کلمات مانده‌اند و عکس‌ها

0 171

همه‌ی آنها که می‌روند، داستانی از خویشتنِ خویش بر جای می‌نهند. داستان بودن آدم‌ها بر زمین، یک وقت‌هایی در اتاق‌های ذهن آنها که می‌شناختندشان حک می‌شود، و وقت دیگر می‌نشیند به جان کلماتِ نقش بسته بر سپیدناکی کاغذها و یا  تاریک‌روشن عکس‌ها؛ عکس‌ها که تماشاگران‌شان را می‌برند به لحظه‌ای که در خویش حبس کرده‌اند.

و اما آن‌چه اینک پیش روی شماست، تصاویری چند از فرازهای زندگی «احمد علی‌دوست» است. به دنیا که آمد، اسفند بود، اسفند ماه سال ۱۳۰۳ خورشیدی؛ و نگاهش گره خورد به رشتِ آن سال‌های پرالتهاب. او نویسنده، روزنامه‌نگار، شاعر و بازرگانی شهیر بود  که  در امتداد دهه‌های اخیر، بسیاری از  تجارب و آموزه‌های خویش را برای اهالی امروز و فردا نوشته است. علی‌دوست عضو آخرین دوره‌ی انجمن شهر رشت و رییس انجمن استان در سال‌های پیش از انقلاب اسلامی‌  و از اعضای هیات مدیره و نماینده‌ی این اعضاء در محاکم قضایی بود.

وی در همه‌ی سال‌های عمر، جهان را  با نگاهی ژرف به تماشا نشست و  عمیق اندیشید و در  جاده‌ی زندگی با صلابت قدم برداشت. زمانی برای آبادانی  شهری که در آن می‌زیست کوشید و زمانی دیگر قلم برداشت و  کوله‌بارِ سنگین از دیده‌ها و شنیده‌ها و تجاربش  را کلمه به کلمه نوشت. کلماتی که از عشق نشان دارد، عشق به زیستن، به رشت و مردمش.

«احمد علی‌دوست» همواره پوینده بود و جوینده؛ و  حتی در همه‌ی آن سال‌ها که  برف سالمندی دربرش گرفته بود؛ ذهنش همچنان روشن بود و می‌توانست به روایت رشتی بنشیند که قریب به یک قرن پیش در آن بالیده بود.

او تا همین  سیزدهمین روز از دی‌ماه سال ۱۴۰۱  به ترجمان زندگی نشسته بود، و حالا اما  رفته است و کلمات مانده‌اند و عکس‌ها.

ر

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.