الف- منوچهر پارسادوست، در ۱۳۰۲ در محله ساغریسازان رشت چشم به جهان گشود. تبارش نیز از همین شهر بود. وی در دبیرستان پُرشهرت شاهپور زادگاهش درس خواند. سپس در دانشگاه تهران در دو رشته حقوق قضایی و علوم سیاسی تحصیل و در رشته اخیر از همین دانشگاه درجه دکتری دریافت کرد. او بعدها دورههایی حقوقی و مدیریتی را نیز در انگلستان و آلمان غربی سابق گذراند.
وی قبل از ۱۳۵۷ بهعنوان کارمند عالیرتبه در وزارت دارایی کار کرد. در همین دوره همکاریهایی با موسسه روزنامه کیهان و مصطفی مصباحزاده داشت. پارسادوست وکیل درجه یک دادگستری هم بهشمار میرفت. او که با جلال عبده (۱۲۸۸-۱۳۷۵) دوست بود، سالهایی چند، دفتر حقوقی مشترکی را با این حقوقدان و دیپلماتِ نامی و یکی دیگر از حقوقدانان اداره میکرد («از قدیمیترین…»، صص ۲۰۵-۲۱۱؛ «مصاحبه»، صص ۲۱۰-۲۱۶).
ب- پارسادوست یکی از نخستین کسانی بود که پس از وقوع جنگ عراق با ایران به تاریخنگاری سیاسی و حقوقیِ این جنگ و شناخت و بررسی ریشههای تاریخی آن پرداخت. نخستین روایت او از این موضوع در همان دوره جنگ (۱۳۶۴) با عنوان روابط تاریخی و حقوقی ایران، عثمانی و عراق منتشر شد. قلم و تحقیق مؤلف از تاثیر ایدئولوژیهای رایج یا رسمی بهکلی بیرون بود.
پارسادوست یکی از نخستین کسانی بود که پس از وقوع جنگ عراق با ایران به تاریخنگاری سیاسی و حقوقیِ این جنگ و شناخت و بررسی ریشههای تاریخی آن پرداخت. نخستین روایت او از این موضوع در همان دوره جنگ (۱۳۶۴) با عنوان روابط تاریخی و حقوقی ایران، عثمانی و عراق منتشر شد
پارسادوست با نگاهی تاریخی- حقوقی و زبانی منسجم، مهارشده، توصیفی و بیرون از هرگونه گرایش سیاسی خاص به این موضوع مهم پرداخت. در دوره بعد از جنگ، چند ویراست از این تحقیق و نیز یکی دو بررسی و تحلیلِ مرتبط با آن به قلم وی منتشر شد تا آنکه ویراستی جامعتر از آن با عنوان ما و عراق: از گذشته دور تا امروز (۱۳۸۵) حاصل مطالعه دهها کتاب و مقاله و گزارش و سند و مدرک ایرانی و خارجی، مدتی پس از اضمحلال حزب بعث عراق و سرنگونی صدام حسین در دسترس قرار گرفت.
پ- عنوان پایاننامه دکتریِ پارسادوست روابط دیپلماسی شاه عباس اول با اسپانیا و پرتغال بود. این پایاننامه در ۱۳۴۵ منتشر شد. بهنظر میآید پس از آنکه وی توانست روایتهای نخست از تحقیق بسیار دشوار خود را درباره جنگ عراق با ایران، آنهم در روزگار سیطره ایدئولوژیها به مرحله نگارش و انتشار برساند، در راه شناخت کلیتر و ریشهیابانهتر از موقعیت ایران معاصر، دوباره به دوره صفوی بازگشت.
بسیاری از تاریخپژوهان براین عقیدهاند که آشنایی با بنیادهای ایرانِ سده بیستم میلادی بدون توجه به سرگذشت شاخهای از صوفیان صفوی، که بهویژه از شیخ جُنید شروع و به تاجگذاری شاه اسماعیل در ۹۰۷ ه.ق در تبریز منجر شد، کمسود است. پارسادوست هم بر همین عقیده بود. او تمرکز خود را در دوره صفوی از آغاز این سلسله تا پایان دوره سلطنت شاه عباس اول (درگذشت: ۱۰۳۸ ه.ق) قرارداد.
ت- با احتساب تلاشهای شیخ جنید (قتل: ۸۶۴ ه.ق) و شیخ حیدر (قتل: ۸۹۳ ه.ق)، پدربزرگ و پدر شاه اسماعیل، حدود یک سده و نیم آغازین دوره صفوی آماج پژوهشهای پارسادوست بود.
هرچند وی از توجه به ریشههای کهنتر خانقاهِ بهتدریج سیاسیشده شیخ صفیالدین اردبیلی (درگذشت: ۷۳۵ ه.ق) غفلت نورزید، در ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۸ درباره هر یک از پنج پادشاه این دوره، یعنی شاه اسماعیل اول، شاه طهماسب اول، شاه اسماعیل دوم، شاه سلطان محمد خدابنده و شاه عباس اول یک کتاب پژوهشی منتشر کرد. با توجه به سالهای پادشاهی این پنج تن، کتابهای او درباره شاه اسماعیل دوم و شاه سلطان محمد خدابنده مختصرتر و درباره سه پادشاه دیگر مفصلتر است. کتاب او درباره شاه عباس اول بسیار مبسوط و مشتمل بر سه جلد است.
ث- پارسادوست در تالیفاتش درباره پنج پادشاه نخست صفوی متمرکز بر سیاست داخلی و خارجی آنان است. این گرایش به طبع، مُنبعث از گرایش تحصیلی او یعنی علوم سیاسی است. روایتها و استنباطها و استنتاجهای او اغلب مستند است و حاکی از غوررسی دوره مورد بحث. هرچند منابع و مآخذ فارسی او بسیار است، از مراجعه به شماری از آثار پژوهشی به دو زبان انگلیسی و فرانسوی، یعنی زبانهایی که با آنها آشنایی خوبی داشت، کوتاهی نکرده است. در مجموع، تواناییاش در دستهبندی موضوعهای اصلی و فرعی قابلتوجه، پشتکارش در خواندن و یادداشتبرداری آثار قدیم و جدید در خور اهمیت و زبان و بیانش روان و رساست.
ج- وی، هم در آثاری که مرتبط با جنگ عراق با ایران و هم در آثاری که درباره پادشاهان نیمه نخست دوره صفوی تالیف و تدوین کرد، روش علمی و پژوهشی را به فراموشی نسپرده است.
عنوان پایاننامه دکتریِ پارسادوست روابط دیپلماسی شاه عباس اول با اسپانیا و پرتغال بود. این پایاننامه در ۱۳۴۵ منتشر شد. به نظر میآید پس از آنکه وی توانست روایتهای نخست از تحقیق بسیار دشوار خود را درباره جنگ عراق با ایران، آنهم در روزگار سیطره ایدئولوژیها به مرحله نگارش و انتشار برساند، در راه شناخت کلیتر و ریشهیابانهتر از موقعیت ایران معاصر، دوباره به دوره صفوی بازگشت
با اینهمه، نباید از این نکته غافل ماند که پارسادوست تاریخنگاری میهندوست با نگاهی اصولی و اخلاقی بود. درواقع با وجود پرهیز آشکار از نگاه ایدئولوژیک، شناخت و تحلیل ادوار تاریخی ایران در نگاه او گامهایی در راه پیشرفت جامعه، هشدار و توجه نسبت به منافع عمومی و ملی، نیل به آزادی و آگاهی نسلهای جدید و تجدید عهد با روشناندیشی و روشناندیشان شمرده میشد.
گذشته از اشارههای مختلف در خود متن آثار مورد بحث، او در بخش پایانی اغلب کتابهایش به سنجش ویژگیهای مثبت و منفی این پادشاهان میپردازد (برای سنجش کردار نخستین شاه صفوی ر.ک: شاه اسماعیل اول، صص ۶۷۳-۷۹۸). نوع گرایش میهندوستانه اصولی و اخلاقی او در مؤخره همین کتاب ذیل عنوان «ما مسؤول هستیم»(همان، صص ۷۹۷-۸۰۲) نیز بهخوبی هویداست. حتی عنوانگذاری اغلب کتابهایش درباره شاهان صفوی حاکی از این گرایش است.
چ- علاوه بر این، پارسادوست در مقدمه کتابهایش نیز بهصراحت از هدفهای اخلاقی و ملی و اجتماعی خود در تالیف این کتابها سخن گفته است. در ۱۳۶۷ میگوید: تاریخ «به ما میآموزد که یک ملت چرا و چگونه دچار حوادث تکاندهنده میشود» (ریشهها، ص ۸). در ۱۳۶۹ چنین تاکید میکند: «مردم ایران بهویژه جوانان ما که وظیفه دارند با شرکت فعالانه در مسابقه بینالمللی ملتها برای پیشرفت، پرچم ایران را شادمانه به اهتزاز درآورند، باید به جنگ عراق با ایران، که از وقایع دردناک تاریخ ماست، با دقت موشکافانه توجه نمایند» (نقش عراق، ص ۱۶).
در ۱۳۷۵ اشارهاش چنین است که باید با یاریِ «علم تاریخ، محیط اجتماعی، اندیشهها و منشهای خود را از آلودگیها بپیراییم و با توجه به کثرت و وسعت ویرانیهای ناشی از جنگ، سالهای طولانی و دشوار نوسازی را به دور از نفاق و کینهجویی، با خردمندی و همراه با یگانگی و هماهنگی بپیماییم» (شاه اسماعیل اول، ص ۲۳). در ۱۳۸۱ از اهمیت «منافع ملی» و پرهیز از خشونت یاد میکند و اینکه «مهمترین و کارسازترین راه رسیدن به این هدف بزرگ، استقرار آزادی در کشور و نهادینه شدن آن است» (شاه اسماعیل دوم، ص ۱۰). در ۱۳۸۸ نیز در پایان واپسین و تفصیلیترین تحقیق خود، بر دوری از پیشداوری و تلاش برای رسیدن به حقیقت در هنگام توجه به تاریخ اشاره میکند (شاه عباس اول، ج ۱، ص ۱۳).
ح- بهنظر میرسد از کتابهای پارسادوست مرتبط با جنگ عراق با ایران استقبال بیشتری شد تا از کتابهای وی مربوط به دوره صفوی (ناشر همه کتابهایش شرکت سهامی انتشار بود). دلیل اصلی شاید این بود که تاریخنگاری علمی و مستقل درباره آن یک بسیار اندک بوده است و درباره این یک، بسیار درخورنگرش.
با اینهمه، در جستوجوی دلیل دیگر باید گفت که او در کتابهایش درباره صفویه گاه توانایی چشمپوشی از بسیاری جزییات نالازم را بهویژه در توجه بیش از حد به مسایل اجتماعی یا تکرار شماری از نکتهها نداشت: آثارش در این زمینه از مرز پنج هزار صفحه درگذشته است. درواقع اگر این دسته از کتابهایش مُلخّصتر و مُهذّبتر و دور از وسوسه جامعیت نوشته میشد، امکان پیوند با مخاطبان و تاثیرگذاری بیشتری را مییافت. علاوه بر این، این احتمال نیز وجود داشت که او نهفقط به نیمه نخست دوره صفوی که به همه این دوره تا انقراض قطعی آن در ۱۱۳۵ ه.ق بپردازد.
خ- پارسادوست در دهههای ۱۳۶۰ تا ۱۳۸۰، که علاوه بر تدقیق و تکمیل پژوهش خود درباره جنگ، مشغول تحقیق و تالیف درباره شاهان دوره صفوی بود، با پژوهشگرانی مانند محمد مقدم (درگذشت: ۱۳۷۵) و محمدامینِ ریاحی (درگذشت: ۱۳۸۸) در درون مرز و احمد مهدوی دامغانی (درگذشت: ۱۴۰۱) و جلال متینی (درگذشت: ۱۴۰۳) در برون مرز و البته چند تن دیگر مرتبط بود. همچنانکه خود نیز اشاره کرده است (شاه اسماعیل اول، صص ۵-۶) از راهنماییها و یاریهای این استادان در چند زمینه استفاده میکرد.
پارسادوست در کتابهایش درباره صفویه گاه توانایی چشمپوشی از بسیاری جزییات نالازم را بهویژه در توجه بیش از حد به مسایل اجتماعی یا تکرار شماری از نکتهها نداشت: آثارش در این زمینه از مرز پنج هزار صفحه درگذشته است
صاحب این قلم در دهههای ۱۳۸۰-۱۳۹۰ چند بار در طی نشستهای ادبی و فرهنگی عمومی و خصوصی با پارسادوست آشنا و همکلام شد. وی انسانی با طبعی ملایم و روحیهای معتدل و رفتاری مسالمت جو و نگاهی امیدوار به زندگی بود. همچنین صِرف اینکه فردی در مرحله بازنشستگی و از حدود شصتسالگی به بعد، شروع به تحقیق و تالیف درباره دو موضوع مورد علاقهاش کند، از ویژگیهایی بس ستودنی و کمیاب در او حکایت دارد.
د) این پژوهشگرِ حوزههای تاریخ حقوقی و سیاسی، که از حدود دهه ۱۳۶۰ به بعد به سبب اقامت فرزندانش در خارج از کشور میان ایران و ایالات متحده آمریکا در رفتوآمد بود، در روز اول شهریور ۱۴۰۴ پس از گذراندن اندکی فراتر از یک سده زندگی، در لسآنجلس زندگی را بهدرود گفت. در میان اهل فکر و فرهنگ ایران در دهههای متاخر، این نکته مشهور است و شاید از فرط تکرار نیاز به تاکید نداشته باشد که شمار درخور توجهی از نوجوانان و جوانانِ بالیده در دهههای ۱۳۰۰-۱۳۱۰ انسانهای فرهیخته، کوشا، مُنضبط و وطنخواهی از آب درآمدند. باید گفت که منوچهر پارسادوستِ حقوقدان و تاریخنگار نیز یکی از آنان بود.
1. «از قدیمیترین شاگردان استاد خانلری» (بخارا، ش ۹۸، بهمن-اسفند ۱۳۹۲).
۲. ریشههای تاریخی اختلافات عراق و ایران (چ ۳، ۱۳۶۷).
۳. شاه اسماعیل اول (پادشاهی با اثرهای دیرپای در ایران و ایرانی، ۱۳۹۵).
۴. شاه اسماعیل دوم (شجاع تباهشده،۱۳۸۱).
۵. شاه عباس اول (پادشاهی با درسهایی که باید فراگرفت، ج ۱، ۱۳۸۸).
۶. «مصاحبه با منوچهر پارسادوست» (به کوشش فوژان سیف و امید فهیمخواه، راه وکالت، ش ۵-۶، پاییز-زمستان ۱۳۹۰).
۷. نقش عراق در شروع جنگ (۱۳۶۹).
این مقاله مختصر نخست در مجله جهان کتاب (ش ۴۱۴، آذر- دی ۱۴۰۴) منتشر شده است.