زوال تدریجی
روستا قرار بود محل همدلی، همکاری و تصمیمگیری جمعی برای توسعه باشد؛ اما در بسیاری از نقاط به میدان رقابتهای قبیلهای و فامیلی تبدیل شده است.
انتخاب اعضای شورا و دهیار که باید بر پایه شایستگی، برنامه و دغدغه توسعه باشد، عملا در بسیاری از روستاها به رایدادنهای احساسی، فامیلی و قبیلهای تقلیل پیدا کرده است.
نتیجه روشن است: روستا نه بر اساس نیازهای واقعی، بلکه بر اساس بدهبستانهای شخصی اداره میشود.
در بسیاری از روستاها، رابطههای خویشاوندی میان دهیار و اعضای شورا به امری عادی تبدیل شده است. این…