شب هولناک در بازار رشت، تنها در نیمهشب 18دی ماه رخ نداد. بازار رشت که روزگاری 50 کاروانسرای فعال با راسته بازارهای مختلف داشت، بارها در آتش حوادث سوخته. ولی اشتباه است اگر فکر کنیم هر بار از خاکستر خویش برخاسته و جانی دوباره یافته است. مهمترین نشانه آن تنها وجود هفت کاروانسرای نیمهجان از این تعداد کاروانسراست که اگر در فهرست آثار ملی ثبت نشده بود، آنها نیز دستخوش نوسازیهای سلیقهای میشد.
شامگاه 18 دی ماه 1404، حدود 5 هکتار( 15 درصد) از بازار بزرگ 32 هکتاری رشت در آتشی که هنوز مشخص نیست چرا و چگونه به آتش کشیده شد، تعدادی از طاقیهای این کاروانسراهای قدیمی که قدمتی بیش از یک قرن داشتند نابود شدند.
در این گزارش به میراثی که از قاجاریه در بازار رشت به جا ماند و در این رخداد بهطور کامل تخریب شد اشاره شده است که در ادامه میخوانید.
***
اگر روزگاری تجارت پرسود ابریشم، بازار رشت را مملو از تُجّاری از کشورهای مختلف کرده بود، چنددههای میشد که در بازار رشت بهجای «داد» کالاهای چینی را «میستاندیم».
«گریگوری ملگونوف» روس تبار در 1860میلادی در سفر به سرزمینهای شمال ایران مینویسد: «رشت در دوران شاه عباس و در زمان حکومت کریمخان زند و آغامحمدخان بهعنوان یک شهر بازرگانی شهرت داشت. کاروانهایی از هندوستان، بخارا و ترکیه و سایر کشورها به آنجا میآمدند و در همان زمان نیز صدور ابریشم گیلان به بنادر مدیترانه و خلیج فارس آغاز شد.
آتشسوزیهای مهم سالهای 1170 و 1191 و 1193 و 1304 و 1317 و 1320 قمری که قسمتی از شهر را به تودهای خاکستر تبدیل کرده است. در آتشسوزی سال 1320 در حدود هزار دکان و ده کاروانسرا از میان رفت. این شهر را لشکریان کریم خان زند به آتش کشیدند و سربازان آغامحمدخان قاجار در سال 1165 هجری قمری غارت کردند
رشت، سابقا تقریبا دارای 50 کاروانسرا بوده است… رشت همچنین بهنام دارالمرز شناخته میشد که به روی سکههای آن ضرب میشد.
بیشترین بخش شهر را بازارهای آن اشغال کردهاند. کاروانسراها عبارتند از: کاروانسرای امیری، کاروانسرای حاجی علیاکبر، کاروانسرای آقا میرزا باباُف، کاروانسرای ملک، کاروانسرای قزوینی، کاروانسرای کاشی، کاروانسرای نمدفروشان، کاروانسرای ارمنی، کاروانسرای حاجی میرزا محمد بزرگ، کاروانسرای حاجی میرزا محمد کوچک، کاروانسرای شیشه کوچک، کاروانسرای گمرکخانه، کاروانسرای سهدولت، کاروانسرای گمرک، کاروانسرای گلشن، تعداد کل دکانها 1021 در و جمعیت شهر بالغ بر 27314 نفر است.»

وی، درباره راسته بازارها و مشاغل فعال در بازار هم مینویسد. مشاغلی که با خوابیدن چرخ تولید، فراموش شدهاند: «اکنون بازار رشت به راستههایی با دکان تقسیم شده است. راستهها عبارتند از: راسته علافها که در آنجا خوار و بار داد و ستد میشود.
راسته چارقدوزها، مخصوص پینهدوزها، راسته کفشدوزها، راسته زرگرها مخصوص کالاهای ابرشمی، راسته چلنگرها مخصوص تولید کالاهای آهنی، راسته سیاه گل مخصوص تیشه و تبر، راسته گلدوزی مخصوص کفش و زین گلدوزیشده، راسته سراجها مخصوص ساز و برگ اسب، راسته چوخادوزی مخصوص لباسدوزی زنانه، راسته ماهیفروشها، راسته علاقبندها مخصوص فروش نخ و ریسمان و غیره، راسته دوادگرها مخصوص تعمیر و مرمت فلزآلات، راسته کاردگرها یعنی اسلحهسازان، راسته کلاهدوزها، راسته حلاجها، راسته خشکبار و حبوبات فروشها، راسته خرازها، راسته سغلانها مخصوص فراوردههای کشاورزی گرمسیری، راسته ارسیدوزها، راسته خراطها که در آنجا نی و نی میانه قلیان ساخته میشود، راسته نجار نازککار که در آنجا پنجرههای کندهکاریشده اطاقها ساخته میشود.
دکانها نیز بر حسب نوع کالا و پیشهوران نامیده میشوند: دکان عطاری، دکان نانوایی، دکان بقالی، دکان تنباکوفروشی، دکان علافی مخصوص غلات و کاهفروشی و جز اینها، دکان حلوایی، دکان حکاکی مخصوص کندهکاری، دکان پینهدوزی، دکان چایفروشی، دکان کوزهفروشی، دکان دلاکی(سلمانی)، دکان قنادی، دکان شمعریزی و دکان تفنگسازی.» (کرانههای جنوبی دریای خزر:276 تا 280)

منوچهر ستوده، نیز به تجارت ابریشم، از دوره صفویه تا زندیه و قاجاریه اشاره دارد که تُجار کشورهای مختلف ابریشم تولید گیلان را به بنادر دریای مدیترانه و خلیج فارس میرساندند. اما ترد همین تجار، آفت جان ابریشم شد: «تجارت ابریشم که تا حدود سال 1277(1860 میلادی) رونق داشت، شهر را بر اثر رفت و آمد تجار گرفتار طاعون سال 1264 هجری کرد. سپس در سال 1310 هجری با صدور برنج و فروش ابریشم، رشت زندگی نوینی پیدا کرد.» (از آستارا تا استارباد، ج1 :246 و 247)
بازار رشت بارها در طول تاریخ بارها در حوادث عمدی و غیرعمدی دچار آتشسوزی شده و از 50 کاروانسرای تاریخی تنها 7 کاروانسرای میراثی باقی مانده بود. کاروانسرای ملک، طاقی بزرگ و طاقی کوچک، در فهرست آثار ملی ثبت شده و باید طبق قانون عینا ساخته شود و امکان دوطبقهسازی ندارد
وی، به حوادثی اشاره دارد که بارها رشت را خاکسترنشین کرده است: «این شهر در طول زندگی خود گرفتار زمینلرزهها و آتشسوزیهای مکرر شده است. زمینلرزههایی که مورخین یاد کردهاند؛ در سالهای 1121 و 1125 و 1223 و چهارم ربیع الثانی 1260 قمری روی داده است.
آتشسوزیهای مهم سالهای 1170 و 1191 و 1193 و 1304 و 1317 و 1320 قمری که قسمتی از شهر را به تودهای خاکستر تبدیل کرده است. در آتشسوزی سال 1320 در حدود هزار دکان و ده کاروانسرا از میان رفت. این شهر را لشکریان کریم خان زند به آتش کشیدند و سربازان آغامحمدخان قاجار در سال 1165 هجری قمری غارت کردند.» (همان:245)

بازار رشت، بهعنوان یک محله مستقل در قدیمیترین نقشه رشت، متراکمترین بافت را داشته و همین تراکم، در زمان وقوع حادثه، بیشترین آسیب را میزند.
«میرزا حسین فراهانی»، دو شب پس از اقامتش در رشت، شاهد آتشسوزی بزرگی در بازار است. که در 30خرداد 1267خورشیدی(1305ق) رخ میدهد. «یکشنبه ششم شهر شوال وارد رشت شد و شب دوشنبه هفت در منزل امین دیوان بودم، عصر روز دوشنبه حاجی میرزا نصیر طایفه… به دیدن آمد و این بنده را به منزل خود دعوت کرد.
شب سهشنبه هشت را به منزل او رفتم … دو ساعت به صبح مانده بیدار شدم… معلوم شد بازار آتش گرفته…» طی آتشسوزی شدید در بازار که دکان نفتفروشی عامل گسترش آن میشود «در بازار از ساعت شش از شب گذشته اول آتشسوزی بود تا قریب به ظهر روز سهشنبه هشتم که دوازده ساعت طول کشید و از یک ساعت قبل از طلوع صبح حاکم … درصدد اطفا آتش بود. بعد از اطفای آتش معلوم شد قریب هزار و یکصدو پنجاه دکان در بازار و هفده کاروانسرا و یک مسجد و یک تکیه و دو باب حمام سوخته بود…» (ص:46 و 47)
همچنین عامل آتشسوزی گسترده در 1290خ(محرم133ق) انفجار باروت و سرایت آن به چادرهای عزاداری است که در حیاط کاروانسراها برپا شده. چادرهای عزاداری محرم و بیرقهای یا حسین در شهر و بازار برپاست و باروت و مهمات انباشته شده در سرای «میرزا احمد بزرگ»، دچار آتشسوزی شده و آتش به چادر مراسم عزاداری سرایت میکند و حریق بزرگی رخ داد و به بازار رشت سرایت کرد. تا جایی رسید که حدود هزار دکان و چندین راسته و کاروانسرا یکباره خاکستر شد.(رشت شهر باران،ص:173)
بازار رشت، به عنوان یک محله مستقل در قدیمیترین نقشه رشت، متراکمترین بافت را داشته و همین تراکم، در زمان وقوع حادثه، بیشترین آسیب را میزند
تصویر نامه مستندی، حاوی مطالبی چند از چگونگی حریق مذکور موجود است که از طریق تجار رشت به تفلیس و باکو و قزوین، به «حاج محمدعلی باقر تبریزی و حاج آقا میرزا عبدالطیف باقر خامنه و آقا میرزا غلامحسین خان رضایوف» از طریق پیک ارسال شده است. در قسمتی از متن آمده است: «متاسفانه به بیچاره اهالی، بدبختی روی داده است، لیله سوم پنج ساعت از شب گذشته الی صبح، شش کاروانسرا، دو قیصریه با آنچه مالالتجار داشته، مسجد گلشن، مسجد حاج مجتهد، مدرسه و حمام صیقلان و عمده بازار رشت از کاروانسرای حاج میرزا احمد کوچک الی حمام امام جمعه با خانه مشارالیه، از راسته میخفروشان الی جنب خانه حاجی آقا محمد مرحوم کاملا سوخته، آنکه تجار بوده بیچاره نتوانسته یک شاهی مال بیرون بیاورند…»

درخلال انقلاب جنگل، نیز آتشسوزیهای متعددی در بازار رخ میدهد در دونوبت، در زمان عبور قشون انگلیس از رشت به سمت انزلی و یا آتشسوزیهای عمدی که عوامل روسیه برای تنبیه کسانیکه با جنگلیان همکاری داشتند. بررسی هرکدام، گزارش مفصلی میطلبد. دردناکترین آن بعد از کودتای بلشویکها در 1299 بود که شاخه چپ جنبش جنگل با کنار زدن کوچک جنگلی، به زور اموال تجار را مصادره میکردند و اگر با ممانعت روبرو میشدند، کسبه را مجبور کرده برای خود قبر بکنند تا ناچار شوند اموالشان را تقدیم دولت خود خوانده و در اقلیت نمایند. (نک، خاطرات جهانگیر سرتیپپور)
با دست به دست شدن بازار توسط بلشویکها و قشون دولتی، بازار بزرگ رشت و کلیسای ارامنه واقع در بازار خاکستر میشود. میدانیم که دیگر نه تجارتخانه ارامنه در بازار دوباره ساخته شد و نه کلیسای وسط بازار. و بهجای کلیسای ارامنه، «پاساژ آرسن» سربرآورد و بهجای یکی از کاروانسرای سوخته، «سرای دومرتبه».(پیشین:179)
مردم رشت نیمه شب 18دی ماه دوباره شاهد آتشسوزی گسترده در بازار بودند. و بهنظر میرسد سوزاندن مسجد حاج مجتهد، عامل سرایت گسترده و از بین رفتن کاروانسرای ملک، طاقی بزرگ، طاقی کوچک، قیصریه فخر و راسته کتابفروشان بوده است.

به گزارش خبرگزاری ایرنا، 500 دکان و انبار کالا میسوزد. استاندار گیلان، ضمن بازدیداز بازار با کسبه خسارت دیده در ورودی کاروانسرای طاقی وعده میدهد که بازار آسیب دیده را دوطبقه میسازد. غافل از اینکه چنین وعدهای کاملا غیرقانونی است. سه کاروانسرای سوخته یعنی؛ ملک، طاقی بزرگ و طاقی کوچک، در فهرست آثار ملی ثبت شده و طبق قوانین وزارت میراث فرهنگی باید همانندسازی شود.
لازم به ذکر است از 50 کاروانسرای بازار که ملگونوف ذکر کرد؛ تنها کاروانسرای طاقی بزرگ، طاقی کوچک، سرای ملک، کاروانسرای محتشم، کاروانسرای چینیچیان و گلشن باقی ماند که سه مورد نخست نیز بهشدت سوخته است.