دغدغه‌ها و حساسیت‌های تعیین یک متولی فرهنگی آگاه و متخصص؛

درد انتخاب

0 102

اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی گیلان، متولی اصلی فرهنگ و هنر استان پس از انقلاب، تاکنون ۱۳ مدیرکل و سه سرپرست به خود دیده است. به ترتیب آقایان حسین نعیمی، مسعود فقیه، حامد توسلی، حسن مظفری، ابراهیم انصاری، سید حجت مهدوی، حمید پورعیسی، منصور ایمانی، حمید نیکرو،  علی اسماعیل پور، فیروز فاضلی، رضا ثقتی، عبدالرضا علی پناه و آخرین نفر امیرحسین طاهری که در حال حاضر مدیر این اداره کل هستند.

 

هر یک از این مدیران به نوبه خود با فاصله، دارای ضعف‌ها و مزیت‌هایی در مدیریت و هدایت این اداره فرهنگی – هنری و همچنین حمایت هنرمندان برخوردار بودند.  هر کدام به یک صورت یا به فکر مسائل سخت‌افزاری همچون احداث مجتمع‌های فرهنگی‌ و هنری، یا ساختمان اداری بودند و یا مسایل نرم‌افزاری مثل راه‌‎اندازی انجمن‌های فرهنگی و هنری، برگزاری جشنواره‌های فرهنگی و هنری در اولویت آنان قرار داشت.

 

یا اینکه در هر دو مورد انگیزه کار و فعالیت نداشتند. مثلاً مرحوم انصاری و  مرحوم مظفری،  که در همه موارد پیگیر و فعالیت داشتند و حرف آخر در مسایل فرهنگی را می‌زدند و در مقابل تندروی  افراد مختلف ایستادگی می‌کردند. تعدادی دیگر اگر توان و یا انگیزه پیگیری ایجاد زیرساخت را نداشتند با هنرمندان ارتباط خوبی برقرار می‌کردند و هنرمندان با شدت و ضعف با توجه به نوع مدیریت محل رجوع آنان اداره کل فرهنگ و ارشاد بود.

 

هر یک به نوبت خود قدری در مسائل فرهنگی هنری استان تاثیرگذار بودند و دوره بی سر و صدایی را طی کردند که ناگهان با ظهور مدیر کل سابق، این اداره کل به شهرت جهانی دست یافت. این شهرت به قدری غافلگیر کننده بود که وزارتخانه بدون مشورت و رایزنی سرپرستی برای اداره‌ کل تعیین کرد و پس از چند ماه حکم مدیر کلی را برای امیرحسین طاهری صادر کرد. مدیرکلی که پیش از این بالاترین رزومه ایشان رئیس اداره ارشاد شمیرانات تهران بود.

 

پس از حادثه ناگواری که مدیر کل اسبق برای این استان فراهم کرده بود می‌بایست فردی انتخاب می‌شد که علاوه بر ایجاد ارتباط با هنرمندان رشته‌های مختلف و احاطه به مسائل فرهنگ و هنر استان، توانایی ایجاد وفاق و آرامش محیط اداره فوق را نیز دارا می‌بود، ولی متاسفانه ایشان در هر دو زمینه فوق عملکرد مثبتی از خود نشان ندادند.

 

به لحاظ آمار تعداد ناشران، تعداد پایگاه‌های خبری و جراید استان در صدر جدول کشوری است. ولی همه می‌دانند که این تعداد تنها به درد پر کردن آمار و ارقام در جداول است و بس. هیچ تمهیدی برای ایجاد بستری مناسب برای موارد فوق و ایجاد انگیزه برای انجام رسالت اصلی و کارهای محوله در این مجموعه‌ها وجود ندارد. ارتباطی که بتوان از آن نقش متولی اصلی یا پدر معنوی این نیروی عظیم فرهنگی که قاعدتاً می بایست کارکرد یک ارتش سایبری را ایفا می‌کرد در این مدیران کل اخیردیده نشد.

 

وضعیت انجمن‌های هنری هم به دنبال بخش فرهنگی بسیار منفعل‌تر دیده می‌شود. به طور مثال انجمن‌هایی که می‌بایست خرداد ماه انتخابات برگزار می‌‌کردند تاکنون هیچ اقدامی برای انتخابات صورت نگرفته است.

 

انجمن‌ها پاسخگوی اعضای خود نیستند انفعال در همه انجمن‌ها به مانند ویروسی فراگیر همه جا دیده می‌شود. در مورد مدیران کل پیشین حداکثر فقدان خاطره خوب از آنان در ذهن اهالی فرهنگ و هنر است. حتی در زمان مدیر کلی ثقفی یک اتفاق خوب بر جای مانده است.

 

سالن تئاتر سردار جنگل را که سال‌ها به هنرستان تبدیل شده بود دوباره به کاربری اصلی ۵۰ ساله آن یعنی اجرای تئاتر برگرداند و اسم این  سالن به تئاتر شهر تبدیل شد و تاکنون به صورت مداوم در آن سالن اجرای تئاتر صورت می‌گیرد. ولی مدیرکل فعلی مدیری هستند که خاطره‌ای در ذهن هنرمندان خصوصاً اهالی تئاتر به یادگار گذاشتند که تا سال‌ها این خاطره از ایشان به یادگار می‌ماند و آن مسئله اخذ اجاره بها از آمفی تئاتر برای اهالی نمایش است.

 

امری که بدون هیچ بخشنامه‌ایی از وزارتخانه در این استان اجرا می‌شود. اقداماتی مانند تعطیلی کنسرت موسیقی بعد از اعطای مجوز و یا سکوت در مقابل پایین کشیدن بنرهای تبلیغاتی تئاترها بعد از تایید پوستر از سوی اداره کل به دفعات از دیگر یاد گاری‌های دوران ایشان است.

 

بدون شک انتخاب مدیر بعدی اداره کل فرهنگ و ارشاد گیلان ظرافت‌هایی را می‌طلبد که بتوان فردی را انتخاب کرد که حداقل بتواند در حد چند صفحه مشکلات داخلی اداره راه‌های تعامل با هنرمندان را ارایه دهد. کسی که توانایی ارتباط با مدیران استانی و کشوری و جذب بودجه جهت ایجاد زیرساخت‌های فرهنگی و هنری که در قعر جدول در بین استان‌های کشور هستیم را دارا باشد.

 

همه این مسائل در حالی باید مد نظر قرار بگیرد که طبق معمول سیاسیون از جناح‌های مختلف کاندیداهای خود را به استاندار و وزیر ارشاد معرفی می‌کنند. حال باید دید تصمیم‌گیران تا چه حد به مشکلات استان در زمینه‌های فرهنگی و هنری واقف هستند و حل این مشکلات برای آنها در اولویت انتخاب مدیرکل است. در دو دهه گذشته تجربه نشان داده که افراد ذی‌نفوذ جناح‌های چپ و راست برای انتخاب و تعرفه مدیرکل تعامل با هنرمندان  در اولویت آنان نبوده است.

 

یک مهره می‌خواهند که مطابق با سلایق سیاسی آنان باشد و در این بین برای جامعه هنری این گونه انتخاب مدیرکل که قاعدتاً در مرحله اول می‌بایست پدر معنوی فرهنگ و هنر استان باشد واژه درد تداعی می‌شود. وقتی انتخاب مدیر کل صرفاً بر اساس توصیه افراد سیاسی باشد می‌شود درد.

یعنی از هر طرف درد را بخوانی درد است

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.