تکرار ادعاهای آبکی از دولتی به دولت دیگر؛

کدام مسافران بانشاط نوروزی!؟

0 12

زیاد مزاحم کلمات نمی‌شوم. صالحی امیری وزیر گردشگری دولت پزشکیان مدعی شده؛ سفر ۴۵ میلیون ایرانی در نوروز امسال، نشانه نشاط و زنده بودن آن‌هاست. چنین تحلیل‌های آبکی‌ای در دولت سابق هم وجود داشت.

 

آنجا که رسانه حامی دولت، مدعی شده بود؛ «سفرهای مردم در ایام تعطیل سال نشانه پولدار بودن آنهاست. وقتی تصاویـر و فیلم ازدحام خودروها و ترافیک قفل شده در جاده چالوس و دیگر جاده‌های شمال کشور را در ایام تعطیلی می‌بینیم به این مساله فکر می‌کنیم که اگر مردم ما واقعا آنگونه که برخی مدعی‌اند فقیر هستند پس این گردش و تفریح رفتن‌شان با ماشین‌های شخصی و با این حجم ترافیک چیست؟»

 

در اینجا با دو قضیه طرفیم. یکی راستی آزمایی ادعای تکراری بهبود شرایط معیشتی مردم و افزایش سطح رفاه جامعه که با شمارش خودروهای سرگردان در حال حرکت در جاده‌ها و همزمان با اعطای سبد معیشتی ۳۵۰ هزار تومانی دم اسفند مثل هر سال قوت دوباره می‌گیرد و دیگری ضمن احترام به همه مسافران گرانقدر، معدود مسافران خسته، نسبتا بی‌اعصاب، و ظاهرا بی‌پولی‌ست که در سفر به گیلان و از ترس گرفتار شدن در تله گرانی، همه آنچه را نیاز دارند با خود به همراه می‌آورند.

 

اگر از اجابت مزاج برخی از مسافران در کنار گوشه خیابان‌ها یا دعوا و درگیری در زرجوب رشت، تالش و سایر نقاط استان که نوروز امسال مکرر اتفاق افتاد و در برخی مواقع کار به زد و خورد و ضرورت مداخله مستقیم پلیس انجامید بگذریم می‌بینیم در این ورشکستگی اقتصادی، ادعاهایی مانند؛ بهبود معیشت مردم و حتی مسافران بانشاط نوروزی!، انقدر پوچ و بی پایه و اساس است که دیگر نیازی به تحلیل و نهایتا اثبات ما ندارد.

 

مدیریت گل و بلبلی کار را بدانجا رسانده که آستانه تحمل مردم به نحو محسوسی کاهش پیدا کرده تا برخلاف گذشته با کوچک‌ترین جرقه‌ای شعله‌ور شود. به قول جامعه‌شناسان، زندگی در یک جامعه‌ی تورمی، خلق و خوی مردم ایران را تغییر داده است. در دنیای موازی که مسئولان دولتی و حکومتی در آن زندگی می‌کنند و از آن سخن می‌گویند، مردم بانشاط هستند و از سبد معیشتی حداقلی که دریافت کرده‌اند خیلی خوشحالند.

 

اما در دنیای واقعی، حقیقت مانند پتک بر سر و صورت می‌کوبد. اولین رسوایی سال آن روزی اتفاق افتاد که پروژکتورهای ورزشگاه آزادی در یک بازی رسمی و ملی برای دقایقی طولانی قطع شدند. برخی در این باره به حق نوشتند؛ آری این تاریکی، واقعیت ماست.

 

اوضاع بد اقتصادی به اوج خود رسیده و گرانی برای مردم دندان تیز کرده است. حتی تعداد بساط‌کنندگان و دستفروشان دم عیدی پیاده راه رشت در روزهای منتهی به پایان سال هم آب رفته بود. در جای جای رشت و دیگر شهرهای گیلان، ازدحام زیاد بود اما مردم به ندرت برای خرید کردن توقف می‌کردند. بیشتر یا به قصد سیاحت آمده بودند با به قصد اینکه شاید بتوانند جنس مورد نظرشان را با قیمتی پایین‌تر پیدا کنند. شور و حال مسافران نوروزی که به گیلان سفر کردند هم شروع نشده فروکش کرد.

 

گزارش‌ها حاکیست؛ تا نهمین روز از تعطیلات نوروزی ۱۴۰۴ تعداد ۷۹۶ نفر از هموطنان جان خود را در حوادث جاده‌ای از دست داده و بیش از ۱۲ هزار نفر مجروح شده‌اند. این آمار نشان می‌دهد، سیاست‌های کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت مسئولانی که در چهارچوب حاکمیت، مدیریت می‌کنند توانسته امسال چنین نوروز خونینی را رقم بزند.

 

شاید در این نوروز پرحادثه، خبری از شادی و نشاط و سرزندگی مردم نبود، اما لااقل شهرام دبیری معاون پارلمانی رئیس جمهور، سفری رویایی به قطب جنوب داشت. اگر هنوز مشت نمونه خروار است پس ادعای دولت در مورد نشاط و شادی مردم هم حقیقت دارد!! زیرا امثال دبیری‌ها هم ناسلامتی جزوی از همین ایرانیان هستند. ایرانیانی که به زعم آقایان هرگز قرار نیست زیر بار ورشکستگی اقتصادی له شوند و یا مثلا به سفر قطب جنوب شهرام دبیری‌ حسادت کرده برایش حرف دربیاورند.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.