وقتی نتیجه هردو عدم تحقق بارش بود؟ این سوالی است که باید در سطح کلان و در مجموعه ای ویژه به آن پرداخت.
در این بین از این مسئله نیز نباید غافل شد که به نظر میرسد جوسازي رسانه اي در فضاي مجازي، يك هفته زودتر از ورود سامانه بارشي و فشارهاي رواني ناشي از انتظارات افكار عمومي، توانست تاثیر منفی روی عملکرد هواشناسي گيلان بگذارد و این مجموعه را دچار شتابزدگي کند.
انتظار ميرود، مديران اجرايي استان، بدون توجه به گردش اطلاعات در فضاي مجازي توسط افراد غيرمتخصص، باد فرصت كافي به هواشناسی استان بدهند تا با تعقيب شرايط حاكم بر الگوها و پايش تشديد يا تضعيف سامانه ها، هشدارهاي لازم را در زمان مناسب صادر كنند.
فارغ از هر اتفاقی که درخصوص عدم تحقق هشدارهای صادرشده توسط هواشناسی در این سامانه، رخ داده است بنظر میرسد پرداختن به چندمقوله اجتنابناپذیر است. اول اینکه هواشناسی گیلان به عنوان متولی صدور پیشبینی و هشدار در استان، فضای مجازی را در دست ندارد و گردش اطلاعات هواشناسی در فضای مجازی متعلق به افرادی است که هیچگونه تحصیلات تخصصی و آموزش آکادمیک در این حوزه ندارند.
بنابراین در واقع هواشناسی گیلان با طیف وسیعی از کاربران در فضای مجازی ارتباطی ندارد. نکته دوم بنظر میرسد افراد جامعه انتظار دارند که هواشناسی گیلان در خصوص عدم تحقق پیشبینیها همواره با مردم شفاف باشد و با پذیرش و تبیین خطاهایی که در پیشبینی دنیا هم بیسابقه نیست؛ در جلب اعتماد عمومی تلاش کند.