نقل است؛ خیلی وقت پیش، زمانی که مستبد کم بود و یک لقمه نانِ رعیتی پیدا میشد و طول و عرض اراضی منابعطبیعی و ملی و کشاورزی گیلان، دایما در حال آب رفتن و اشغال توسط بیگانگان نبود؛ جماعتی مشروطه دوست و اما پیگیر و دلسوز، یکسال آزگار منتظرِ نطقِ نمایندهشان در روزنامه مجلس بودند و آخرش هیچ. تا جاییکه آنهایی که آتششان تند بود سر یک پرس چلوکباب، هر هفته شرط میبستند که این هفته حتما وکیلشان نطق خواهد کرد. شش ماه آزگار گذشت و هر هفته شرط را میباختند و به گواهی نزدیک بود مانند رعیتهایِ لشتنشایی برای نانِ تمام روز خود بمانند.
خوشبختانه کار مردم گیلانِ امروز، به چنین وضعیتی کشیده نشده که سرِ شرط بستن اینکه از مجموع ۱۲ نماینده استان در مجلس، کدامشان ماههاست نطقی نداشته و اصلا بیکار باشد؛ هر هفته شرطی را ببازند و در این گرانی و فلاکتِ اقتصاد، چلوکباب مهمان کنند و به خرج مضاع بیافتند.
تنها موردی که دیده و شنیده نشده، آقایان دربارهاش نطقی و صحبتی داشته باشند؛ فایدههای اجلاس اخیر استانداران کشورهای حاشیه خزر در گیلان است که اتفاقا خیلی باشکوه و شسته و رفته هم برگزار شد. اگرچه ظاهرا این رویداد، منافع چندانی برای گیلان و گیلانیان در بر نداشته، اما بیانصافی است اثرات آن را فقط در ابعاد استانی ببینیم. بدون شک این اجلاس در ابعادِ مصالح ملی و برای بسیاری از استانها آورده داشته است. برای گیلان هم چه چیز بالاتر از اینکه برایش افتخار میزبانی فراهم شد و تمام هزینههای برگزاری اجلاس را با روی گشاده تقبل کرد. شاید اثرات این مادر خرج بودن استان، بعدها در یک بزنگاهی به دردمان خورد.
خلاصه آنکه به غیر از این یک مورد، باز هم جای شکرش باقی است. هر ۱۲ نماینده گیلان در مجلس، ماشالله فعالند؛ نطقشان به راه است، به شهرستانها سر میزنند، از عشق مردمِ حوزههای انتخابیه، چپ و راست کابینه را تهدید میکنند و درباره همه چیز نظر و پیشنهاد عملیاتی میدهند از زباله گرفته تا بحران فاضلاب، بیکاری، مهاجرت، زمینخواری و آلودگی هوا که اخیرا اضافه شده است. ویلاسازی قارچی، زمینخواری و کوهخواری غیربومیان، موج مهاجرت و تغییرِ مشکوکِ بافتِ جمعیتی، که بلااستثناء در تمام حوزههای انتخابیه استان بیدا میکند. به طوریکه شاید بتوان گفت؛ میخواهند گیلان را به طرز خاموشی، مجبور به پوستاندازی کنند.
شاید این نطقها در ظاهر هیچ اثر و فایدهای برای گیلان نداشته باشد؛ اما در عوض طیفِ فرهیخته و پیگیر استان که اتفاقا سرعقل آمده و دلسوزتر هم هستند، هر هفته به اندازه یک پرس چلوکباب، جلو افتادهاند و دیگر مجبور نیستند به خاطر کمکاریِ وکیلشان در این تورم و بازاری که ملخ پر نمیزند، بیشتر از اینها ضرر کنند.