روایتی از خطای رابینو در گفت‌وگو با کریم کوچکی؛

رودسر هیچ‌گاه «کوتَم» نبوده است

0 ۵۱

در تاریخ شرق گیلان، شهرهایی هستند که بیش از آن‌چه شناخته می‌شوند، اهمیت داشته‌اند. رودسر یکی از آن‌هاست؛ شهری که در منابع کهن با نام «هوسَم» از آن یاد شده، بندری فعال بوده است.

 

در گفت‌وگویی با کریم کوچکی، گیلان‌شناس، به بررسی پیشینه تاریخی رودسر، تحولات نام‌گذاری آن و عناصر شکل‌دهنده هویت فرهنگی شهر می‌پردازیم.

****

قدیمی‌ترین منابعی که نام «رودسر» در آن‌ها آمده کدام‌اند؟

-پایگاه اصلی علویان یا زیدیان (چهارامامی)، در شهر «هوسَم» قرار داشت. تنها منابعی که در اختیار داریم، منابع عربی مثل اخبار ائمه‌الزیدیه در قرن چهار هجری، است که چندین بار از «هوسَم» به‌عنوان مرکز امارت ناصر اطروش، پایه‌گذار تشیع چهارامامی در شمال ایران، نام برده‌اند.

 

ناصر اطروش، در حدود ۱۲۰۰ سال گذشته- «اطروش» در عربی به معنای «کم‌شنوا» یا «ناشنوا»ست- در جنگی در آمل کشته شد و مزار و مقبره‌اش هم‌اکنون در همان‌جا قرار دارد و زیارتگاه است. همچنین ایشان در رودسر تخت امارت داشت و پایتخت خیزش‌های خود را در این منطقه قرار داده بود.

 

این غلط‌اندازی درباره «کوتَم» به عنوان نام قبلی رودسر را «رابینو» در کتاب کتاب «ولایات دارالمرز» انجام داده است. رابینو در این کتاب، وقتی به رودسر می‌رسد، نام دوم آن را «کوتَم» معرفی می‌کند نه هوسَم. این اشتباه از آن‌جا ناشی شده که رودسر در مقطعی از تاریخ، به دلیل جنگ‌ها و حوادث، از نظر جغرافیایی محو شده بود

 

در خصوص نام‌گذاری رودسر در دوره‌های مختلف تاریخی بفرمایید، در منابعی اشاره به نام‌ها هوسَم، خوشَم، خوسَم شده است و شما قبلا اشاره کردید که رودسر به اشتباه «کوتَم» نامیده شده، در این خصوص بفرمایید؟

-این غلط‌اندازی درباره «کوتَم» به عنوان نام قبلی رودسر را «رابینو» در کتاب کتاب «ولایات دارالمرز» انجام داده است؛ رابینو، پسر کنسول بریتانیا در رشت بود، که در سال‌های ۱۹۰۶ تا ۱۹۱۲ میلادی، یعنی در دوره مشروطه، در ایران حضور داشت. او کتابی با عنوان ولایات دارالمرجع ایران (گیلان) نوشت که در آن شهرهای گیلان و مازندران را معرفی کرده است؛ اثری که در واقع نوعی کتاب جامعه‌شناسی ایران و جغرافیای تاریخی به شمار می‌آید. رابینو در این کتاب، وقتی به رودسر می‌رسد، نام دوم آن را «کوتَم» معرفی می‌کند نه هوسَم. این اشتباه از آن‌جا ناشی شده که رودسر در مقطعی از تاریخ، به دلیل جنگ‌ها و حوادث، از نظر جغرافیایی محو شده بود. این موارد را من به‌صورت مکتوب چاپ کرده‌ام، در مقالاتی در ماهنامه رهاورد گیل به شماره 104 و 105 در سال 1399 و همین‌طور در مجله‌ی آوای املش به شماره 34 در سال 1401 با این عنوان «رودسر هیچ‌گاه کوتَم نبوده است». ما در این مقالات اثبات کردیم که رابینو اشتباه کرده و بعد از آن‌هم دکتر منوچهر ستوده در جلد دوم کتاب خود، «از آستارا تا استرارباد» که مربوط به شرق گیلان است، نیز این اشتباه را تکرار کرده است و دیگر محققان کشور نیز به این موضوع پرداخته‌اند و حتی این اشتباه به دایرهالمعارف ایرانیکا، توسط احسان یارشاطر نیز راه یافته است و نام دوم رودسر، «کوتَم» ذکر شده است.

 

اما در خصوص نام «خوشَم» باید بگویم که من معتقدم خوشَم نام یکی از شهرهای گمشده در غرب گیلان است و علی عبدلی، تالش‌شناس معروفی که سال گذشته از دنیا رفتند، در داستانی در مجله چیستا، ارگان انجمن زرتشتیان ایران در دهه 60 به آن اشاره کردند. ایشان در مطلبی اشاره کردند که مقدِسی ذکر کرده است که این‌جا مرکز داعیان (صفتی برای شیعیان) بوده، زیرا این‌سمت سپیدرود شیعه آن‌سوی آن سنی بودند و از این طریق اثبات کرده است که نام قدیم رودسر کوتَم بوده است. در واقع مقدِسی از نزدیک رودسر یا رشت را ندیده بود و از مکانی دور از این‌جا این تاریخ‌نگاری را انجام داده است، به این علت که گیلان در آن‌زمان غیرقابل نفوذ بود و هیچ خارجی نمی‌توانست وارد شود زیرا به‌سرعت دچار بیماری، وبا و .. می‌شد، که البته این بحثی جداگانه است که من در مقاله‌ای به‌نام «مرگ می‌خواهی برو گیلان»، در این خصوص نوشته‌ام.

 

همین‌طور حدود 90 سال پیش علامه محمد قزوینی، که در سال‌های ۱۳۰۰ تا ۱۳۱۰ شمسی در فرانسه زندگی می‌کرد، در حاشیه کتاب جهانگشای جوینی در خصوص خوشَم، آورده است. او متوجه این خطای رابینو شده بود، اما نمی‌توانست آن را به‌درستی با نام قدیم رودسر تطبیق دهد؛ زیرا در منابع تاریخی از دو بندر نام برده شده بود. و کوتَم و هوسَم هردو بندرهای باستانی و تاریخی بودند و در بیه‌پیش (شرق گیلان)، واقع شده بودند. بندر کوتَم در ابتدای بیه‌پیش (کیاشهر کنونی) و بندر هوسَم در انتهای بیه‌پیش (رودسر کنونی) واقع بودند.

 

در آن‌زمان تاریخ‌نگاری دقیقی وجود نداشت و رابینو هم تاریخ‌نگار قدری نبود. رابینو اولین گیلان‌شناسی بود که در قرن گذشته کارهای زیادی در این حوزه انجام داد و کتاب‌های او برای پژوهشگران نیز مرجع است و بنابراین این اشتباه در اشتباه رخ داد و در آثار پژوهشی ما ملکه شد.

 

من سومین نفری بودم که این اشتباه را شناسایی کرد، نخست توسط علامه محمد قزوینی حدود ۹۰ سال پیش، سپس علی عبدلی حدود ۴۰ سال پیش و بار سوم حدود ۱۵ سال پیش توسط خود من، ولی من انطباق‌سازی نام را انجام دادم. در واقع اولین کسی که هم خطا را شناسایی و هم منطبق‌سازی را انجام داد بنده بودم. علامه قزوینی اشتباه را شناسایی کرده بود، اما او «کوه‌دَم» را با «کوتُم» اشتباه گرفته بود. این‌ها نکاتی است که من با ذکر منابع به‌صورت مکتوب در مقالات خود آورده‌ام.

 

تغییرنام رودسر چگونه انتخاب شد و دلیل آن چه بود؟

-سیدرضی کیا، حاکم سادات کیایی شرق گیلان و غرب مازندارن، یک‌سری نوسازی در رودسر انجام داد و نام هوسَم، که نامی باستانی با ریشه‌ی اوستایی است، به‌ رودسر- به دلیل جاری بودن دو رودخانه از دو سوی شهر- تغییر پیدا کرد. این تغییر نام احتمالا مربوط به حدود سال ۸۱۰ هجری قمری است، هرچند تاریخ دقیقی برای آن در دست نیست و فقط سیدظهیرالدین مرعشی، تاریخ‌نگار رودسری، در قرن 9 هجری، این تغییرنام را گزارش کرده است که اگر گزارش نمی‌کرد ما نمی‌دانستیم که نام قدیم رودسر، هوسَم بوده است.

 

حدود 90 سال پیش علامه محمد قزوینی، که در سال‌های ۱۳۰۰ تا ۱۳۱۰ شمسی در فرانسه زندگی می‌کرد، در حاشیه کتاب جهانگشای جوینی در خصوص خوشَم، آورده است. او متوجه این خطای رابینو شده بود، اما نمی‌توانست آن را به‌درستی با نام قدیم رودسر تطبیق دهد

 

اما برخی منابع اشاره کرده‌اند که این نام پیش از آن تاریخ نیز رواج داشته و به منبعی عربی در عراق استناد می‌شود؛ منبعی که نشان می‌دهد حدود پنجاه سال پیش‌تر و حتی پیش از به قدرت رسیدن سیدرضی کیا، نام رودسر برای این شهر به کار رفته بود.

 

در خصوص دو رودی که از دوسوی شهر روان بودند؛ رودی که در ضلع غربی روان بود، کیارود نام داشت که در گذشته به‌نام کویارود و در دوره‌ مغول نیز هوسَم‌رود نام داشت و رود دیگر که در ضلع شرقی جریان داشت، شیرارود بوده است و در حال حاضر نیز این دو رود همین مسیر را طی می‌کنند. در خصوص دلیل این تغییرنام باید گفت هرگاه تغییر حکومتی صورت می‌گیرد اسامی هم تغییر می‌کنند.

 

در صحبت‌های خود به بندر هوسَم اشاره کردید و با توجه به تغییر نام به رودسر، آیا در گذشته در اینجا بندری وجود داشته است؟

-بله، بندر هوسَم. حدود ۱۵۰ سال پیش هنوز کشتی بخار یا «باکور» در اختیار نداشتیم و موتور بخار اختراع یا رایج نشده بود. تمام شناورهای دریایی با نیروی باد و به‌صورت بادبانی حرکت می‌کردند. یا استفاده از کشتی‌های بادبانی یا «پراخوت» از بندر رودسر به بندر بادکوبه (باکوی امروزی در جمهوری آذربایجان) کالا برده می‌شد و از آن‌جا نیز کالاهایی به ایران وارد می‌کردند. این مسیر دریایی در گذشته راهی امن به شمار می‌رفت، در گذشته در گیلان راه خشکی نداشتیم و به‌عبارتی چیزی به‌نام راه وجود نداشت.

 

این بندر از چه‌ زمانی دیگر نیست؟

-این بندر تا ابتدای دوره رضاشاه برقرار بوده و ترابری و تبادلات دریایی از طریق آن، بین ایران و بندر بادکوبه یا باکو در جمهوری آذربایجان که در آن‌زمان جز عثمانی (دولت ترکیه کنونی) بود، صورت می‌گرفت. در خصوص این کالاها و ترابری آن در مقالات خودم در حوزه رودسرشناسی، اشاره کرده‌ام.

 

در این زمان احداث راه‌های زمینی و جاده شوسه یا جاده غیرآسفالته صورت گرفت و پل‌های بتنی رودخانه‌ها- که همان‌طور که می‌دانید گیلان پل‌ زیاد دارد. مسیر معروفی نیز ایجاد شدبه نام «خط کناره‌»؛ جاده‌ای که به موازات دریا می‌گذشت. با رونق حمل‌ونقل زمینی و خودرویی، نقش ترابری دریایی کمرنگ شد و به‌تدریج بندرهای قدیمی نیز از رونق افتادند.

 

جمعیت این شهر متشکل از چه اقوامی است؟ و چه درصدی از شهر در قدیم مربوط به اقوام مهاجر بودند؟

-بدیهی است که فقط گیلک‌ها در این منطقه ساکن نبوده‌اند. در سال ۱۸۳۰ میلادی، طاعون شدیدی در گیلان رخ داد که گفته می‌شود دو سوم جمعیت منطقه درگذشتند، بسیاری از روستاها کاملا متروک شدند و برای جبران کمبود نیروی کار، گروه‌هایی از مناطق دیگر مانند طالقانی‌ها از شرق کوه‌های البرز، از غرب گیلان خلخالی‌ها و ترک‌ها به گیلان مهاجرت کردند. این مهاجرت‌ها ترکیب جمعیتی گیلان از جمله رودسر را متنوع‌تر کرد.

 

در زمان جنگ نیز این مهاجرت‌ها اتفاق افتاد. شواهدی وجود دارد که در زمان حمله مغول، گروهی از مغول‌ها در رودسر سکنی گزیدند که البته در نوشته‌ای به آن اشاره نشده است.

 

سیدرضی کیا، حاکم سادات کیایی شرق گیلان و غرب مازندارن، یک‌سری نوسازی در رودسر انجام داد و نام هوسَم، که نامی باستانی با ریشه‌ی اوستایی است، به‌ رودسر- به دلیل جاری بودن دو رودخانه از دو سوی شهر- تغییر پیدا کرد. این تغییر نام احتمالا مربوط به حدود سال ۸۱۰ هجری قمری است، هرچند تاریخ دقیقی برای آن در دست نیست

 

نقش رودسر در تاریخ شرق گیلان، به‌عنوان مثال در دوره مشروطه و نهضت جنگل، چگونه بوده است؟

-کتاب‌های زیادی در خصوص این دوره‌های تاریخی، به‌خصوص در زمان بعد از انقلاب، چاپ شده‌اند. بیش‌تر این جنبش‌ها مربوط به غرب گیلان بوده و شرق گیلان را خیلی کم نشان داده‌اند. من علاقه چندانی به تاریخ معاصر ندارم اما بی‌خبر هم نیستم. در زمان نهضت جنگل، کل گیلان تحت تاثیر بود اما مرکز آن در جنگل‌های فومن بود، به‌عبارتی در کل جنگل‌های گیلان هم بود اما کانون آن در بیه‌پس، یعنی غرب گیلان کنونی، بود.

 

مهم‌ترین آثار تاریخی رودسر مربوط به چه دوره‌هایی هستند؟

در غرب شهر رودسر زیارتگاه «پنجعلی‌بر»- مدفن نوه ناصر اطروش به‌نام حسین ناصح- با قدمت حدود ۱۱۰۰ تا ۱۲۰۰ سال، وجود داشته و تا دوره‌ی قاجار هم بوده است ولی بعد از آن در جریان نوسازی‌های شهری از بین رفت.

 

در مرکز شهر نیز زیارتگاهی به‌نام «آقا دست‌خط» وجود داشته (میدان شهرداری کنونی) و در شرق شهر رودسر نیز زیارتگاهی به‌نام «ملاامیرا» وجود داشت که متاسفانه همگی این‌ها بین رفتند.

 

از دیگر بناهای تاریخی می‌توان به ساختمان قدیمی سازمان چای، که آلمان‌ها در زمان جنگ جهانی دوم ساختند و ساختمان رضاشاهی که مقر کنونی سپاه پاسداران است.

 

البته باید گفت شهر بندری هوسَم یا رودسر نسبت به شهرهایی چون لاهیجان و رشت قدمت بیشتری دارد.

 

چه عناصر فرهنگی، هویت رودسر را از سایر شهرهای گیلان متمایز می‌کند؟

-ما در گیلان دو نوع فرهنگ داریم، فرهنگ گالشی که ساکنان کوهستان را شامل می‌شود و فرهنگ بحری یعنی دریایی و در شهرهای ساحلی، تمام محاورات و ضرب‌المثل‌ها برگرفته از این فرهنگ بحری است. گیلان سرزمینی نفوذناپذیر بوده و افرادی که از بیرون می‌آمدند بلافاصله دچار بیماری می‌شدند و می‌مردند. اما دو نقطه امن وجود داشت، یکی نوار ساحلی بود که پوشش گیاهی نداشت، یکی هم کوهستان بود نه کوهپایه. کوهپایه‌های جنگلی مرکز مخوف و سرزمین مرگ‌زایی بوده ولی کوهستان‌های گیلان مثل اشکورات و سرزمین دیلم، مهد تمدن بوده‌اند، یعنی از هزاران سال پیش خاستگاه و جایگاه بومیان بودند و نیز بومیان در شهرهای ساحلی هم هزاران سال بوده‌اند؛ مثل انزلی، کیاشهر یا هوسَم یا رودسر که این مناطق- ارتفاعات و ییلاقات و دیگری نوار ساحلی- پایه‌گذار تمدن بومیان اولیه بوده‌اند. واژه‌هایی که ما در کنایات، محاوره و ضرب‌المثل‌ها به‌کار می‌بریم عناصر فرهنگی هستند که می‌توانیم از طریق آن تفاوت‌های زبانی، گویشی و فرهنگی را نسبت به جنگل‌نشینان ببینیم.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.