مبنای داد و ستد پولی پیش از ظهور رنسانس مبنی بر روابط نسبتا ناپایدار بود. با آغاز انقلاب صنعتی در اروپا و آمریکا نیاز به یک سیستم پولی پایدار بیشتر در جهان احساس شد. در سال ۱۸۱۶ میلادی، بریتانیا بهطورِ رسمی سیستم «استاندارد طلا» را تصویب کرد که براساس آن هر پوند استرلینگ معادل ۷.۳۲ گرم طلای خالص تعریف میشد.
این سیستم به تدریج در سایر کشورها از جمله آلمان، فرانسه و آمریکا نیز اجرا شد. چندان که تا قرن بیستم میلادی و پیش از جنگ جهانی اول، بیشتر کشورها استاندارد طلا را مبنا قرار دادند. با شروع قرن بیستم میلادی و جنگ جهانی اول و دوم ویرانیهای به جا مانده از جنگ، صنعت اروپا و جهان را نیز تحت تاثیر قرار داد و نتیجه آنکه سایه رکود اقتصادی بر جهان حکمفرما شد.
در نتیجه با شروع جنگ جهانی اول، کشورهای درگیر مجبور شدند برای تامین هزینههای نظامی از سیستم استاندارد طلا خارج شده تا پول بدون پشتوانه چاپ و مبادله طلا را ممنوع اعلام کنند. همچنین تورم شدید در سالهای پس از جنگ، ارزش پول ملی بسیاری از کشورها را به شدت کاهش داد. اما پس از جنگ جهانی دوم این آمریکا بود که از فرصت استفاده کرد و به لطف فاصله زیادی که با دیگر کشورهای درگیر جنگ داشت به رشد اقتصادی خود و گسترش ذخایر طلای خود پرداخت.
با پایان جنگ جهانی، آمریکا در قبال کمکهای مالی خود به کشورهای اروپایی سیستم پولی جدیدی بر مبنای ذخایر طلا پیشنهاد داد و با این کار دلار آمریکا بهعنوان ارز ذخیره جهانی انتخاب شد. در نتیجه طلا بهعنوان کالای سرمایهای بیشتر در قالب شمش، سکه، طلای آبشده و حتی ETF (صندوقهای سرمایهگذاری) معامله شد. بعدها نقش حیاتی در صنایع الکترونیک، دندانپزشکی و فناوریهای پیشرفتهای پیدا کرد و در بازارهای مالی بهعنوان دارایی غیرقابل ریسک و در فرهنگها بهعنوان نمادی از ثروت و زیبایی شناخته شد.
تعداد فروشندگان این صنف در شهرستان رشت به ۱۰۱۸ طلافروشی میرسد که نسبت به ۴۰۰ واحد طلافروشی سال ۱۴۰۰ افزایش دو و نیم برابری را نشان میدهد. البته یکی از مزایای بزرگ این صنف، بازرسی قوی و جلوگیری از اشتغال افراد فاقد مجوز است. با اینحال با یک حساب سرانگشتی به عدد هر چهار روز به افتتاح یک طلافروشی جدید میرسیم!!!
در ایران اما بازار طلا در دهه اول انقلاب به جهت کنترل شدید دولت، محدودیت سختی پیدا کرد. چون اولویت اصلی تامین ارز برای واردات، کالاهای اساسی و جنگ بود و موضوعات دیگر چندان محلی از اعراب نداشت. تولید و تجارت مصنوعات طلا در این دوره محدود بود؛ تمرکز بیشتر روی طلای آب شده و سکه به عنوان ذخیره ارزش در شرایط تورمی و کمبود کالا صورت میگرفت.
با پایان جنگ و شروع دولت سازندگی، سیاستهای آزادسازی اقتصادی آغاز و تولید مصنوعات طلا رشد کرد و صادرات طلا و جواهر به کشورهای همسایه افزایش پیدا کرد. این سالها یکی از بهترین دورههای صنعت طلا بود؛ چه آنکه، تقاضای داخلی برای زیورآلات افزایش یافت و بازار رونق گرفت.

دهه بعد نیز، بازار طلا باز هم اوج گرفت. سالهای ۱۳۸۰ تا حدود ۱۳۸۸–۱۳۸۹ طلاییترین دوره صنعت مصنوعات طلا در تاریخ معاصر ایران بود. تولید سالانه مصنوعات طلا حتی به رقم بیسابقه حدود ۱۲۰ تن رسید. صادرات طلا و جواهر به ۷۰۰–۸۰۰ میلیون دلار در سال رسید. بازار بسیار پررونق بود؛ تقاضای داخلی و خارجی بالا، عروسیها و مراسمهای جشن و شادی رونق یافت.
اما دو دهه بعد، وضعیت به کلی تغییر کرد، جهش ارزی سالهای ۹۰ـ۹۲ و سپس ۹۷ـ۹۸ باعث شد قیمت طلا و سکه صعودی شده و به چندین برابر نیل کند. همین وضعیت به نوع پیشرفتهتری در دهه اخیر هم ادامه یافت. بازار سرمایهگذاری (سکه و طلای آب شده) بسیار داغ شد، اما بازار مصنوعات طلا (زیورآلات) به شدت رو به رکود رفت.
تولید مصنوعات طلا به زیر ۵۰ تن در سال رسید و گاهی تا ۲۰–۳۰ تن کاهش یافت. مردم بیشتر به سمت طلای سرمایههای (بدون اجرت) هدایت شده تا زیورآلات با اجرت بالا. در چنین بازاری، قیمت هر گرم طلای ۱۸ عیار از حدود ۱ میلیون تومان در ابتدای دهه ۱۴۰۰ به بیش از ۲۰ میلیون تومان و گاه در اواسط دهه بالاتر صعود کرد و سکه تمام بهار آزادی از حدود ۱۲–۱۵ میلیون به بیش از ۱۰۰ میلیون تومان رسید.
طلا بر خلاف خوراک و پوشاک استهلاک ندارد، بنجل نمیشود، ته بار نمیماند و در هر شرایطی قیمت خود را حفظ میکند و معمولا هم بر اثر مرور زمان رشد میکند و این یکی از دلایل جذابیت فراوان آن برای انتخاب بهعنوان شغل است
رکود شدید در بازار مصنوعات طلا ادامه یافت و تقاضای ساخت زیورآلات بسیار نزولی شد. مردم عمدتا به سمت سرمایهگذاری روی طلا بهعنوان حفظ ارزش دارایی دنبال میکردند و از این حیث ارزش سرمایهگذاریشان در بدترین شرایط حفظ میشد. اینک وضعیتی که طی سالهای اخیر بازار طلای جهانی یافته آثار و نشانههای آن را حتی در بازارهای محلی و سنتی نیز میتوان سراغ گرفت. تغییرات فیزیکی و تغییر مسیر بازار رشت یکی از مصادیق آشکار آن است.
* * * *
کسب و کار در ایران اینگونه است که کافیست کاسبی شما در یک حوزه بگیرد تا هجوم مردم به آن صنف را شاهد باشید. برندهای زیادی را میشود نام برد که تا پیش از عمومی شدن روش فرانچایز در این محیط فعالیت داشتند. نمونه معروف آن آیسپک بود که وقتی کارش سکه شد هر خیابان یک آیس پک فروشی باز شده بود و با پس و پیش کردن نقطهها از گرفتن نمایندگی سرباز میزدند.
آیس بک، آبس پک، آبس بک و … نمونه دیگر نیز تعدد بنگاههای معاملات مسکن بود که روزگاری میشد گفت هر فرد یک بنگاه! هنوز هم در برخی خیابانهای اکثر شهرها، بهخصوص در استانهای شمالی مغازههای غالب، پر است بنگاههای معاملاتی مسکن است. حتی روزگاری به شوخی میگفتند بهجای شعار هلالاحمر که “هر خانواده یک امدادگر” بود میشود گفت هر خانواده یک راهنمای گردشگری. اما اکنون میشود گفت که با رشد عجیب نرخ جهانی طلا هر شهروند یک طلافروشی.
در گذشته راستههای مختلف بازار پراکندگی دیگری داشتند. از دوره پهلوی اول با امتداد اولین خیابانهای رشت راستههای بازار نیز یک جابهجایی اولیه داشتند. حتی طبق برخی روایات تاریخی راسته زرگران ابتدا در جلوی مسجد صفی قرار داشت سپس به اطراف خواهر امام منتقل شد. اما در اواخر دوره پهلوی دوم بود که کمکم حول راسته طوافان متمرکز و سپس توسعه پیدا کرد.
اکنون نهتنها راسته زرگران به بازار طلافروشی متمرکز شده است بلکه چنین بازاری هماکنون مویرگوار در سطح شهر پراکنده شده است. شاید ابتدا مغازههای بازار پوشاک مهران به طلافروشی تبدیل شدند اما کمکم ضلع شمالی خیابان شریعتی نیز اکثر مغازهها به طلافروشی تغییر صنف دادند. به نحوی که فروشگاه بزرگ صدف پس از تعطیلی حدود یک ساله در غالب یک پاساژ طلافروشی در حال بازگشاییست.
جدای از خیابانهایی مثل بلوار منظریه که از قدیم چند مغازه طلافروشی فعالیت داشتند و در آنها نیز تعداد طلافروشی افزایش داشته است یا خیابانهایی نظیر سام (سردار جنگل) که بهطور سنتی طلافروشیها برای فروش طلا به روستاییان نزدیک به آن خیابان دایر بود و اکنون مغازههای بقالی قدیمی نیز به طلافروشی تبدیل شدهاند، حتی در راستههای متفرقه بازار نظیر مسگران و راسته لوازم خانگی نیز طلافروشی دایر شده است.
به نحوی که با احتساب طلافروشیهای در انتظار صدور پروانه کسب که حدود ۱۸۰ مغازه هستند، تعداد فروشندگان این صنف در شهرستان رشت به ۱۰۱۸ طلافروشی میرسد که نسبت به ۴۰۰ واحد طلافروشی سال ۱۴۰۰ افزایش دو و نیم برابری را نشان میدهد. البته یکی از مزایای بزرگ این صنف، بازرسی قوی و جلوگیری از اشتغال افراد فاقد مجوز است. با اینحال با یک حساب سرانگشتی به عدد هر چهار روز به افتتاح یک طلافروشی جدید میرسیم!!!
با اینحال، اغلب اعضای این صنف از ورود افراد بی تجربه به این بازار گله دارند. جدای از اینکه قیمتگذاری طلا به شاخصهای زیادی نظیر قیمت دلار، قیمت جهانی طلا، سیاستگذاری بانک مرکزی و مالیات بر ارزش افزوده وابسته است، اما در گذشته این شغل یک شغل خانوادگی بود که پسر جانشین پدر میشد اما این روزها سرعت فراگیری آن به جامعه بزرگتر و حتی تسخیر دیگر بازارها این صنف را هیجانانگیز کرده است.
آقای نظری یکی از زرگران بازار ضمن بیان این نکته اشاره کرد که پدربزرگ، پدر و برادر وی نیز بیشتر از پنجاه سال در بازار به زرگری اشتغال داشتند، اما علیرغم تورم و شرایط ایجاد شده در چند سال گذشته، به دلیل افزایش بیضابطه تعداد طلافروشان، نرخ فروش به اندازه نرخ تورم و افزایش قیمت طلا رشد نداشته است.
ارزان فروشی نشانه عدم پرداخت حقوق قانونی طلا به مراجع مربوطه است که تخلف است. در کنار اینها پلتفرمها برخلاف طلافروشیها جنس ندارند و صرفا با سرمایهگذاری مردم و ایجاد نقدینگی به خرید و فروش طلا میپردازند که در اکثر موارد به اندازه سرمایه مردم طلا برای ایفای تعهد خود ندارند
وی در خصوص سوددهی این بازار به عنوان یکی از دلایل تغییر شغلی اصناف مختلف گفت: طلا بر خلاف خوراک و پوشاک استهلاک ندارد، بنجل نمیشود، ته بار نمیماند و در هر شرایطی قیمت خود را حفظ میکند و معمولا هم بر اثر مرور زمان رشد میکند و این یکی از دلایل جذابیت فراوان آن برای انتخاب بهعنوان شغل است.
او افزود: بر خلاف گذشته که سالها میبایست خاک خورده این کار میبودید، اکنون میتوان با یک دوره آموزشی کوچک که حتی در فنی و حرفهای نیز برگزار میشود بدون تجربه وارد این صنف شد. حتی بعضی از زرگران شغل دوم دارند یا به زرگری بهعنوان شغل دوم نگاه میکنند. در کنار این برای پوشش کمبود درآمد بیشتر طلافروشیها به صرافی نیز میپردازند.
حتی یکی از دلایل ناگفته شروع اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴، مسدودی ناگهانی حسابهای زرگران برای تسویه مالیات ده درصدی و زمزمه افزایش نرخ مالیات بر ارزش افزوده به دوازده درصد در بودجه ۱۴۰۵ بود که علیرغم کوتاه آمدن دولت از موضع خود، در نهایت شد آنچه که نباید میشد.

آقای مرزبان رییس اتحادیه طلافروشان رشت در پاسخ به سوالی در خصوص اینکه چه چیزی ممکن است سرمایه مردم را تهدید کند، ضمن برشمردن ارزان فروشی و تبلیغات برخلاف عرف پلتفرمها گفت: ارزانفروشی نشانه عدم پرداخت حقوق قانونی طلا به مراجع مربوطه است که تخلف است. در کنار اینها پلتفرمها بر خلاف طلافروشیها جنس ندارند و صرفا با سرمایهگذاری مردم و ایجاد نقدینگی به خرید و فروش طلا میپردازند که در اکثر موارد به اندازه سرمایه مردم طلا برای ایفای تعهد خود ندارند.
وی بخشنامه جدید بانک مرکزی مبنی بر اخذ وثیقه طلا را گامی رو به جلو برای حل این مشکل دانست و در پاسخ به سوالی دربارهی امکان به وجود آمدن فروشگاههایی نظیر کوروش کمپانی گفت: تنها مشابهت این دو صف طولانی خرید است چون بر خلاف پلتفرمها و فروشگاههای اصناف دیگر، هر زرگری حداقل چند کیلو طلا دارد و جنس بهطور کامل به خریدار تحویل داده میشود و خطری از این حیث خریداران را که به امید تبدیل نقدینگی یا سرمایهگذاری اقدام به خرید طلا میکنند تهدید نمیکند.
قیمت نرخ طلا در سال ۱۴۰۰ حدود گرمی یک میلیون و دویست هزار تومان خرید و فروش میشد و اکنون با پانزده برابر افزایش به حدود گرمی هیجده میلیون تومان رسیده است. همین افزایش نرخ در کنار تورم و تمایل خانوادهها به تبدیل سپرده خود به طلا و سرعت نقدشوندگی، شاید از مهمترین دلایل جذابیت بالای این بازار برای ورود باشد
او افزود حتی تبلیغات وسیع طلافروشی با طلایی که این روزها هر گرم حدود ۱۸ میلیون تومان رد و بدل میشود حداکثر معادل چند گرم طلاست و فرزندان طلافروشانی که سالها در این صنف بودهاند، با کمک تبلیغات و فضای مجازی به گسترش مغازه پدری پرداختهاند و گاها به دلیل همین تبلیغات جلوی مغازه آنان صف خرید ایجاد شده است. چون به طور معمول پسران این افراد به ادامه کار پدر میپردازند.
قیمت نرخ طلا در سال ۱۴۰۰ حدود گرمی یک میلیون و دویست هزار تومان خرید و فروش می شد و اکنون با پانزده برابر افزایش به حدود گرمی هیجده میلیون تومان رسیده است. همین افزایش نرخ در کنار تورم و تمایل خانوادهها به تبدیل سپرده خود به طلا و سرعت نقدشوندگی، شاید از مهمترین دلایل جذابیت بالای این بازار برای ورود باشد.
تاریخ نشان داده است، شاید تب خرید طلا فروکش نکند اما دیر یا زود تب تاسیس طلافروشی با ورود یک صنعت یا خدمات پر سودتر فروکش خواهد کرد. چه گردشگری باشد چه کافه.