دیدار با آقای نویسنده
نشسته بودند دور تا میز روی صندلیهای آبی. انگشتهای کوچکشان سپیدناکی صفحات کتابهایی که خوانده بودند را لمس میکرد. نگاهشان اما به در بود تا آقای نویسنده از راه برسد. آنها در…
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...