با دستور سرپرست شهرداری رشت، دوشیفته شدن فعالیت و ارایه خدمات شرکت کودآلی گیلان، با حضور استاندار گیلان ظرفیت شرکت کودآلی به ۱۰۰۰تن رسید؟
قصد داشتم در یک مسیر مشخص مدیریت درست پسماند را از کاهش تا دفن ارایه کنم، اما خبر دستور دو شیفته شدن شرکت کودآلی باعث شد قبل از ارایه مطلب استفاده مجدد، تفکیک از مبداء، ایستگاه انتقال به بررسی پردازش در مراتب مدیریت پسماند بپردازم.
قبل از ورود به مطلب پردازش و تولید کود ابتدا لازم است به شماتیک عناصر موظف در مدیریت پسماند پس از تولید، بصورت زیر نشان داده میشود نگاهی بیاندازیم:
مواد آلی پسماند را میتوان به کمک میکروارگانیسمها به مواد آلی پایدار تبدیل کرد. متداولترین روش برای انجام این کار تولید کود کمپوست تحت شرایط هوازی است. در این روش قسمت آلی پسماند تحت شرایط کنترل شده توسط میکروارگانیسمهای موجود در پسماند مورد تجزیه بیولوژیکی واقع شده و مواد آلی پایدار تشکیل میشود که به آن کمپوست یا هوموس میگویند.
مدت زمان لازم برای انجام این فرآیند بسته به شرایط مختلف بین 4 تا 6 هفته زمان نیاز دارد و در این پروسه فرآوردههای دیگری مانند آب، آمونیاک و غیره نیز تولید میشود.
کارخانه کودآلی گیلان در سال 75 به نام شرکت کود آلی ایران با همکاری تعدادی از مهندسان شهرداری اصفهان با ظرفیت 250 تُن در رشت ساخته شد که بعد از 2 سال با خروج شهرداری اصفهان این کارخانه به کارخانه کود آلی گیلان تغییر نام داد و 12 شهرداری در آن صاحب سهام شدند. شهرداری رشت با داشتن سهم 55 و نیم درصدی بزرگترین سهام دار این کارخانه بوده و بعد از آن شهرداریهای انزلی (20 درصد)، فومن (8 درصد)، صومعهسرا (8 درصد)، خمام (1.5 درصد) و شفت، لشت نشا، سنگر، تولمشهر، خشکبیجار و سازمان همیاریها (هر کدام یک درصد) دیگر سهامداران کارخانه کود آلی گیلان هستند.
این کارخانه در سال 75 با ظرفیت 250 تن و با یک سالن پردازش مکانیکی زباله، دو سالن تخمیر 5 هزار متری و یک دستگاه هوادهی کود (ویندرو ترنر) آغاز به کار کرد و بعد از حدود 10 سال (در سال 84) یک سالن دریافت زباله برای پردازش مکانیکی و همچنین یک دستگاه ویندرو ترنر به کارخانه اضافه شد ولی اقدامی در خصوص طراحی و ساخت سالن تخمیر صورت نپذیرفت. در نتیجه علی رغم افزایش ظرفیت اسمی کارخانه به 500 تن ظرفیت رسمی و واقعی در حد همان 250 تن باقی ماند.
در سال 95 با درخواست شهرداری رشت بودجه ای از اعتبارات ملی برای احداث دو سوله تخمیر 6هزار متری اختصاص یافت تا ظرفیت شرکت کودآلی پس از 10 سال به ظرفیت واقعی خود نزدیک شود ولیکن پیش از اتمام ساخت سوله ها یکی از آنها بدون توجیه منطقی تغییر کاربری یافته و به اسم افزایش ظرفیت کود آلی از 500 به هزار تن به سالن دریافت و عملیات مکانیکی تبدیل شد.
در سال 98 شهردار وقت از میزان و تاریخ اختصاص بودجه مطلع بودند و با ترک فعل، باعث تاخیر در عملیات اورهال خطوط گردید و در نتیجه به جهت سرعت بخشیدن به بازسازی کامل دو فاز قبلی کارخانه با تشخیص سازمان شهرداریها و با هماهنگی با استاندار وقت طی صورتجلسهای دستور واگذاری بازسازی کامل کارخانه به صورت ترک تشریفات به شرکت سازنده خطوط کارخانه کود آلی ابلاغ گردید. (زمانی که هنوز دلار به قیمت 9000 تومان نرسیده بود) ولی این مهم با ممانعت شهردار با تاخیر یک ساله به مرحله مناقصه رسید و با کاهش فعالیتهای بازسازی در نازلترین شکل ممکن و با عدم نظارت درست این عملیات به نحوی انجام گرفت که فاز یک کارخانه پس از تحویل پروژه تاکنون سه بار به خاطر بروز اشکالات اساسی در قسمتهای مختلف از ماکو، اسلت و موتور نوار نقاله ریجکت دچار توقف کامل شده است و لذا امکان این که دو فاز کارخانه حتی در قسمت پردازش هم توان پردازش 500 تن در روز را داشته باشند، دور از ذهن به نظر میرسد.
جهت شناخت و اشراف به موضوع افزایش ظرفیت شرکت کودآلی، لازم است خلاصه ای از ساختار، روال و تجهیزات کارخانه کودآلی را بدانید. موارد ذکر شده در جدول زیر برای 250 تن است. در ادامه به مقایسه آن با جدول ظرفیت 1000تن می پردازیم و در آخر موارد را با جدول نهایی مقایسه می کنیم.
روال و تجهیزات موارد فوق در 1000 تن به شرح زیر تغییر میکند:
اما آنچه امروز در اختیار شرکت کودآلی قرار دارد با حداقلی ترین مقادیر استاندارد، فاصله بسیاری دارد که نشان می دهد ادعای رسیدن به ظرفیت تبدیل روزانه 1000 تن زباله به کود آلی، قابل تحقق نیست. ملزومات استاندارد موجود در کارخانه کود آلی به شرح زیر است که با یک مقایسه چشمی ساده، تفاوت فاحش آن قابل رویت بوده و به سادگی قابل فهم است.
در نهایت در صورتی که فرآیند موجود ادامه پیدا کند، کارخانه چهار خط پردازش خواهد داشت که امکان تجزیه مواد آلی 1000تن را نداشته و مواد آلی جدا شده از پسماند که در فرآیند تولید کود نیاز به سالن تخمیر دارند، اجبارا همراه مواد ریجکت به سراوان منتقل میشوند که این موضوع به دلایلی که در ادامه ذکر می کنم، به خودی خود باعث تشدید بحران دفن در سراوان میشود:
- افزایش سطح باز زباله و محل مناسب برای رشد لارو مگس
- افزایش شیرابه روزانه در سطح و آسیب به تجهیزات دفن (بولدوزر)
- افزایش سرعت تخمیر و دمای زباله و امکان آتشسوزی در مرکز دفن
- افزایش مقدار تولید گاز متان و بوی بیشتر در مرکز دفن
- نیاز بیشتر به شن برای پوشش زباله
- امکان سرعت در رانش زباله
البته مشکلات دیگری مانند آسیب بیشتر به خودروهای حمل زباله به سراون، نیاز به خودروهای بیشتر برای حمل ریجکت به سراوان و همچنین افزایش هزینه های جاری شرکت برای نیروهای مورد نیاز را نیز در بر خواهد داشت.
و اما در خصوص دستور سرپرست شهرداری رشت با نگاه به مطالب بالا به سادگی قابل فهم است که حتی امکان دوشیفته شدن شرکت کودآلی از نظر منطقی و تجهیزات موجود قابلیت اجرا نداشته و فقط به یک نمایش بدون خروجی ختم می شود که شاید برای عوام قابل پذیرش باشد.
برید حقوق ها و عیدی مارو پرداخت کنید خجالت بکشید امروز ۲۲وم هستش و ما چیزی نگرفتیم خیلی با شرف هستید که واریز نمیکنید ؟ درود به شرفتان
طراحی لندفیل مناسب در ایستگاه نهایی پسماند استقرار رجکت سوز (نه زباله سوز) در ایستگاه نهایی
استحصال گاز متان در ایستگاه نهایی
تولبد کمپوست
و مهمتر از همه سرمایه گزاری بر روی تفکیک از مبدا به عنوان یک موضوع فرهنگی اجتماعی زیست محیطی
راهکارهای ضروری برای خروج از بحران پسماند استان گیلان هستند
به موازات این موارد میبایست بر روی گزینه هایی متعالی تر از جمله بازاستفاده و کاهش تولید پسماند به عنوان برنامه های آموزشی و … تلاش کرد
نقش تشکلات زیست محیطی و فرهنگی در موضوع اموزش بسیار ارزنده است
جهت تامین منابع سرمایه گزاری در ایستگاه نهایی لندفیل میتوان پیگیری هدفمند جهت بهره مندی از تعهد کشورهای عضو پیمان کیوتو را در برنامه قرار داد .
این یک موضوع دستوری نیست
ضرورت همکاری بین بخشی متعهدانه بین دستگاههای ذکر شده در قانون مدیریت پسماند غیر قابل انکار است .