الویت؛ بزرگ کردن کیک اقتصاد است

0 196

امیرحسین خالقی، دوست اندیشمند و نادیده، اخیرا طی توییتی نوشته  است که اولویت فعلی کشور باید فقط و فقط تولید ثروت باشد چون بدجوری داریم از همه جا عقب می­افتیم. ایشان اشاره کرده که اگرچه خوب است که فساد و رانت نداشته باشیم ولی مبارزه با فساد و رانت در شرایط فعلی نسبت به تولید ثروت اولویت بعدی است. این موضوع توجه هیات تحریریه مرور را به خود جلب کرده که واقعا اولویت اقتصادی فعلی کشور چیست؟

ابتدا یک درس از اندیشمندان برنامه­ریزی استراتژیک را اشاره بکنیم تا کمی با نکته­ای که دکتر خالقی اشاره کرده است بهتر آشنا بشویم. در ادبیات برنامه­ریزی استراتژیک اشاره می­شود که هر بنگاه اقتصادی، هر فرد و حتی هر کشور اولویت­های زیادی دارد و همه دوست دارند که فرضا ۱۰ تا هدف و اولویت خیلی خوب را انتخاب و سرلوحه کار خود قرار دهند. ولی هنر برنامه­ریزی استراتژیک این است که از این ۱۰ تا اولویت خوب، ۹ تا را کنار بگذاریم و یکی را اولویت اصلی قرار دهیم؛ به عبارتی، هنر برنامه­ریزی استراتژیک درد کشیدن ناشی از کنار گذاشتن ۹ تا هدف خوب و چسبیدن و بسیج همه ارکان بنگاه برای تحقق مهم­ترین اولویت است. این در واقع درس اول اقتصاد است؛ ما منابع کمیابی داریم ولی خواسته­های نامحدودی داریم که باید این منابع کمیاب را به اولویت­دارترین خواسته تخصیص دهیم. از این منظر درک می­کنم وقتی گفته می­شود اولویت تولید ثروت است، منظور این نیست که ناکارآمدی، فساد، رانت، سردرگمی در تصمیم­گیران، تورم، بیکاری و .. اولویت نیست. بلکه منظور این است اگر اولویت اصلی را تولید ثروت قرار دهیم به طور مستقیم و غیرمستقیم ناچاریم عوامل و موانع سرراه تولید ثروت را رفع کنیم.

با این نگاه، مساله اصلی اقتصاد ایران جابجایی فلان وزیر نیست، اگرچه ناکارآمدی­اش جای خود قابل بررسی است؛ مساله اصلی اقتصاد ایران دلارزدایی نیست! اگرچه در دنیا به موضوع هژمونی دلار پرداخته می شود؛ مساله اصلی حذف ۴ صفر از پول ملی نیست و خیلی مسائل دیگر از این دست.

فهم بنده این است که انباشت ناکارآمدی­ها که منجر شده است به تورم بالا، رکود، بیکاری فارغ­التحصیلان دانشگاهی، خطر ورشکستگی صندوق­های بازنشستگی، رشد پایین اقتصادی و عقب افتادن از کشورهای هم­رده و به ویژه همسایگان، همه از این مساله نشات می­گیرد که اولویت اصلی ما تولید ثروت نیست. قصد این را ندارم که ریشه­های تورم و نقدینگی بالا که از مسیر ناترازی بانک­ها و کسری بودجه ساختاری و بلندمدت است را کتمان کنم ولی می­توان اذعان کرد که اگر اولویت اصلی تولید ثروت بود همه ارکان تصمیم گیر و تصمیم­ساز و سیاست­گذار برنامه­ها، گفته­ها و موضع­گیری­های خود را در راستای تولید ثروت می­دانستند و نه مسائل حاشیه­ای.

حتی در غیاب تفکر تولید ثروت، مبحث عدالت و فقرزدایی نیز که همواره جای ثابتی در شعارهای انتخاباتی و سخنرانی سیاست­مدارن دارند نیز عملا جز شعار، جامه عمل به خود نمی­پوشد. چرا؟ تعبیر بنده در اینطور مواقع این است که مبحث عدالت و رفع فقر در غیاب تولید ثروت، در واقع نادیده گرفتن ایده بزرگ کردن کیک اقتصاد است. وقتی کیک اقتصاد بزرگ شود(همان مفهوم تولید ثروت یا رشد اقتصادی) از رهگذر این بزرگ شدن، مازادی ایجاد می­شود که بر اساس این مازاد می­توان به فقرزدایی هم رسید. ولی وقتی تولید ثروتی رخ ندهد در واقع کیک اقتصاد ثابت مانده است؛ تلاش برای تحقق شعارهای فقرزدایی در واقع منجر به برداشت اجباری از جیب دیگران برای رفع فقر است که تحمیل تورم به آحاد مردم یکی از نتایج آن است.

وقتی می­گوییم اولویت تولید ثروت باشد، یعنی مناسبات داخلی و خارجی باید متمرکز بر بزرگتر شدن کیک اقتصاد کشور شود. مناسبات داخلی خود را در جاهایی مثل تسهیل کسب و کار و رفع موانع از سر راه کارآفرینان و تولیدکنندگان متبلور می­سازد. متاسفانه وقتی اولویت رفع موانع تولید به شعار تبدیل می­شود، در عمل بسیاری از متولیان که به دنبال رفع موانع تولید هستند، خود دستگاه ذیربط­شان در واقع مانع اصلی سر راه تولید هستند. از این منظر می­توانم همدلی کنم با دکتر خالقی که چرا این را اولویت قرار می­دهد؛ چه اینکه این اولویت همچون چتری قابلیت بسیج کنندگی همه ارکان تصمیم­گیر را دارد. امری که متاسفانه بسیار از آن دور هستیم!

اگر هدف تولید ثروت باشد، به تورم بالا که عدم اطمینان به کسب و کارها تزریق می­کند، حساس می شویم.

اگر هدف تولید ثروت باشد، به مساعد بودن فضای کسب و کار حساس می­شویم.

اگر هدف تولید ثروت باشد، اولویت مناسبات خارجی کشور را در راستای آن تنظیم می­کنیم.

اگر هدف تولید ثروت باشد، قوانین مخل کسب و کار شناسایی و برچیده می­شوند.

اگر هدف تولید ثروت باشد، مدیران و وزرا و متولیان استانی و کشوری، بر اساس کارآمدی در این شاخص ارزیابی می­شوند.

اگر هدف تولید ثروت باشد، برنامه­های تولیدی رسانه ها(بطور خاص ملی) معطوف به آسیب­شناسی موانع تولید ثروت می­شود.

اگر هدف تولید ثروت باشد، عرصه­های اقتصادی و مدیریتی جولانگاه متخصصان می­شود نه صرفا سرسپردگی و دوستی.

اگر هدف تولید ثروت باشد، اگر و اگر

در مجموع با توضیحاتی که دادم، بنده با دکتر خالقی همدلم که اولویت تولید ثروت و بزرگ شدن کیک اقتصاد است و از رهگذر این بزرگ شدن سرریز و مازاد ایجاد شده به کمک رفع فقر خواهد آمد. لیکن چیزی که از مشاهدات چندین ساله بنده از قوانین و شعارها و اقدامات و موضع­گیری­های متولیان قابل بیان است، تنها موضوعی که در عمل، اولویت ندارد، تولید ثروت است.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.