گفت و گو با آناهیتا خداداد، برنده جشنواره بین المللی فارابی و پنجمین جشنواره کشوری دانش آموزی

گفت و گو با آناهیتا خداداد، برنده جشنواره بین المللی فارابی و پنجمین جشنواره کشوری دانش آموزی

0 176

«آناهیتا خداداد» فیلمساز نوجوانی است که از دیار چای  و برنج ـ شهر لاهیجان ـ برخواسته است. فیلمسازی شاید ابتدا پیشه­ ی او نبود اما با درک درست از مفاهیم هنر هفتم و تلاش و پشتکار در این زمینه توانست با کمک اساتید فن راهی را انتخاب کند که بسیاری از همگنان او نتوانسته ­اند. با این حال با وجود مشکلات پیش رو وی توانسته است در جشنواره های مختلفی حایز رتبه شود که آخرین آنها کسب رتبه برتر جشنواره بین المللی فارابی و پنجمین جشنواره کشوری دانش آموزی است.

حال به این بهانه با این فیلمساز نوجوان گپ و گفتی را انجام داده ایم که در ادامه می خوانید.

* ابتدا خودتان را معرفی کنید؟ کجا بدنیا آمدید و در در کدام مدرسه تحصیل کرده اید؟

ـ آناهیتا خداداد هستم متولد لاهیجان ۱۲ ساله کلاس ششم و در مدرسه­ ی غیرانتفاعی پیشرفت رجایی هشتم تحصیلات ابتدایی را به اتمام رساندم.

* چطور به داستان نویسی علاقمند شدید و نخستین بار چطور شد که به هنر بازیگری و فیلمسازی علاقمند شدید؟

ـ محیط اطراف ما پر از ایده های بکری­ است که هنوز به ذهن کسی خطور نکرده است. وقتی در محیط کارمان هستیم خیابان، مدرسه،  طبیعت، مترو، ماشین و… کافی است خوب آن ها را مشاهده کنیم و سطحی نگر نباشیم و حتی کتاب هایی در این زمینه نوشته شده که می­ تواند به ما کمک کند ازجمله کتاب «صید ماهی بزرگ» اثر دیوید لینچ کارگردان برجسته­ ی دنیا……

* در مسیر فیلمسازی از کدام فیلمسازها متاثر بوده اید و چه نوع فیلم هایی الهام بخش کارهای شما بوده است؟

ـ درمسیر فیلمسازی بیشتر شخص خاصی مدنظرم نیست. بنظرم اثری که تاثیر گذار باشد در اولویت است تا شخص.  البته من معتقدم هنر امروز هنر خلاقیت هست. ما عباس کیارستمی جدیدی را باید در خود جستجو کنیم. اما من فیلم کوتاه «یک توپ دارم قلقلی­یه» را  از فیلم «لاک پشت­ها هم پرواز می کنند» اثر بهمن قبادی الهام گرفتم و فیلم هایشان را دوست دارم.

*ایده اصلی فیلم های شما از کدام آثار نشات می گرفت؟ و چطور آن را به سناریو می آوردید؟

ـ مادرم همیشه بهم می گفت هر چیزی به ذهنت خطور کرد را بنویس و من یک روز که مشغول صحبت با پسرخاله ام بودم ایده­ ی فیلم دقیقه نود به ذهنم خطور کرد و با مشاوره مادر و استادم آقای رمضان­پور این فیلم را ساختیم که بازیگر آن هم پسرخاله ام بود چون خصوصیات آن نقش مختص پسرخاله ام پارسا بود.

در مورد فیلمسازی، بنظرم همه­ی انسان ها دردنیا داستان­هایی برای روایت دارند این جمله از ویکتور اریسه کارگردان صاحب نام اسپانیایی را که در متن کتابی خواندم اولین تلنگری بود که من را به این کار ترغیب کرد. با خودم گفتم پس منِ نوجوان هم می توانم ایده­ هایم را به روایت تصویر بکشم که بازگو کننده افکارم باشد.

* کارتان از کجا آغاز کردید؟

من وقتی ۹ ساله بودم دوره های بازیگری را در آموزشگاه های بازیگری و اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی سپری کردم و در نمایشی به کارگردانی سرکار خانم آرزو علی پور بازی کردم و در چند فیلم کوتاه و سریال بهترین سال های زندگی ما به کارگردانی احمد کاوری که برای دهه ی ۳۰ هجری شمسی بود نقش پیش آهنگ مدرسه را ایفا کردم.

در مورد فیلمسازی، بنظرم همه­ ی انسان ها در دنیا داستان­هایی برای روایت دارند این جمله از ویکتور اریسه کارگردان صاحب نام اسپانیایی را که در متن کتابی خواندم اولین تلنگری بود که من را به این کار ترغیب کرد. با خودم گفتم پس منِ نوجوان هم می توانم ایده­ هایم را به روایت تصویر بکشم که بازگو کننده افکارم باشد. بی شک من نوجوانی که دنیایی را به سوی  مدرنیته شدن دارد، حرف های زیادی برای گفتن به روایت تصویر خواهد داشت. از آنجایی که مادرم برای اولین بار یک فیلم کوتاه ساخته بود و من در پشت صحنه­ ی فیلمش حضور داشتم و از آنجا بود که علاقمند به هنر فیلمسازی شدم و در  نقد و بررسی های فیلم با مادرم در پاتوق های فیلم کوتاه انجمن سینمای جوان لاهیجان شرکت می کردم و مادرم مرا تشویق می کرد که مطالعه کنم و فیلم کوتاه ببینم و از محیط اطراف زندگی ام ایده بگیرم. همچنین کتاب های داستان بخوانم و اگر مطلبی را دوست داشتم بدون محدودیت فکری  به نگارش در بیاورم و اینکه فرق  نمایشنامه نویسی داستان نویسی یا فیلمنامه نویسی را از هم تشخیص دهم. به یاد دارم همیشه زنگ انشا در سال ششم معلمم خانوم دارش چنان از انشای من خوشش آمد که به مادرم می گفت: آناهیتا عجب دست به  قلم توانایی دارد. کلا در کلاس درس و نزد معلمانم به ذهن خلاق در نوشتن شناخته شده بودم.  چند بار نمایشنامه کوتاه کلاسی نوشتم که یکی از آن درمورد سیل استان آق قلا بود و خودم نقش زن سیل زده را در جشن پایان تحصیلی مدرسه در جمع تعداد کثیری از مردم بازی کردم که مورد توجه مخاطبین قرار گرفت و جایزه بهترین نمایش از آنِ مدرسه ی ما شد. من همیشه دنبال ایده هایی بودم که بتوانم فیلم کوتاه ساخت البته باید آزمون و خطا کنم و تجربه بیاموزم و بعد سر فرصت به صورت حرفه­ای تر با توکل بر خدا فیلم بسازم و خوشبختاته جشنواره­ هایی مثل فارابی و دانش آموزی این امکان را برایم فراهم ساختند که بتوانم به همراه مشاوره مادرم و استادم جناب آقای مظاهر رمضانپور فیلم بسازم. در نهایت از زحمات پدر و مادرم و همچنین حمایت اساتید خوبی چون مظاهر رمضان پور، نیما حسن دخت و نواب محمودی و از ریاست محترم انجمن سینمای جوان لاهیجان جناب آقای عادلی  کمال تشکر را دارم که مرا در این امر یاری کرده اند.

*  در مورد آثار خودتان توضیح دهید. ایده این فیلم ها از کجا اقتباس شده است؟

ـ اولین فیلم کوتاه من  به نام «دقیقه نود» به همکاری استاد مشاورم آقای رمضان پور و مادرم ساختم و ایده اش وقتی با پسرخاله­ ام پارسا  حرف می زدم ناگهان به ذهنم خطور کرد. آن هم در مورد تنش و خشونت والدین بر فرزاندان بود و خود پسرخاله ام پارسا  کاراکتر این فیلم بود‌. دومین فیلم من «یک توپ داریم قلقلیه» وقتی من یک فیلم سینمایی بلند حول و حوش جنگ با مادرم می دیدم این ایده به ذهنم رسید البته با الهام  از فیلم «لاک پشت ها هم پرواز می کنند» بهمن قبادی  و فیلم سوم یک مستند کوتاه ماهی قرمز وقتی اسفند سال ۹۷ کمپینی «لطفا ماهی قرمز نخریم» را دیدم این ایده به ذهنم خطور کرد که این فیلم را به مشاوره مادرم و استادم بسازم و فیلم اخیری که در حال حاضر درصدد ساختش هستیم مربوط به شخصیت عروسکی است که تن پوش می پوشد و کارش خنداندن کودکان هست اما در نهایت پس از درآوردن یونیفرم  متوجه می شویم یک کودک آزار هست البته هنوز درحال تهیه فیلمنامه هستم. و این ایده زمانی به فکرم رسید که وقتی پسرخاله چهار ساله ام از این جور تن پوش ها وحشت داشت. درصورتی که خیلی از کودکان واهمه ای نداشتن از آن.

متاسفانه من امسال چند تا از فیلم هایی که در جشنواره فجر جایزه گرفتند را دیدم که بسیار پر دیالوگ بود و بازیگر چهره داشتند و با تداوم این روند در آینده جوانان با وضیعت درآمدی و اقتصادی جامعه کسی راغب به ساختن فیلم کوتاه نخواهد شد، چون اغلب ما حمایت مالی از هیچ نهادی نداریم. حتی در مقوله ­ تئاتر هم شاهد همین اتفاق ها هستیم و فروش گیشه ها حرف اول را می زند.

* در کدام جشنواره ها منتخب شده است؟ اهمیت این جشنواره ها در سطح کشور چه کیفیتی دارد؟

در مورد جشنواره ها وقتی فیلمنامه دقیقه نود مورد تایید جشنواره شد به کمک استادم و انجمن سینمای جوان لاهیجان این فیلم را ساختیم و منتخب جشنواره بین الملی فارابی اصفهان شد که در طی چند روز ما به آموزش و مشاهد فیلم به صورت فشرده دوره دیدیم. برنده شدن فیلم هایم اغلب به صورت سلیقه ای است. این جشنواره با همکاری یونیسف چند سالی است برگزار می شود. یک بخش ویژه ای برای نوجوانان در سنین معدودی برگزار می شود و خوابگاه هایی برای نوجوانان پسر و دختر در اختیار کودکان قرارمی دادند که علاوه بر آموزش به گردش شهری هم می رفتیم و این شیوه در واقع می توانست یک نوع تشویق کودکان و نوجوانان برای پاگذاشتن به این عرصه باشد. دومین جشنواره فیلم کوتاه دانش آموزی بودم که خیلی از فیلم های دانش آموزی منتخب شدند  و دو فیلم  من به نام «دقیقه نود» و «یک توپ داریم قلقلیه» منتخب این جشنواره شد و در آپارات گذاشته شد، اما متاسفانه با رای مردمی زیاد موافق نیستم چون برای پروسه ی ثبت نام و رای دادن در آپارات خیلی از حق بچه های دانش آموز ضایع شد. پیشنهاد من این بود حداقل این مسابقه را به صورت آنلاین در یک روز مشخص با سرور قوی تر که همه  فیلم ها را نشان بدهند و  خیلی عادلانه بود در انتخاب فیلم های برتر و دانش آموزان کم بضاعت که پول تبلیغات مجازی را نداشتن زده و منصرف نمی شدند. در مورد جشنواره­ های دیگر که بیشتر در رِنج سنی بزرگسالان هست متاسفانه ساختارشکنی ها و کیفیت برگزاری فیلم کوتاه و جشنواره ها به سمت سویی پیش می رود که آسیب هایی دراین زمینه بر پیکره­ ی سینمای فیلم کوتاه وارد خواهدشد. اصولا فیلم کوتاه نباید پرهزینه و پر دیالوگ باشد یا  چهره و عوامل حرفه ای بیاوریم. فیلم کوتاه باید کم هزینه تر و موجزتر باشد چون ساختار آن با فیلم بلند فرق دارد، اما متاسفانه من امسال چند تا از فیلم هایی که در جشنواره فجر جایزه گرفتند را دیدم که بسیار پر دیالوگ بود و بازیگر چهره داشتند و با ادامه پیدا کردن این روند در آینده جوانان با وضیعت درآمدی و اقتصادی جامعه کسی راغب به ساختن فیلم کوتاه نخواهد شد، چون اغلب ما حمایت مالی از هیچ نهادی نداریم. حتی در مقوله­ ی تئاتر هم شاهد همین اتفاق ها هستیم که تئاتری که چهره می آورد بیشترین مخاطب را دارد و فروش گیشه ها حرف اول را می زند و به نظرم اشخاصی که سال ها در زمینه تئاتر کار کردند اما چون دید نداشتند به جایگاه واقعی خود نخواهند رسید و این با اصل هنر منافات خواهد داشت.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.