به بهانه روز جهانی عدالت اجتماعی؛

عدالت مهجور در اجتماع افسوس

0 ۳

مرد کنار دو سبد سیب زردش نشسته و چشم دوخته به پاهایی که می‌روند، می‌روند بی آن‌که بایستند و نگاهی کوتاه به سیب‌ها یا انتظار مواج در چشم‌هایش بیاندازند.

زمستان است اما باد گرم می‌وزد و غبارش را بر سر و روی شهر و اهالی‌اش می‌تکاند.‌

 

گلویش می‌سوزد. لبش خشک است و فردا برایش معنا ندارد. برای او فقط امروز مهم است که باید بگذرد و شب هنگام سفره‌اش با نان و تخم‌مرغی که به خانه می‌برد رنگ بگیرد. به خانه که فکر می‌کند، موعد پرداخت اجاره‌بها تنش را می‌لرزاند. شب‌هنگام، قدم‌های شرمگین مرد وقتی به خانه می‌رسد، دخترش آن‌جاست، پشت پنجره‌ای که می‌شود آسمان و ابرهایش و گاهی ستاره‌ای دور و کم‌نور را دید.

 

این روزها دخترش، روزهای مانده تا نوروز را می‌شمارد و دلش پیراهنی بنفش می‌خواهد.

مرد ساکت است اما یکی درونش حرف می‌زند: بچه چه می‌فهمد که اوضاع و احوال زمانه خوب نیست، بچه هنوز باور نکرده، بهار و سالِ نو با خیلی‌ها قهر است.

 

مرد ساکت است. لب‌هایش ترک خورده و قلبش هم. قلبی که زندگی را از یاد برده و در غبار حسرت و خشم، گاهی کند می‌تپد و گاهی تند.‌

و اما این قصه، یکی از هزاران روایت نبود عدالت اجتماعی است.

 

نگاهی کوتاه به اقشار مختلف جامعه حاکی از این است که مردم شریف ایران‌زمین خواسته‌ بزرگ و دور از ذهنی ندارند اما متاسفانه امروزه برخورداری ازحداقل امکانات معمول زندگی برای بسیاری از افراد  تبدیل به آرزو شده است. چرا که کم نیستند مردان و زنانی که میان‌سالی را سپری می‌کنند ولی هنوز از شغلی پایدار و درآمد کافی برای فراهم کردن حداقل‌های زندگی برای خود و خانواده خویش بهره‌مند نیستند، در همین راستا بسیارند جوانانی که دیگر به ازدواج و تشکیل خانواده فکر هم نمی‌کنند، چه برسد به این که رویایی در سر داشته باشند.

 

تورم غولی است که در خواب و بیداری مردم تنوره می‌کشد و کسی خبر ندارد که بهای اجناس مورد نیازش، فردا چه قیمتی خواهد داشت. سبدهای خرید بسیاری از خانوارها هی کوچک و کوچک‌تر می‌شود و چالش هزینه‌های دارو و درمان در وانفسای رنج بیماری حریف می‌طلبد.‌ و البته که نمی‌توان نادیده گرفت که عده‌ای نیز در برابر چشمان اقشار ضعیف جامعه از امکانات مطلوب بهره‌‌مند هستند و چرخ روزگار به کامشان می‌چرخد.

 

تردیدی وجود ندارد وجود شکاف‌های عمیق طبقاتی ازجمله زخم‌های مهلک بر پیکر جوامع به‌شمار می‌آید. وجود فاصله بسیار زیاد در میزان بهره‌مندی اقشار مختلف ازامکانات، تحمل رنج فقر را برای ضعفا و قشر متوسط صدچندان می‌سازد.

 

بسیاری ازمردم به مدارس و دانشگاه‌هایی می‌اندیشند که پای  فرزندانشان به سبب نداری، به آن‌ها نمی‌رسد. کم نیستند انسان‌هایی که با حسرت ازمقابل میوه‌فروشی‌ها و اغذیه‌فروشی‌های کوچک محلات می‌‌گذرند در حالی که می‌دانند، دیگرانی در رستوران‌ها و هتل‌های مجلل سرشان به ریخت و پاش‌های آن‌چنانی گرم است. به وقت بیماری هم وضع به همین منوال است سر به فلک کشیدن هزینه‌ دارو و آزمایش و سونوگرافی عده‌ای را از دنبال کردن درمان بیماری منصرف می‌سازد و روانه وادی خوددرمانی و تسکین موقت یا حتی تحمل درد می‌سازد.

 

واقعیت این است که برقراری عدالت اجتماعی  و فراهم کردن بستر یک زندگی عادی برای همه مردم  از نخستین وظایف مسؤولان در جوامع بشری محسوب می‌شود. لزوم برقراری عدالت اجتماعی در جوامع مختلف، همواره مورد تاکید است و در تقویم جهانی بیستم فوریه، روز عدالت اجتماعی نامیده شده است. این نامگذاری از سوی سازمان ملل متحد در راستای تاکید بر اهمیت رعایت حقوق برابر میان همه افراد و استلزام جهان برای پایان دادان به فقر، بیکاری و تبعیض اعلام شده است.

 

کارشناسان  مفهوم عدالت اجتماعی را امکان بهره‌مندی همه مردم از شرایطی عادلانه برای برخورداری از منابع و فرصت‌های اجتماعی دانسته‌اند. و البته که در این میان تلاش برای نابودی فقر و تبعیض و گشودن پنجره‌های امید به روی مردم برای دستیابی به زندگی بهتر ازسوی مسؤولان جوامع ضرورتی انکارناپذیر و وظیفه‌ای محرز است؛ وظیفه‌ای که شوربختانه در سرزمین ثروتمند ما مهجور مانده و اندیشیدن به آن آه پشت آه روانه آسمان می‌سازد.

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.