به بهانه انتشار عکسهای قجری از مجموعه کاخ گلستان؛
آرشیوهای دیجیتالی؛ درختواره های فرضی به دالان های تاریخ
در روزهای اخیر، انتشار عکس های جدیدی از مجموعه کاخ گلستان موضوع آرشیوهای دستی و دیجیتال را یکبار دیگر به جامعه امروزی یادآوری کرده است که تفاوت ها و برتری های دیجیتال در آینده کنونی چه رمزها و رازهایی را می گشاید.
مهران حسین نیا در این مقاله به اهمیت و جایگاه آرشیوهای دیجیتالی به خوبی تصویر دقیقی از مزیت ها و فرصت های آینده این فناوری ارایه داده است.
با گذشت نزديک به سه دهه تجربيات ارزشمند، موضوع آرشيو ديجيتال اينک در عصر اطلاعات به نتايج خيره کننده ای دست یافته است. گالریها، کتابخانههای ديجيتال، آرشيوهای ديجيتال و موزه ها در اين مدت به عنوان فراهم کننده اصلی اطلاعات و منابع (Resources) ديجيتال، هرکدام نقش مشخصی در مسير اين توسعه ايفا کرده و در اين زمان که پيشرفت ها و دستاوردهای تکنولوژی اطلاعات با سرعتی شگفت انگيز پيش میروند، پديده آرشيو ديجيتال بيش از هر زمان ديگری با اين دستاوردها هماهنگ شده و اساسا اين دو پيوندی ناگسستنی با يکديگر برقرار کرده اند.
خوشبختانه يا متاسفانه بررسی وضعيت امروز آرشيو ديجيتال و بويژه امکاناتی که در زمينه تامين مواد خام پژوهش ايفا می کند بدون توجه به نقش تکنولوژی اطلاعات ممکن نيست. اين ماده خام نه تنها متمرکز بر ارائه تصاوير، فايل های صوتی يا تصويری بلکه با هدف ارائه يک ترکيب معنادار آثار با شناسنامه يا متاديتای آثار دنبال مي شود
بنابراين خوشبختانه يا متاسفانه بررسی وضعيت امروز آرشيو ديجيتال و بويژه امکاناتی که در زمينه تامين مواد خام پژوهش ايفا میکند بدون توجه به نقش تکنولوژی اطلاعات ممکن نيست. اين ماده خام نه تنها متمرکز بر ارائه تصاوير، فايلهای صوتی يا تصويری بلکه با هدف ارائه يک ترکيب معنادار آثار با شناسنامه يا متاديتای آثار دنبال ميشود. به نحوی که مخاطب نه فقط انسان ها بلکه ماشين ها و کامپيوترها با توجه به سرعت و دقت آنها در جستجو، پالايش و پردازش اطلاعات هستند.
کامپيوترها با هدايت انسان در جستجو، پالايش، دسته بندی، پردازش اطلاعات و تبديل توده ای از اطلاعات (که درک رابطه معنی دار آنها دشوار است) به آگاهی نقش تعيين کننده ای ايفا میکنند. اين نقش دائما پر رنگ تر شده و اين روزها با هوش مصنوعی به اوج خود رسيده است. پیش از آنکه در اين رابطه در حد مجال به نمونههايی اشاره کنيم شايد لازم است به انواع آرشيوهای ديجيتال و سرويس ها و خدماتی که ارائه میدهند توجه داشته باشيم.
از منظر نوع خدمات، میتوان سرويسهای آرشيو ديجيتال آنلاين را به دو گروه عمده تقسيم کرد:
1- فراهم کننده های اصلی اطلاعات که قبلا به نام گالریها، کتاب خانه ها و آرشيوهای ديجيتال و موزهها اشاره شد و به اختصار GLAM ناميده ميشوند.
۲- متمرکز کننده ها که به Aggregators مشهور هستند و معمولا با جمع آوری و متمرکز کردن منابع آرشيو ديجيتال از GLAM ها و فراهم کردن تسهيلاتی مثل سهولت در جستجو و دسته بندی آثار، شناسايی سوژه ها يا مضامين در نگاره ها و تصاوير و يا تشخيص حروف و متن توسط کامپيوترها و الصاق محتوای توليد شده و جديد به آثار و همچنين در زمينه
ارائه اطلاعات آماری مفيد در قالب جدول ها، اينفوگراف ها يا نگاشت آثار بر روی Timeline ها يا نقشه ها امکان استنتاج و استخراج اطلاعات مفيد را ميسر میسازند .
به نظر میرسد قائل شدن به اين تفاوت میتواند تبيين و تحليل وضعيت آرشيو ديجيتال در زمان معاصر را سهل تر کرده و درک دقيقتری از خدمات نوين آرشيو ديجيتال ارائه کند .
از اين پس هنگام نام بردن از آرشيو ديجيتال، به هر دو گروه اشاره میکنيم. مگر آنکه صريحا در موارد مشخص اين تفکيک را مد نظر داشته باشيم.
اطلاعات در آرشيوهای ديجيتال مدرن با مفاهيم جديدی پيوند میخورد که از مهمترين آنها سازگاری اطلاعات ارائه شده (از هر دو گروه GLAM ها و Aggregator ها) با مفهوم وب معنايی يا Semantic Webو تدارک وضعيتی است که اطلاعات حتما به نحوی تدارک ديده شده باشند که سهولت دسترسی به آنها علاوه بر انسانها برای ماشينها و کامپيوترها نيز پيش بينی شده باشد .
در اينجا لازم است به يک گروه فرعی ديگر نيز اشاره کنيم که در واقع ترکيبی از ويژگی های هر دو گروه را دارا میباشد. چنين وضعيتی نيازمند تسلط بر ملاحظات فنی و تکنيکی پديده آرشيو ديجيتال و همچنين برخورداری از منابع غنی از حيث تجربه، نيروی فنی ماهر و منابع مالی قابل توجه است. در اين گروه میتوان به آرشيو کتابخانه کنگره آمريکا در واشنگتن اشاره کرد که به اختصار LOC ناميده ميشود .
در گروه اول میتوان به موزه متروپوليتن نيويورک، کتابخانه ملی فرانسه، آرشيو کتابخانه باواريای مونيخ، موزه هاروارد، آرشيو دانشگاه ميشيگان، آرشيو دانشگاه فيلادلفيا، موزه چستر بيتی، کتابخانه بادلين آکسفورد، موزه ويکتوريا آلبرت، موزه والترزآرت بالتيمور و … اشاره داشت .
با توجه به اينکه معمولا اصل آثار فيزيکی در اختيار اين گروه است، وظيفه اصلی آنها تصوير برداری با کيفيت و وضوح استاندارد و مطلوب، ارائه نسخه ديجيتال آثار و از همه مهمتر الصاق شناسنامه و متاديتا به آنها و در نهايت انتشار (معمولا در فضای وب) جهت استفاده مخاطبان است.
اما در گروه دوم میتوان به پروژه Europeana ، پروژه Cultural Japan ، پروژه Biblissima فرانسه، پروژه ALVIN در سوئد و Qalamus در آلمان حتی Google Arts & Culture اشاره کرد که دغدغه و چالش های کاملا متفاوتی دارند .
از آنجايي که گروه اول معمولا از استانداردها و آرايش اطلاعات متفاوت و گاهی سليقه ای استفاده میکنند، اين چالش ها بيشتر معطوف روش های اتصال به منابع اطلاعاتی متنوع و متکثر، استفاده از تکنولوژی های نوين جهت يکنواخت و يکسان سازی اطلاعات، ايجاد ارزش افزوده در پالايش، متمرکز کردن و تجهيز (Enrichment) اطلاعات و بهينه سازی روش های جستجو دسته بندی و دريافت آمارهای مفيد است.
با اين وجود از نظر مخاطب عام که برای مشاهده يک نگاره، يک نسخه دستنويس مصحف شريف، يک مرقع خوشنويسی، مجموعه ای از سکه های ضرب شده در يک دوره خاص يا آلبومی از تصاوير و اسلايدها و … به اين سرويس ها مراجعه میکند در نظر اول اين تفاوت، مهم و حتی محسوس نيست .
محيط وب نه فقط محيطی از صفحات وب به هم پيوسته بلکه محيطی برای اتصال اطلاعات به هم پيوسته در زنجيره معنی دار و قابل پيگيری و به سرعت قابل تبديل به نتايج مفيد،در يک درختواره فرضی بسيار بسيار تنومند و پر شاخ و برگ است که از آن به نام درخت دانش يا Knowledge Graph/Tree ياد می کنند و امروز از رويا به واقعيت تبديل شده است.
اما مخاطب آرشيو ديجيتال همواره مخاطبی که صرفا برای حظ بصری و به طور موقت از اين خدمات استفاده میکند نيست. آنچه امروز مخصوصا از سوی گروه دوم دسته بندی که اشاره شد مورد توجه و تاکيد قرار دارد، روش هايی هستند که علاوه بر طيف متنوعی از مخاطبان که با مراجعه به سايت، به عنوان ويترين اصلی اين خدمات جهت مرور و مشاهده آثار وقت صرف میکنند، پژوهشگران نيز بتوانند با سرعت و دقت قابل توجه به اطلاعات و منابع مورد نياز خود به صورت دسته بندی و پردازش شده دسترسی پيدا کرده و حتی در صورت تمايل مجموعه های مجازی از آثار مورد نظر خود را تهيه نمايند.
به عنوان مثالی ساده در اين زمينه تصور کنيد يک استاد دانشگاه مجموعه متنوعی از قطعات خوشنويسی خط نستعليق حد فاصل دوره تيموری تا انتهای قاجار را از حدود 20 موزه، گالری يا کتابخانه با صرف وقت و دقت بسيار جمع آوری، سپس آنها را جهت ارائه به دانشجويان خود در يک مجموعه مجازی، اصطلاحا صحافی مجازی میکند. اين مجموعه میتواند موقت و يا دائمی و از حيث مجوز و سطح دسترسی، عمومی يا خصوصی باشد. بديهی است که در اين روش ها همواره نقش کامپيوترها نقش تعيين کننده است.
از اين روست که اطلاعات در آرشيوهای ديجيتال مدرن با مفاهيم جديدی پيوند میخورد که از مهمترين آنها سازگاری اطلاعات ارائه شده (از هر دو گروه GLAM ها و Aggregator ها) با مفهوم وب معنايی يا Semantic Webو تدارک وضعيتی است که اطلاعات حتما به نحوی تدارک ديده شده باشند که سهولت دسترسی به آنها علاوه بر انسانها برای ماشينها و کامپيوترها نيز پيش بينی شده باشد .
اين ويژگی را اصطلاحا اطلاعات Machine Readable می نامند که چنانچه از نام آن نيز مشخص است، اطلاعاتی هستند که برای استفاده کامپيوترها تدارک ديده شدهاند. به عنوان مثال موزه متروپوليتن در نيويورک از آن دسته موزه هايی است که نه فقط امکان بازديد از نسخه های ديجيتال آثار خود (در سايت متروپوليتن) را فراهم کرده، بلکه سازوکار مفصلی نيز برای اطلاعات قابل استفاده توسط کامپيوترها تدارک ديده است. به همين دليل است که Aggregator ها يا همان تجميع کننده و متمرکز کننده ها قادر هستند بدون دشواری از اين اطلاعات استفاده نموده و چنانچه اشاره شد در دسته بندی و امکانات جديد، آنها را ارائه کنند .
در اين مجال، فرصت پرداختن به کليد واژه Semantic Web و رابطه آن با آرشيو ديجيتال که يک رابطه مستقيم و الزاميست، ميسر نشد اما به همين مقدار اکتفا میشود که در وب معنايی که از آن با تعبير نسل سوم وب نيز ياد ميشود، محيط وب نه فقط محيطی از صفحات وب به هم پيوسته بلکه محيطی برای اتصال اطلاعات به هم پيوسته در زنجيره معنی دار و قابل پيگيری و به سرعت قابل تبديل به نتايج مفيد، در يک درختواره فرضی بسيار بسيار تنومند و پر شاخ و برگ است که از آن به نام درخت دانش يا Knowledge Graph/Tree ياد می کنند و امروز از رويا به واقعيت تبديل شده است.
نظرات بسته شده است.