«آیا هنوز زندهای؟» این نام اپلیکیشن جدیدی در چین است که بهتازگی میان مردم، به خصوص جوانانی که به تنهایی در شهرهای بزرگی مانند پکن زندگی میکنند، رواج پیدا کرده است. کاربران این اپلیکیشن پس از نصب آن بر روی گوشیهای همراه خود باید هر روز دکمه زنده بودن را فشار دهند؛ در غیر این صورت، برنامه با نزدیکترین آشنایانشان تماس گرفته و هشدار میدهد که ممکن است اتفاق نگرانکنندهای در راه باشد.
بهنظر میرسد این اپلیکیشن بیشتر از آنکه درباره مرگ و هشدار مرگ کاربر مورد نظر باشد، درباره ترس از ناپدید شدن است؛ ترس از اینکه دیگر کسی نباشد که بداند هنوز هستی. بیش از ۲۳ روز از قطع کامل اینترنت و سپس اختلال شدید آن در ایران میگذرد. در این مدت همانند تجربههای مشابه سالهای گذشته، اینترنت و ارتباط با دنیای پیرامونی بهطورِ کامل از دسترس مردم خارج شد.
شاید با قطع و یقین بتوان گفت که این موضوع، احساس ناپدید شدن را به یک تجربه جمعی در کشور ایران و مردمان آن تبدیل کرد. به غیر از اینکه در داخل کشور، زندگی از حالت تقریبا معمول خود خارج شد، بلکه ناگهان میلیونها نفر از جهان، از کار از خبر از خانواده و از دیده شدن حذف شدند بیآنکه دکمهای باشد تا اعلام کند ما هنوز زندهایم.
بازی روانی قطع اینترنت
در این مدت، قطع اینترنت به مانند یک بازی روانی برای کاربران عمل کرده است. یک بازی ناخوشایند که بر پایه تعلیق، بیاطمینانی و فرسایش ذهنی مستمر و پیچیده بنا نهاده شد. در چنین وضعیتی شهروند نه فقط در ایران بلکه در سراسر جهان، نمیداند تا چه زمانی این ارتباط قطع خواهد ماند، چه کسی وصل میماند و چه کسی همچنان باید با شمردن ثانیهها، دقیقهها و ساعتها چشمانتظار برای لحظهای اتصال منتظر بماند. این بلاتکلیفی فرسایشی، ذهن و روان کاربر را خستهتر از خودِ قطع ارتباط کرده است.
طبقاتی شدن اینترنت
اما خطرناکتر از قطع اینترنت، نحوه بازگشت آن است. اینترنتی که برای همه یکسان وصل نمیشود. تقریبا از اوایل هفته گذشته که روند تیراژ رسانههای مکتوب با کاهش محسوس کمیت محتوا و تعداد صفحات آغاز شده این مورد دستمایه سوژه بسیاری از روزنامهها و البته سایتهای خبری قرار گرفته است.
گزارشهای ضد و نقیض از این رسانهها حاکیست؛ شاید اینترنت ایرانی زودتر از موعد راهاندازی شود. گمانهزنیهایی هم به گوش میرسد از اینکه شاید عدهای با برچسب از ما بهتران زودتر، پایدارتر و با ابزارهای خاص بدون نیاز به فیلترشکن به اینترنت جهانی دسترسی پیدا کنند و عدهای دیگر باید همچنان پشت این دیوار بلند بمانند. در این میان اخبار دارندگان اینترنت و سیمکارتهای سفید هم به شدت داغ است و وزن تبعیضهای فروخفته در جامعه خسته را افزایش میدهد.
روزنامهها و سایتهای خبری در چند روز اخیر مدام مینویسند که اینترنت، بیآنکه رسما اعلام شود، در حال طبقاتی شدن است؛ حقی که حتما بسته به پول، شغل، موقعیت اجتماعی یا دسترسی به فیلترشکنهای امن، شدت و ضعف خواهد داشت و خاطره توییتر گیت( قضیه آپدیت جدید توئیتر یا همان ایکس و فاش شدن اسامی کاربرانی نام آشنا به خصوص از بدنه دولت و حاکمیت که در فیلترینگ سراسری ایران از اینترنت آزاد و سیمکارت سفید برخوردار بودند) را با قوت بیشتری در ذهن شهروندان زنده خواهد کرد.
فارغ از تمام مواردی که از قول رسانههای دیگر بیان شد، شاید بتوان گفت در وضعیتی که جامعه ما در آن قرار گرفته وقتی دسترسی به ارتباط و اینترنت آزاد، اینچنین نابرابر میشود، این تبعیض و نابرابری فقط جنبه اطلاعاتی و باخبر شدن از اتفاقات جهانی و پیرامونی ندارد، بلکه این نابرابری در صدا در درآمد و حتی شانس بقا برای یک زندگی معمولی قابل جستوجو است.
نمونه بارز این تحلیل را میتوان در این عبارت یافت که به نقل از یکی از رسانههای اقتصادی بیان شد: قطع اینترنت، تنها در هفته نخست آن روزانه ۲۲ هزار میلیارد تومان یا ۱۵۰ میلیون دلار ضرر زیان مالی به بخش اقتصاد دیجیتال ایران وارد کرده است!
اثرات روانی بعد از وصل شدن، تجربه یک اسکوئید گیم ایرانی!
چند روزی است که اینترنت جهانی در برخی ساعات قطع و وصل میشود. بازار گمانهزنیها و شایعات در این مورد هم بسیار داغ است. بیم و اضطراب در بین کاربران شدت گرفته است. ترس از قطع دوباره اتصال و عادت به سکوت و تاریکی مطلق آن هم در دنیایی که بهخاطر سرعت بالا، حتی تحولات آن را نمیتوان به خوبی رصد کرد.
جامعه ما در این مخمصه که بی شباهت به فرنچایز کرهای اسکوئید گیم نیست، هر لحظه که اینترنت جهانی با رفع موقتی قطعی و روشن کردن فیلترشکنهای قوی و گرانقیمت بهصورت نیمبند متصل است، ترس از آفلاین شدن را همچون مرگ و زندگی بارها و بارها تجربه میکند و بار روانی این بازی مخرب را بر دوش میکشد.
در چنین وضعیتی شاید کاربران و مردم ما هم به یک دکمه نیاز داشته باشند؛ تنها مطالبه باقیمانده. دکمهای برای اعلام اینکه هنوز اینجا هستند. هنوز زندهاند. اپلیکیشنی برای اعلام زنده بودن. آیا هنوز زندهای؟