گیلان، اصفهان دیگری نباشد

استان ساحلی؛ نماینده ای که راهش را گم کرد

0 196

شاید شما هم مثل من سوال داشته باشید که شرایط انتخاب و صلاحیت کاندیداهای مجلس شورای اسلامی کشور چگونه است؟ همیشه برای من این پرسش مطرح بود و جستجو می کردم و طی این سالها بارها و بارها قانون شرایط صلاحیت نمایندگان مجلس شواری اسلامی را خواندم هر بار که نماینده ای اظهارات عجیبی داشت که با عقل سالم جور در نمی آمد دوباره به این  شرایط انتخاب نمایندگان بر می گشتم و میخواندم. مهم تر اینکه همیشه از خودم می پرسم آیا نمایندگان مردم نباید قدرت تحلیل مسائل،  پایش و ارزیابی از جامعه خود داشته باشند؟ بشخصه معتقدم  توانایی تحلیل و پایش هم باید یکی از معیارهای مورد صلاحیت نمایندگان باشد. و البته اطمینان از داشتن  دانش مناسب که مدرک تحصیلی صرفا نشانه ی باسوادی افراد نیست.

یکی از موضوعاتی که در روزهای گذشته مورد توجه قرار گرفته  اظهارات  اخیر حسین میرزایی، نماینده ی مردم اصفهان است که  در پی گزارش فرونشست استان اصفهان در مجلس شورای اسلامی در انتها برای حل مشکل کم آبی و فرونشست های این استان پیشنهاد داده که این استان می بایست استان ساحلی داشته باشد!

ایشان یا به جغرافیا، علوم سیاسی و دانش اجتماعی آگاهی ندارند یا به ساکنان دیگر استان ها  اهمیتی  نمی دهند یا هم هر دو گزینه. آیا نماینده اصفهان پیشینه ی مدیریت مصرف آب در اصفهان را  مطالعه کرده است؟ آیا می داند که نحوه مصرف و توزیع آب در این استان چه ملاحظاتی در پی داشته است؟

از اظهارات حسین میرزایی بر می‌آید که لااقل درکی از ظرفیت های محدود استان های دیگرندارد و صرفا حیات و دیگر جنبه های وجودی اصفهان برای ایشان از اهمیت بالایی برخوردار است. حتی به قیمت درهم پاشی دیگر نقاط کشور حاضر است به موجودیت  خود ادامه دهد و اینگونه برداشت می‌شود که  تلاش می‌کند تااین باور قبلی را تثبیت کند که اصفهانی ها هیچ وقت به قدر مقدورات رضایت نداده اند حتی اگر دیگران هم سهم ناچیزی داشته باشند.

 به یاد بیاوریم که در سال ۶۰ با وجود مخالفت ها و بی توجه به آینده آبی، استان اصفهان تلاش کرد صنعت فولاد را در این استان  گسترش دهد و حتی دیگر صنایع کشور را به این استان منتقل کند. اما با تاسیس همین دو صنعت ـ صنایع فولاد مبارکه و ذوب آهن اصفهان ـ ورشکستگی آبی اصفهان کاملا قابل پیش‌بینی بود.

سال هاست که فعالان محیط زیست به مدیران این استان هشدار فاجعه را  داده اند. به ویژه در بخش کشاورزی و از زمان آغاز کشت برنج در این استان این هشدارها مکرر از طریق تربیون های مختلف داده شده است. اما مدیران بومی استان بی توجه به قوانین و هشدارها به فعالیت های ناپایدار کشاورزی خود ادامه داده اند. حال آنکه، برای  توسعه ی یک استان نیازمند  تحلیل موقعیت و آینده نگری کارشناسانه است تا تصمیم پایداری گرفته شود تصمیم های بدون تدبیر و محاسبه باعث می‌شود که شاهد پیامدهای ناگواری باشیم. ماجرای احداث سدگتوند در خوزستان یکی از هزاران بود که ابعاد ملی پیدا کرد. در یک استان کم آب با سابقه ی تاریخی غنی تبدیل شود به استانی با رشد صنعت فولاد و کشاورزی به ویژه برنج بنظر زیاده خواهی مانع از تدبیر می شود. چه بسا با تصمیمات مناسب ۱۲۹۰۰ نفر شاغل در فولاد مبارکه اکنون اشتغال پایدارتری در صنعت گردشگری ایجاد می شد. میزان آب مصرفی  فولاد مبارکه برابر با ۴۰ میلیون متر مکعب است یعنی در عرض ۱۰ سال می‌تواند تالاب  بزرگ انزلی را خشک کند! و اگر تالاب گاوخونی با حداکثر ظرفیت خود آب داشت آن  تالاب را هم می‌توانست در عرض پنج سال خشک کند!!!هرچند که اکنون آب چندانی  ندارد (آیا فقط سدسازی و تغییر اقلیم باعث خشکی تالاب گاو خونی شد؟) هرچند بیان  می‌شود بخشی از این ۴۰ میلیون از پساب‌های ۹ شهر اطراف کارخانه تامین می شود اما بازهم مشکل بزرگی در این حوزه وجود دارد. به جرات می‌توان گفت قریب به ۵۰ درصد از  مشکلات آبی اصفهان صرفا بخاطر صنعت فولاد و کشاورزی ناپایدار به ویژه کشت  برنج است. در غیر اینصورت که سدسازی گریبان گیر همه ی استان های کشور شده است  و  زمانی که  فعالین محیط زیست گیلان نگران از کشت برنج در اصفهان بودند نه تنها  مورد توجه قرار نگرفت بلکه گاهی با استهزاء مواجه شده است.

اکنون طرف صحبت ما استاندار و نمایندگان گیلان  است اگر توان تحلیل موقعیت و پایش سرزمین را دارند به همسایه های اصفهانی روستایی های گیلان بیشتر دقت نمایند. طی سالهای اخیر، اراضی زیادی توسط مردمان اصفهان  (و البته تهران، مشهد و خوزستان و …) در گیلان خریداری شده است. زمین هایی متشکل از کشاورزی، کوهستانی و ویلایی بطورپراکنده خریداری شده که بعضا حتی بدون سکنه است و در آینده مهاجرت ها گسترده تر و سازمان یافته تر خواهد شد.

بنابراین بحث مهاجرت تخریبی و عدم مدیریت مناسب در مهاجرت و آب گیلان سال هاست مطرح شده و آثار آن به تدریج خود را در نزاع ها و اختلافات قومی نشان داده است.

اگرچه طبق بیانیه حقوق بشر هر شهروندی حق دارد محل زندگی خود را انتخاب کند اما شما حتی برای سفرهای تفریحی خودتان به  کشورهای دیگر بویژه اروپا مجوز ورود دریافت می‌کنید. بنابراین مهاجرت مبحثی پیچیده و چند لایه است که باید با مدیریت مناسب و سیاستگذاری حساب شده آن را از وقوع پیامدهای ناگوار مصون نگه داشت. والا این نوع اظهارات و اظهار فضل امر تازه ای نیست. شاید روزی همین پیشنهاد هم با سیاستگذاری درست و برنامه ریزی جامع به فرصتی برای ساکنان گیلان محسوب شود.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.