همزمان با انتشار اخبار مربوط به خشکسالی در کنار اخبار انتقال آب طالقان به تهران بهعنوان یکی از سرشاخههای سفیدرود، در کنار بارش بیسابقه تقریبا صفرِ ماه آبان گیلان و پایین آمدن سطح آب سفیدرود، کتابی با عنوان” اخبار گیلان در مطبوعات عصر قاجار” را مطالعه کردم.
در جلد اول اخبار روزنامه دولتی وقایع اتفاقیه، خبری درباره وضعیت راه ورودی گیلان و سطح آب سفیدرود، آمده که بهانهای برای نگارش این یادداشت شد.
«آب رودخانه سفیدرود به حدی طغیان دارد که از امامزاده هاشم که اول محال رشت و لاهیجان است الی دریا، از یک فرسخ تا سه فرسخ آب عرض بههم رسانده، قرایی را که در حول و حوش رودخانه واقع بود آب برده و املاکی که قدری از رودخانه دورتر است. ریگ و خاک بهقدری زده است که بعضی از توت باغها پنهان و شاخههای توت از زیر خاک نمایان است و رعایای این املاک با ناو آمد و شد مینمایند.»
این خبر در ۲۰ ذیقعده ۱۲۷۷، یعنی ۹ خرداد ۱۲۴۰ در روزنامه «دولت علیه ایران» که ادامه روزنامه وقایع اتفاقیه بود آمده است. رودخانه سفیدرود یکی از پر طغیانترین رودخانههای ایران بود که ساخت سد سفیدرود در سال ۱۳۳۱ ، پایانی بر طغیانهای مکرر آن بود. بهدلیل طغیانهای مکرر، دهانه ورود آن به دریا در سالهای مختلف، از لنگرود تا لشتنشا متفاوت بود و در دلتای حاصلخیز آن، با کیفیتترین برنج گیلان تولید میشود.

بعد از ساخت سد منجیل و سد تاریک و با تونل آب بر فومن، عملا زمینهای فومن و شفت نیز با آب سفیدرود آبیاری میشوند اما بهدلیل طول ۷۶۵ کیلومتری آن و عبور از کوهستانهای مختلف و شیب بین منجیل تا جلگه گیلان، نام آن به کرات در روزنامههای دوره قاجار آمده است.
رودخانه سفیدرود یکی از پر طغیانترین رودخانههای ایران بود که ساخت سد سفیدرود در سال ۱۳۳۱ ، پایانی بر طغیانهای مکرر آن بود. بهدلیل طغیانهای مکرر، دهانه ورود آن به دریا در سالهای مختلف، از لنگرود تا لشتنشا متفاوت بود و در دلتای حاصلخیز آن، با کیفیتترین برنج گیلان تولید میشود
درست است که از قرن جدید عملا با ساخت سدهای متعدد جانی از سفیدرود باقی نمانده است و شاید در آینده نه چندان دور، تنها خاطرات آن در اذهان بماند و درست است که تنها با تقویم دقیق و سختگیرانه آب منطقهای گیلان و همراهی کشاورزان است که اندک آب باقیمانده به برنج با کیفیت گیلان تبدیل میشود و درست است که سفیدرود به اندازه برکت خود قدر ندید چرا که سیحون و جیحون در تمام اشعار شاعران پارسیگوی ساکن در کرانه خود حضور دارند و از سفیدرود نامی نیست، اما مروری بر خاطرات این رود در روزنامههای دوره قاجار خالی از لطف نیست.
در شماره ۵۲۸ پنجشنبه اول ربیعالاول ۱۲۷۹ آمده که « محمد قاسم خان والی جهت بازدید راه و دهانهی سفیدرود رفته دوازده روز در آنجا متوقف بود و چون بعضی شکستگی و ناتمامی داشت، قدغن نمود که رعیت بعد از فراغت از نوغان و زراعت بر سر راه آمده در مقام اتمام آن برآیند و چون بند رود مزبور را آب برده بود، از همراهان خود و رعایای حاضره جمعیتی فراهم نمود که بند را بسته و راه را بگشایند، چون آن جمعیت نمیتوانستند از عهده برآیند چند راس گاو و گاوآهن حاضر ساخته به میان رود انداختند و به قوت تمام در میان آب، زمین را شخم زده و بسیاری گل و سنگ برآوردند و بند را محکم کردند.»
در شماره ۵۷۳ پنجشنبه ۱۲ صفر ۱۲۸۲ آمده که« آب سفیدرود از کثرت بارندگی طغیان زیاد به هم رسانده و خرابی کلی به اطراف و جوانب وارد آورده، حتی آنکه بعضی از گاو و گوسفند و چادر ایلات آن حوالی را در آب یافته بودند و لات امامزاده هاشم و راه عبور آن را که «علی خان نایبالحکومه» ساخته است، کثرت آب خراب نموده و همچنین انبار نمکی که از لوازم صیادی در قراء کیسم و چهارده و نصرالله آباد بود، ویران و منهدم ساخته است و بعضی از دهات دنباله رود را ضایع و منهدم کرده است.»
چهارشنبه ۲۹ ربیعالثانی ۱۲۹۳: «پل منجیل که دو سال قبل خراب شده بود؛ مدتیست مشغول ساختن آن هستند و نزدیک به اتمام است. آب سفیدرود هم به حدی زیاد شده که نزدیک به تخته پل آمده است.»
از قرن جدید عملا با ساخت سدهای متعدد جانی از سفیدرود باقی نمانده است و شاید در آینده نه چندان دور، تنها خاطرات آن در اذهان بماند. سفیدرود به اندازه برکت خود قدر ندید چرا که سیحون و جیحون در تمام اشعار شاعران پارسی گوی ساکن در کرانه خود حضور دارند و از سفیدرود نامی نیست
یکشنبه ۲۵ شعبان ۱۳۰۰« چند روز قبل در سر واتکای کیسم که راه عبور از رشت به لاهیجان است، آب سفیدرود طغیان کرده یک طرف راه را قدری خراب نموده آب افتاده بود. دو نفر که یکی از آن دو روضهخوان و نابلد بوده خواستهاند عبور نمایند، هردو در آب غرق میشوند، روضهخوان را صیادان در کنار سفیدرود زنده از آب بیرون آورده، مال او را با یک نفر دیگر آب میبرد و غرق میکند.» اینها بخشی از اخبار رودیست که روزگاری بزرگترین رود داخلی ایران بود و حالا با کم آبی دست و پنجه نرم میکند.
