گفت و گو با دکتر مریم نوابیان، استاد دانشگاه

حق‌آبه گیلان؛ زیر سایه‌ی استان‌های بالادستی

0 3,300

بسیاری از تحلیل‌گران و کارشناسان محیط‌زیست، سوژه‌ی بعدی جنگ در جهان را «آب» می‌دانند. سوژه‌ای که می‌تواند گلنگدن تفنگ‌ها را بِکِشد و کشورها را در مقابل هم قرار دهد. فارغ از آنکه انسان مدرن چگونه با منابع آبی کره‌ی زمین برخورد کرده است و نگاه تجاری به زمین و محیط زیست چه بر سر جهانی آورده است که پیش از این هم از جنگ زخمی بود، دقیق‌شدن در  اوضاع «آب» در کشور بلاخیزی همچون ایران، ناگواری آینده را بیش از هر جای دیگری در کره‌ی خاکی به ما خواهد نمایاند. کشوری که هنوز برای عبور از درِ سنت و حرکت به‌سوی جهانی‌شدن تردید دارد، با بحران آب سردرگمی‌اش را حادتر خواهد یافت.

در شرایطی که جنگ آب هنوز کاملا فراگیر نشده و تنها در نقاطی خاص از این آب به‌عنوان باروت گلوله عمل می‌کند، اما بحرانی فراگیر در تمام ایران هرگز غیرممکن نیست.

فاجعه‌ی آب که دیروز در کارون و هیرمند و دز رخ داد، امروز سایر رودخانه‌های ایران را تهدید می‌کند و در آینده نیز گیلان را درگیر خواهد کرد.

در این مصاحبه دکتر مریم نوابیان استادیار گروه مهندسی آب دانشگاه گیلان از آینده‌ی حوضه‌ی آبریز سفیدرود بزرگ می‌گوید. حوضه‌ای که می‌تواند بحران آب را علاوه بر جنوب و مرکز کشور، در غرب و شمال ایران نیز گسترش دهد.

س/ سرکار خانم نوابیان هم‌اکنون چه استان‌هایی در حوضه‌ی آبریز سفیدرود بزرگ حضور دارند و آیا آماری از میزان سهم آن‌ها از حق‌آبه وجود دارد؟

 ج/ حوضه آبریز سفیدرود بزرگ 34 درصد مساحت حوضه درجه يک حوضه آبریز دریای مازندران را به خود اختصاص داده است. اين حوضه شامل استان‌های زنجان و کردستان، آذربایجان شرقی، اردبیل، گیلان، قزوین و البرز و بخش‌های اندکی از استان‌های آذربایجان غربی، مازندران و همدان است. آبراهه اصلی حوضه، سفیدرود است که از تلاقی رودهای قزل‌اوزن و شاه‌رود در محل سد سفیدرود تشکیل می‌شود. قزل‌اوزن شاخه اصلی سفیدرود است که از ارتفاعات چهل چشمه در شمال غربی سنندج سرچشمه می‌گیرد و شاه‌رود نیز از تلاقی رودهای الموت و طالقان از کوه‌های البرز مرکزی از جمله علم‌کوه سرچشمه می‌گیرد و در حوالی شیرکوه پدید می‌آید.

استان گيلان به عنوان آخرين استان بهره‌بردار از حوضه آبريز سفيدرود، بيشتر متاثر از تصميم‌های استان‌های بالادستی شده است و حقابه آن رعايت نمی‌شود. از آنجا که استان گيلان يک استان کشاورزی‌محور است و نقش مهمی در توليد محصول راهبردی برنج دارد، کاهش حقابه‌ی آن قطعا با آثار اجتماعی و اقتصادی همراه خواهد بود.

بر اساس برنامه‌ريزی مهندسين مشاور سوگرا حداقل نياز آبخور سد سفيدرود 3644 ميليون مترمکعب در هر سال بوده که شامل 2668 ميليون متر مکعب نياز آبياری اراضی شاليکاری، 200 ميليون متر مکعب نياز پرورش ماهی، 3/174 ميليون متر مکعب نياز شهری، 20 ميليون متر مکعب مصارف صنعتی و 7/581 متر مکعب نياز محيط زيست است.

س/ احداث سدهای بیشتر در بالادست چه تاثیری در میزان آب ورودی به استان گیلان خواهد گذشت؟ همانطور که می‌دانید هم‌اکنون هم آب سفیدرود در مقایسه با وضعیت آن در چند دهه‌ی گذشته بسیار کم شده است، این اتفاق ناشی از چیست؟

ج/ رويکرد برنامه‌ريزی استانی منابع آب به جای رويکرد حوضه‌ای آن باعث مشکلات زيادی می‌شود و امکان سياست‌گذاری کارا، عادلانه و پايدار را سلب می‌کند. در اين رويکرد به جای ديدن منابع و مصارف حوضه آبريز از بالادست تا پايين دست و بررسی شرايط هيدرولوژيکی رودخانه‌ها و تصميم‌گيری بر اساس تقاضای ذينفعان در ابعاد مختلف، هر استان بر اساس برنامه توسعه و اقتصادی خود عمل کرده و آثار به‌جای گذارده از تصميم بر بهره‌برداران بالا و به خصوص پايين‌دست ديده نمی‌شود. اين مساله آثار محيط زيستی، اجتماعی و فرهنگی بسياری به همراه دارد. در اين راستا استان گيلان به عنوان آخرين استان بهره‌بردار از حوضه آبريز سفيدرود، بيشتر متاثر از تصميم‌های استان‌های بالادستی شده است و حقابه آن رعايت نمی‌شود. از آنجا که استان گيلان يک استان کشاورزی‌محور است و نقش مهمی در توليد محصول راهبردی برنج دارد، کاهش حقابه‌ی آن قطعا با آثار اجتماعی و اقتصادی همراه خواهد بود.

تغييرات اقليمی و خشکسالی از مهم‌ترين عوامل خشک شدن رودخانه قزل‌اوزن به شمار می‌رود. از آنجا که قزل‌اوزن شاخه اصلی رودخانه سفيدرود است، بنابراين هر گونه کاهش دبی و خشکسالی رودخانه بر آورد رودخانه سفيدرود تاثير مستقيم و مهمی دارد.

در سال‌های اخير احداث سدهای بالادستی، توسعه‌ی شبکه‌ی آبياری و زهکشی در استان‌های بالادستی که در راستای توسعه‌ی کشاورزی آن‌ها انجام شده است، همچنین توليد زه‌آب حاوی آلاينده‌های کشاورزی (کود و سموم) از اراضی تحت کشت در بالادست، عدم رعايت الگوی کشت در استان‌های بالادستی مطابق با شرايط اقليمی، خاک و منابع آب (برای مثال کشت برنج در زنجان در صورتی که در استان گيلان شرايط مناسب‌تری برای کشت آن وجود دارد)، ايجاد ايستگاه‌های پمپاژ  و برداشت‌های غيرمجاز در مسير رودخانه‌های حوضه آبريز سفيدرود و البته تغييرات اقليمی منجر به کاهش آورد رودخانه‌ی سفيدرود و کاهش حقابه‌ی استان گيلان شده است. لازم به ذکر است کاهش کيفيت آب رودخانه سفيدرود به دليل افزايش منابع آلودگی و عدم رعايت استانداردهای محيط زيستی شرايط بحرانی حقابه‌ی استان گيلان را بيشتر دچار چالش خواهد کرد.

س/ به‌تازگی خبر رسید که رودخانه‌ی قزل‌اوزن که یکی از سرشاخه‌های اصلی سفیدرود است، خشک شده است. خشک‌شدن قزل اوزن ناشی از چه بود و آیا ممکن است در آینده سفیدرود نیز از این خشکی متاثر شود؟

ج/تغييرات اقليمی و خشکسالی از مهم‌ترين عوامل خشک شدن رودخانه قزل‌اوزن به شمار می‌رود. از آنجا که قزل‌اوزن شاخه اصلی رودخانه سفيدرود است، بنابراين هر گونه کاهش دبی و خشکسالی رودخانه بر آورد رودخانه سفيدرود تاثير مستقيم و مهمی دارد.

س/ باتوجه به آنکه کشت برنج علاوه در گیلان، در بسیاری از استان‌های دیگر همچون زنجان و اصفهان نیز متداول شده است، حوضه‌ی آبریز سفیدرود بزرگ چه آسیبی از این کشت‌های مطالعه‌نشده خواهد دید؟

ج/در يک نگاه درست می‌بايست الگوی کشت هر منطقه متناسب با استعداد خاک، منابع آب و شرايط اقليمی باشد. برنج گياهی با نياز آبی بالا است و بافت سنگين خاک و شرايط آب و هوایی (دما و رطوبت هوا) استان گيلان، باعث شده است تا استان گيلان شرايط مناسب‌تری برای اختصاص به کشت برنج داشته باشد. از سوی ديگر مفاهيم بسيار مهمی همچون آب مجازی و شاخص بهره‌وری وجود دارد که می‌توان با استناد به آن‌ها می‌توان ثابت کرد کشت کدام گياه خاص در مناطق مختلف مناسب‌تر است.

در رويکرد آب مجازی، آب صرف شده برای توليد يک محصول و در شاخص بهره‌وری محصول توليد شده، به ازای واحد مصرف آب مورد نظر قرار می‌گيرد و با ديدگاه منابع آب و اقتصادی می‌توان تشخيص داد که استان گيلان نسبت به دو استان زنجان و اصفهان اولويت کشت برنج دارد.

يک پژوهش در سال 1394 نشان داد که به ازای هر متر مکعب کاهش آورد آب سفيدرود، 1100 ريال منافع اقتصادی کشاورزی استان کاهش می‌يابد.

در يک مطالعه که بر روی آب مجازی بين استانی (استان‌های زنجان و گيلان) انجام شد، نتايج نشان داد که مقادير آب مجازی برنج 4.06-3.28 متر مکعب بر کيلوگرم در سال‌های 1404-1394 در استان زنجان است در صورتی که کشت برنج در استان گيلان با مقدار آب مجازی کمتر از 2/3 متر مکعب بر کيلوگرم امکان پذير است. اصرار بر کشت گياه برنج در استان‌های بالادستی علاوه‌بر از دست دادن منابع آب و خاک منجر به توليد زه‌آب با حجم زياد (به دليل شيوه آبياری غرقاب و تلفات زياد آب در اين روش) که متاسفانه کيفيت مناسبی (مديريت نادرست کود و سموم در کنار شيوه آبياری و زهکشی غيراصولی اين اراضی) هم ندارد، باعث می‌شود عامل آلودگی منابع آب سطحی و زيرزمينی و محيط زيست از همین فرآیند اتفاق بیفتد.

س/کم‌شدن یا خشک‌شدن حوضه‌ی آبریز سفیدرود چه تاثیراتی بر روی کشاورزی استان گیلان خواهد گذاشت؟ آیا ممکن است در آینده دیگر نتوانیم در گیلان برنج کشت کنیم؟

ج/رودخانه سفيدرود  و سد مخزنی سفيدرود از منابع اصلی تامين آب استان گيلان هستند. پتانسيل آب ساليانه استان گيلان نزديک به 8/10 ميليارد متر مکعب است که از اين مقدار 9/9 ميليارد متر مکعب آب سطحی است که حدود 5/4 ميليارد متر مکعب مربوط به آورد رودخانه سفيدرود و بقيه مربوط به رودخانه‌های داخلی استان است. کاهش آب ورودی به سد سفيدرود و عرضه نابهنگام و نامناسب به لحاظ کمی و کيفی بر روی کشت برنج استان  تاثير منفی دارد و معيشت حدود 2/1 ميليون نفر را با مشکل مواجه می‌کند. يک پژوهش در سال 1394 نشان داد که به ازای هر متر مکعب کاهش آورد آب سفيدرود، 1100 ريال منافع اقتصادی کشاورزی استان کاهش می‌يابد. در چند سال خشکسالی روی داده در استان گيلان، بهره‌برداری از آب سد سفيدرود و برنامه‌ريزی آبياری دچار چالش‌های زيادی شده است و تغيير تاريخ کشت، آبياری تناوبی و البته باران تير ماه به کمک بحران‌های آبی استان آمده است اما کشاورزان زيادی تحت تاثير معضلات شبکه آبياری سفيدرود در شرايط کم آبی قرار گرفته‌اند و کاهش محصول، اختلاف بين ذينفعان، حفر چاه‌های غيرمجاز و تغيير کاربری اراضی شاليزاری برخی از پيامدهای آن بوده است. مديريت نادرست منابع آب در کشور و در حوضه آبريز سفيدرود می‌تواند کميت و کيفيت سفيدرود را بيشتر از پيش دچار مشکل کند که اين مسئله امکان کشت اراضی شاليزاری را در بلند مدت دچار اشکال خواهد کرد.

س/ چگونه می‌توان با مدیریت آب‌های سطحی سفیدرود، از بروز اتفاقات جبران‌ناپذیر اقتصادی – اجتماعی جلوگیری کرد؛ به‌عبارت دیگر چه اقدامات غیرکارشناسانه‌ای در حوضه‌ی آبریز سفیدرود بزرگ در حال انجام است که حیات این حوضه را تهدید می‌کند؟

ج/ مديريت جامع و يکپارچه منابع آب با رويکرد دستيابی به منافع ملی، انجام آمايش سرزمين و برنامه‌ريزی توسعه کشور بر اساس استعدادهای مناطق، برآورد تقاضا و عرضه منابع آب و پيش‌بينی تغييرات اقليم و شاخص‌های محيط زيستی و انسانی بر برآورد منابع آب بخصوص در سال‌های بحرانی خشک‌سالی، استفاده از روش‌های نوين برنامه‌ريزی تخصيص منابع آب، بهينه‌سازی شبکه‌های آبياری و زهکش، تعيين الگوی کشت اصولی و ايجاد انگيزه برای کشاورزان در اجرای آن، بهره‌گيری از اصول آبياری و زهکشی اصولی، کاهش تلفات آب، مديريت صحيح کود و سموم، اجرای حريم کيفی منابع آب و کاهش و کنترل منابع آلاينده آن بخشی از راهکارهای نجات حوضه آبريز سفيدرود است که با اجرای اين حلقه‌های مختلف می‌توان به حيات اين حوضه و اثرگذاری آن بر زندگی انسان و محيط زيست اميدوار بود.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.