این مطلب را در 13 فروردین نوشتم، روز طبیعت. بعد از دو هفته پرچالش در پیک سفر، فضای دفتر کمی آرام گرفت و من چند ساعت از وقتم را به نوشتن در موضوعی اختصاص دادم که ذهنم را به خود مشغول کرده بود.
مدتی است در شبکه های اجتماعی و همچنین در نشریات استان، به معضلات صنعت گردشگری و طبعات منفی ناشی از حضور گردشگر در گیلان پرداخته می شود. معضلاتی همچون زباله و پسماند، ترافیک، کمبود آب و انرژی و تضادهای فرهنگی. همه این موارد را صحیح میدانم و در واقع جزو دغدغه های شخصی من است.
ولی آنچه باعث نگرانی من شده نوع روایت و نوعی سوگیری سهوی در این مطالب است که القا میکند گردشگر و گردشگری یک تهدید است و ما وارثان این بهشت زمینی، در واقع قربانیان این سرنوشت محتوم هستیم!
گیلان به عنوان یکی از قطبهای گردشگری کشور، طبق آمارهای معیوب موجود، سالانه حداقل میزبان ۱۰ تا ۱۵ میلیون گردشگر است. این حجم از مسافران نشاندهندهی پتانسیل قابل توجه این منطقه در صنعت گردشگری است.
با محاسبه ای سرانگشتی و با لحاظ کردن اطلاع من از الگوی رایج سفرهای گردشگران به شمال کشور که با میانگین 4 نفر و میانگین 2 شب اقامت انجام میشود و با لحاظ هزینه تخمینی حدود ۱۰ میلیون تومان برای این بسته 8 نفر-شب-اقامت (شامل اقامت، حمل و نقل،غذا و رستوران، تفریحات و سوغات)، با فرض ۱۲ میلیون گردشگر سالیانه، گردش مالی بخش گردشگری استان به حدود ۳۰ همت ( 30 هزار میلیارد تومان) در سال میرسد.
همچنین طبق آمارهای موجود، گردشگری با ایجاد 200 هزار فرصت شغلی 20 درصد از اشتغال استان را به خود اختصاص داده است. به جهت مقایسه، بخش کشاورزی و بخش صنعت استان هم طبق آمار موجود هر یک سالانه بین 50 تا ۱۰۰ همت گردش مالی دارند.
آمار فوق از یک منظر، به نقش با اهمیت گردشگری در همین اقتصاد لاغر در استان گیلان اشاره دارد، ولی کافیست این آمار را با برخی مناطق مشابه در سطح بینالمللی مقایسه کنیم تا به ثروت و ظرفیت قابل توجهی که با به حاشیه رانده شدن صنعت گردشگری کشور در واقع به حال خود رها شده پی ببریم.
مقایسه گیلان با استان آنتالیای ترکیه
برای درک بهتر ظرفیتهای اقتصادی گردشگری گیلان، مقایسهای با استان آنتالیا به مرکزیت شهر آنتالیا درترکیه میتواند دیدگاه روشنی ارائه دهد. درآمد گردشگری استان آنتالیا در سال ۲۰۲۴ حدود ۲۰ میلیارد دلار تخمین زده شده است، در حالی که درآمد استان گیلان از این بخش طبق همین محاسبات سرانگشتی به نیم میلیاد دلار هم نمیرسد.
این تفاوت فاحش در حالی است که هر دو منطقه بصورت تقریبی دارای ظرفیت های گردشگری مشابه، سواحل و طبیعت زیبا، فرهنگ غنی، مردمان مهمان نواز، غذاهای محلی جذاب و پیشینهی تاریخی غنی هستند.
آنتالیا در حالی به چنین درآمدی دست یافته که همزمان توانسته طبیعت و تاریخ و ملیت خود را نیز حفظ کند.
دلایل این تفاوت در بهره مندی از پتانسیل ها را باید در تفاوت در نگرش ها و میزان هوشمندی و خردمندی حاکمان، مدیران و تصمیم گیرندگان این دو سرزمین جستجو کرد.
اگر گیلان و در مقیاس بزرگتر ایران عزیز، با معضلات عدیده ای همچون آلودگی آب و خاک و زباله وناترازی (ترجمه کنید ورشکستگی) انرژی و سایر منابع دست به گریبان است، ناشی از بی تدبیری و نابلدی مدیران و حاکمان است. وگرنه گیلان و تمام ایران، سرشار از ثروت ها و فرصت های رها شده است و بس.
معضلات کنونی گردشگری گیلان ناشی از عملکرد مدیران است
معضلات مهمی که گیلان امروز با آنها دست به گریبان است و گردشگری در واقع موجب تشدید بحران شده شامل، تخریب محیط زیست، آلودگی محیط و زباله و پسماند، کمبود آب و انرژی، ترافیک راه ها، تضادهای فرهنگی و اجتماعی است.
مسئولیت تمامی این چالش ها که امروزه به صنعت گردشگری ختم نمی شود، متوجه مسئولین و سیاست گذاران استانی و ملی ست. حتی معتقدم سوءرفتارهایی که از سمت مردم دیده می شود و با از دست رفتن سرمایه های اجتماعی روز به روز در حال گسترش است، همچون موضوع زباله، آن هم دلیلش عدم وجودآموزش موثر و درکنار آن مقررات هوشمندانه و بازدارنده است.
ناکارآمدی این مدیران نابلد است که باعث شده گردشگری از فرصتی بزرگ برای توسعه اقتصادی گیلان، به تهدیدی برای زندگی روزمره مردم تبدیل شود، چرا که تمامی این چالشها در دنیا تجربه شده و راهحلهای موثری برای آنها وجود دارد. خلاصه که، هر چه هست از قامت ناساز بی اندام ماست.
برخی از اقداماتی که میتواند به مدیریت صحیح گردشگری در گیلان بیانجامد عبارتند از:
-سیاستگذاری جامع و هوشمندانه: برنامهریزی جامع، کل نگر و واقع بینانه برای توسعه پایدار گردشگری با در نظر گرفتن ظرفیت ها و محدودیت های زیست محیطی و اجتماعی استان.
-استفاده از دانش و تکنولوژی به روز: بهرهگیری از دانش به روز و کارآمدی که برگرفته از سال ها آزمون و خطا در کشورهای موفق است و استفاده از دانش افراد و شرکت ها و پیمانکاران بین المللی برای تهیه طرح جامع ملی و سپس اجرای پروژه هایی همچون تسویه خانه ها و مراکز بازیافت و زباله سوزها واحداث راهها و اماکن عمومی و حفاظت اصولی آثار تاریخی و مناطق طبیعی.
-تشویق سرمایهگذاری و ترویج گردشگری پایدار: ترویج اکوتوریسم، گردشگری شهری و روستایی و طبیعتگردی مسئولانه، تسهیل و ترویج یک چرخه اقتصادی سالم و پایدار در گردشگری برای مردم محلی و سرمایه گذاران غیربومی، که ضمن ایجاد رفاه باعث حفظ محیط زیست و حفظ سرمایه های اجتماعی و فرهنگ بومی می شود.
-حمایت از فستیوال ها و جشن های بومی و محلی: به جای جلوگیری از جشنواره های بومی و محلی، به حفظ و گسترش این رویدادهای محلی کمک شود. هرچند تجربه شخصی من نشان میدهد که کافیست از سنگ اندازی ها و کوته فکری ها کاسته شود تا این جشن های سالیانه به آوردگاه فرهنگ وهنرواقتصاد مردمی تبدیل شود.
فستیوال هایی همچون جشن خرمن، نوروز بل، جشن انار، جشن بهارنارنج و صدها رسم و آیین نمادین که بهانه هایی هستند برای دورهم آیی و شادی و تبادل اقتصادی که در فرهنگ محلی گیلان جایگاه ویژه دارند و می توانند به جاذبه ای همیشگی و پایدار برای جذب گردشگر در فصول مختلف سال تبدیل شوند.
-آموزش و فرهنگسازی: افزایش آگاهی گردشگران و مردم محلی درباره ضرورت و نحوه حفاظت از محیط زیست، احترام به فرهنگ بومی و رفتار مسئولانه در سفر. آموزش همانا از مهمترین وظایف حاکمیت است ولی بخش بزرگی از آن می تواند به ان جی او های مردمی و محلی سپرده شود و از این گروه های کم هزینه ولی پراثر مردمی حمایت موثر صورت گیرد.
-وضع قوانین و مقررات موثر و بازدارند: وضع و اجرای قوانین و مقررات پیشرو و موثر، بعنوان مثال وضع مشوق های قانونی برای کاهش تولید زباله، سپس تفکیک زباله و الزام به استفاده از ظروف تجدیدپذیر، حذف کامل کیسه های پلاستیکی در پروسه خرده فروشی و تعریف ظرفیت پذیرش گردشگر و خودرو برای مناطق حساس طبیعی و اعمال محدودیت و جریمه بازدارنده در قبال به جا گذاشتن زباله و یا صدمه به طبیعت.
-بهبود زیرساختهای گردشگری: توسعهی راههای ارتباطی، احداث اماکن عمومی ، توسعه و بهبود کیفی ناوگان حمل و نقل عمومی و تقویت شبکههای ارتباطی اینترنتی، وضع مشوق های مالی و حمایت واقعی از سرمایه گذاران و استارتاپ های حوزه گردشگری.
درصورت حذف مدیران نابلد و انتصابی و برچیده شدن چرخه های ناکارآمدی و فساد، با سیاست گذاری صحیح و اجرای درست راهکارهای موجود و موفق جهانی، استان گیلان نه تنها میتواند بر تمامی چالشها و معضلات فعلی فائق آید و با درآمد حاصل از گردشگری به استانی زیبا، با طبیعتی متعادل و تماشایی، با اقتصادی توسعه یافته و پایدار و مردمانی شاد و مرفه تبدیل شود، بلکه میتواند به همراه استان هایی همچون مازندران، گلستان، بوشهر و هرمزگان، به مقاصد مهم گردشگری طبیعی بینالمللی ایران تبدیل شود و موجبات رشد اقتصادی و رفاه اجتماعی را برای مردمان ایران فراهم آورد.
به امید آن روز
*موسس جاجیگا
پینوشت:
- در تهیه این محتوا از هوش مصنوعی ChatGPT و DeepSeek استفاده شده است.
- آمارهای گردشگری ایران که در این محتوا هم از آنها استفاده شده دارای ایرادهای فنی و ساختاری هستند، ولیکن به هرصورت تنها منبع قابل استناد برای فعالین این حوزه همین آمارها هستند.