اواخر مهرماه گذشته، سرپرست معاونت میراث فرهنگی گیلان از کشف گورستان باستانی در جلگه گیلان برای نخستین بار خبر داد و تأکید کردغ این کشف تحولی در مطالعات باستانشناسی خواهد بود.(ایسنا)
خبری با محتوای مذکور، پیش از این نیز چند بار از سوی مدیرکل و معاونان پیشین میراث فرهنگی گیلان رسانهای شده بود و چون تاکنون اخبار تکمیلی و نتایج کاوشهای باستانشناسی گزارش نشده است، از دید خوانندگان بیشتر رنگ و بوی تبلیغاتی دارد تا یافته جدید باستانشناسی!
به گفته سرپرست معاونت میراث فرهنگی، قدمت جلگه گیلان با کشف گورستان عصر آهن هزاره اول قبل از میلاد در ارتفاع تنها ۱۵ متری از سطح آبهای آزاد، ۳۵۰۰ ساله شد.
«مجید کوهی»، درباب اهمیت این کشف یادآور میشود؛ «تاکنون تمامی گورستانهای پیش از تاریخ فقط در مناطق مرتفع یا از ارتفاع حداقل ۵۰۰ الی هزار متر بالاتر از سطح آبهای آزاد شناسایی یا کاوش شده و این کشف مهم میتواند نقطه عطفی در چشماندازهای باستانشناسی و شکلگیری محوطههای گورستانی یا استقرار مردمان عصر آهن و برنز در دشت یا جلگه گیلان و مازندران و مناطق شمالی کشور باشد.»
این خبر درست نقطه مقابله نظریه دکتر ناصر عظیمی در کتاب «تاریخ گیلان» است. نویسنده در جلد نخست به تفصیل شرح داده که جلگه گیلان اساسا قابل سکونت نبوده است که بتوان آثار عصر آهن را در آن یافت. نقطه نظر عظیمی آن است که تا پایان عصر آهن سکونتگاهی در جلگه یعنی ارتفاع کمتر از صد متر از سطح دریاهای آزاد شکل نگرفته بود.
وقتی یک خبر به کرات از زبان مسؤولان مختلف اداره میراث فرهنگی تکرار میشود و هرکدام نیز اخبار تکمیلی را به تکمیل گزارش کاوشهای باستانی شناسی حواله میکنند و هیچ داده جدیدی از آن منتشر نمیکنند، نهتنها از مخاطب سلب اطمینان میشود، بلکه جعلی بودن و تبلیغاتی بودن چنین اخباری در اذهان شکل میگیرد.
مهرماه سال گذشته، ۸۳ قلم شی تاریخی از سوی یکی از شهروندان رشت به موزه باستانشناسی رشت اهدا شد. این خبر در خبرگزاری میراث آریا منتشر و معلوم شد اشیای اهدایی شامل ابزارهای جنگی است.
نگارنده پس از انتشار این خبر، پیگیر گفتوگو با مسؤول امور موزههای گیلان بودم تا مشخص شود این اشیا در کدام نقطه از جلگه مرکزی یافت شده است، ولی پاسخ آن بود که برای جلوگیری از حفاری غیرمجاز از سوی سودجویان، مکان کشف شده این اشیا محفوظ خواهد ماند.
البته این نگرش قابل احترام است، اما وقتی با «شهرام صفری»، اهدا کننده اشیا، گفتوگو کردم، معلوم شد؛ وی، اشیای اهدایی را که حدود ۱۰ سال نزد خود نگه داشته بود، مشروط به موزه اهدا کرد. مشروط به اینکه محل کشف کاوش شود. زیر این کاوش میتواند به بسیاری از پرسشهای تاریخی پیرامون قدمت سکونت در جلگه گیلان پاسخ دهد. چرا ابزارهای جنگی عصر مفرغ باید در پستترین نقطه جلگه مرکزی استان پیدا شود!
یک سال از اهدا این اشیا گذشته و نگارنده با خواندن خبری که سرپرست معاونت میراث فرهنگی منتشر کرد، دوباره از شهروندی که اشیای خود را اهدا کرده بود، پرس و جو کردم تا شاید محدوده مورد نظر مجید کوهی، همان نقطهای باشد که شهرام صفری ابزارهای جنگی را یافته بود. اما این شهروند، از خلف وعده مدیران میراث فرهنگی گلهمند است و ظاهرا متولیان، اصلا اهمیتی به این کشف مهم ندادهاند و اشیای اهدایی به مخزنی رفت که مطالعات تکمیلی باستانشناسی بر آن صورت نگرفت.
از یک سال پیش بر نگارنده معلوم شد این اشیا در کدام نقطه از رشت کشف شده و در اینباره نیز با دکتر ناصر عظیمی و اهداکننده گفت وگوهایی داشتم، ولی تمام نظریههای رد و بدل شده، باز هم به این نقطه میرسد که تا کاوش باستانشناسی در محدوده مذکور انجام نگیرد، نمیتوان نظر قطعی صادر کرد و ممکن است ابزارهای آهنی عصر مفرغ، به نقطه مورد نظر حمل شده باشد.
با وجود کوتاهی متولیان برای کاوش باستانشناسی در محدودهای که ابزراهای جنگی پیدا شده، متأسفانه اخباری مبنی بر جستوجوهای سودجویان نیز به گوش رسید. بنابراین، جامعه فرهنگی منتظر است بهجای اخبار تکراری و ادواری از زبان کارشناسان مختلف میراث فرهنگی، نتیجه گزارش کاوشهای باستانشناسی را بخواند. اگر کاوشی انجام شده باشد!