تاریخ رشت با آتشسوزی گره خورده است. از دوران زندیه تا آتشسوزی بازار توسط نیروهای آغامحمدخان تا آتشسوزی ۱۸ دی ۱۴۰۴. چرایی این آتشسوزیها به ساختار کوچههای بازار، گرانقیمت بودن ارزش املاک در این ناحیه و مصالح بکار رفته در ساخت مغازهها باز میگردد. در این گزارش به مهمترین آتشسوزیهای بازار رشت پرداخته شده است.
عنوان این گزارش، شعری است که در آتشسوزی ۱۲۶۴ رشت توسط مدیرالاطبا سروده شده است. آتشسوزی در رشت بهدلیل غالب بودن مصالح ساختمانی چوبی و بادهای موسمی همیشه با شدت همراه بوده است. آتشسوزی شامگاه ۱۸ دی، که طبق برآوردها باعث نابودی ۴۳۰ مغازه شد، در مقیاس آتشسوزیهای دوره قاجار و به مدد حضور هرچند دیرهنگام آتشنشانی و همکاری مردم، جز کوچکترین آتشسوزیها بوده است. در زیر به چند آتشسوزی بازار رشت میپردازیم.
در روزنامه اختر در تاریخ ۲۰ مرداد ۱۲۶۴ آمده است: روز هشتم همین ماه شش ساعت به غروب مانده حریقی واقع شده و تا سه ساعت از شب گذشته امتداد یافته، به قدر یک هزار و پانصد باب خانه و دکان و هفده باب کاروانسرا و پنج باب مسجد و یک باب کلیسا و سه حمام سوخته، سه چهار نفر هم راه بدر رو از میان حریق نیافته در آن آتش خانمانسوز جان نیز درباختهاند ولی هرچه مالالتجاره از قبیل ابریشم و غیره در کاروانسرا بوده از جلو آتش بدر بردهاند.
آتشسوزی در رشت بهدلیل غالب بودن مصالح ساختمانی چوبی و بادهای موسمی همیشه با شدت همراه بوده است. آتشسوزی شامگاه ۱۸ دی، که طبق برآوردها باعث نابودی ۴۳۰ مغازه شد، در مقیاس آتشسوزیهای دوره قاجار و به مدد حضور هرچند دیرهنگام آتشنشانی و همکاری مردم، جز کوچکترین آتشسوزیها بوده است
تاریخ اینگونه حریق را در هیچ یک از ممالک ایران یاد ندارد مگر استخر پارس که آن را اسکندر یونانی در هنگام غلبه دارا و استیلای ایران به تشویق همخوابه خود عمدا آتش زده و شهر بدان عظمت را پاک بسوخته، دودل بدنامی آن تاکنون ژنگ فزای صفحه آیینه تاریخ اسکندری است.

در روزنامه ادب در ۲۸ آذر ۱۲۷۸ آمده است: در شب یازدهم شهر رجب، جذوه آتشی که از دکان قهوهچی که در قیصریه شریعتمدار ماوی داشته است به چوبهای بنای آنجا افتاده و به واسطه باد گرمی که در آن نواحی قوه مشتعله را میافزاید به فاصله چهار ساعت زبانه آتش طولان برکشیده و به سایر حجرات و بیوتات و کاروانسرا و غیره سرایت کرده.
از موقع مزبور تا یک ساعت از روز دوازدهم که بامداد آن شب هولناک بوده است، مدت حریق امتداد یافته تقریبا یک هزار و پانصد باب دکان و بیست و دو باب کاروانسرای تجارتی و سه باب حمام و سه باب مسجد با مبالغ کلی اجناس تاراج دستبرد فنا و دستخوش پنجه سوالقضا گردیده، معادل ده میلیون تومان که مساوی بیست کرور ایران است ازین رهگذر به مردم آنجا خسارت رسیده است.
یکی دیگر از مهمترین آتشسوزیهای بازار رشت، در سال ۱۳۳۰ هجری قمری رخ داد. در پی انفجار باروت و مهمات انباشته شده در سرای «میرزا احمد بزرگ» و سرایت آن به چادر مراسم عزاداری، حریق بزرگی رخ داد و به بازار رشت سرایت کرد. شدت ضایعه و خسارتهای ناشی از این حریق به بازار، تا جایی رسید که حدود هزار دکان و چندین راسته و کاروانسرا یکباره خاکستر شد و عمده اموال آنها سوخته و یا از طریق اوباش به غارت رفت.
یکی دیگر از مهمترین آتشسوزیهای بازار رشت، در سال ۱۳۳۰ هجری قمری رخ داد. در پی انفجار باروت و مهمات انباشته شده در سرای «میرزا احمد بزرگ» و سرایت آن به چادر مراسم عزاداری، حریق بزرگی رخ داد و به بازار رشت سرایت کرد. شدت ضایعه و خسارتهای ناشی از این حریق به بازار، تا جایی رسید که حدود هزار دکان و چندین راسته و کاروانسرا یکباره خاکستر شد
تصویر نامه مستندی، حاوی مطالبی چند از چگونگی حریق مذکور موجود است که از طریق تجار رشت به تفلیس و باکو و قزوین، به «حاج محمدعلی باقر تبریزی و حاج آقا میرزا عبدالطیف باقر خامنه و آقا میرزا غلامحسین خان رضایوف» از طریق پیک ارسال شده است.
در قسمتی از متن آمده است: «متاسفانه به بیچاره اهالی، بدبختی روی داده است، لیله سوم پنج ساعت از شب گذشته الی صبح، شش کاروانسرا، دو قیصریه با آنچه مالالتجار داشته، مسجد گلشن، مسجد حاج مجتهد، مدرسه و حمام صیقلان و عمده بازار رشت از کاروانسرای حاج میرزا احمد کوچک الی حمام امام جمعه با خانه مشارالیه، از راسته میخفروشان الی جنب خانه حاجی آقا محمد مرحوم کاملا سوخته، آنکه تجار بوده بیچاره نتوانسته یک شاهی مال بیرون بیاورند…

دربارهی آتشسوزی ۱۵ مرداد ۱۲۹۹ یقیکیان نوشته است: این آتشسوزی سبب ایجاد شایعات مخالف یکدیگر شد. بهقول مخالفین انقلاب، بلشویکها بازار را آتش زدند و برای اینکه کلیه موجودی انبارها و مغازهها و دکانها و حجرهها را به روسیه حمل نمایند، محوطه حریق را محاصره کردند تا هیچکس نبیند که چه میبرند و مردم تصور کنند داراییشان تماما طعمه آتش گردیده است.
عدهای از مخالفین میرزاکوچک شهرت میدادند که میرزاکوچک با تحریک انگلیسیها حکم آتشسوزی بازار را داده است. ولی اکثر مردم با شایعاتی که از طرف مخالفین انقلاب منتشر میشد، ارزش و اهمیت میدادند.(یقیکیان ، ۱۳۶۳ : ۱۷۹)
روزنامه کامونیست ارگان رسمی حزب کمونیست ایران در شماره هفتم خود در اوت ۱۹۲۰ در مقاله مفصلی عنوان کرد: از یک طرف پیشرفت قشون، از طرف دیگر ترقیات اداری حال دشمن انقلاب را به قدری منقلب ساخت که مغلوب شدن خودش را به درجه قطع یقین نمود. دید که سنگر وثوقالدوله منهدم شد، قوای ضدانقلابی سخت شکست خورد، فهمید که از ایران بدر میرود.
یک چنین افعی، که هوای تناول مغز ایران را بر سر داشت، از دست آحاد کاوه زخمهای بس کاری خورده، از آرزوی خود محروم و از هرگونه اظهارات محروم گشت. دیگر از اظهار کین خودداری نتوانست، به اقتضای سبعیت جهان سوزش یک قسمت عمده رشت را از روی کینه سوزاند.
در سال ۱۳۵۶، یک آتشسوزی گسترده در بازار رشت رخ داد که برخی آن را ناشی از تحولات سیاسی و بیثباتیهای اجتماعی پیش از انقلاب دانستهاند. روزنامهی «کیهان» در همان سال نوشت: «مغازههایی که سالها ممر معاش هزاران نفر بودند، اکنون در زیر خاکسترهای داغ مدفون شدهاند. مردم رشت در خیابانهای اطراف گرد آمدهاند و با چشمانی اشکبار نظارهگر نابودی سرمایههای خود هستند
بیستم ذیقعده، سه ساعت از شب گذشته، جاسوسهای انگلیسی در سرای شیشه، به یکی از حجرههایی که روغن ماشین داشته است آتش انداخته و شعله آتشسوزی را به فوریت بلند کردند. هرگز تصور نشود که این حادثه بهطور ناگهانی بوده، بلکه به موجب تحقیقات معلوم گشته که زمینه آن مخصوصا از چند روز قبل، از طرف کارکنان انگلیس مهیا بوده است.(همان: ۱۷۹)
دشمنان انقلاب با دست خائن باعث شدند که قسمت مهم بازار را با خانه خدا طعمه آتش نمودند و شایعات میدادند که بازار را بلشویکها آتش زده و سوزاندهاند.
بالجمله همین که کاروانسرا مشتعل و دودش آسمان را فراگرفت، فیالحین قوای نظامی و مجاهدین تماما مسلح برای معاونت صاحبان مال شتافتند که اموال ایشان را از دست گرگهای دومان طلب باز گرفته، به خاموش کردن اشتعال کوشش میکردند…

لیکن همان پروکانورها، از موقع استفاده کرده، خودشان را صاحب مال جلوه داده، میگفتند: مادامی که مالهای ما را از دست ما خواهند گرفت، دیگر چه جای خلاص کردن است، بگذارید یکدفعه بسوزد. البته چنین حرفی در همچو موقعی به مراتب بیشتر میسوزاند تا روغن ماشین.(همان ۱۸۰)
یکی از فاجعهبارترین آتشسوزیهای بازار رشت، در سال ۱۳۱۰ رخ داد که در روزنامهی «اطلاعات» بازتاب گستردهای یافت. در گزارش این روزنامه آمده است:
«بازار رشت، که روزگاری به مرکز رونق تجارت شمال شهرت داشت، اکنون به صحنهای از خاکستر و دود بدل شده است. مغازههای پارچهفروشان، آهنگران و زرگران در شعلههای بیرحم سوختند و در اندک زمانی، بخش عمدهی این بازار از میان رفت.»
این حادثه، باعث شد که برای نخستین بار، دولت پهلوی تصمیم به نوسازی بخشهایی از بازار با استفاده از آجر و سیمان بگیرد.
در سال ۱۳۵۶، یک آتشسوزی گسترده در بازار رشت رخ داد که برخی آن را ناشی از تحولات سیاسی و بیثباتیهای اجتماعی پیش از انقلاب دانستهاند. روزنامهی «کیهان» در همان سال نوشت:
«مغازههایی که سالها ممر معاش هزاران نفر بودند، اکنون در زیر خاکسترهای داغ مدفون شدهاند. مردم رشت در خیابانهای اطراف گرد آمدهاند و با چشمانی اشکبار نظارهگر نابودی سرمایههای خود هستند.»
عکس: روزبه خلیقمعینی