از پشت میکروفن رادیو

0 197

این اولین صدایی بود که از دستگاه رادیو در ایران شنیده شد: اینجا ایران است، رادیو تهران. صدای غریب و ناآشنایی که نخستین بار مردم تهران از طریق یک جعبه سحرآمیز آن را می شنیدند.

در بین دهها صدای ماندگاری که در همه این سال ها از رادیوی تهران به گوش شنوندگان ایرانی رسید صدای گوش نواز سجادی،  قدیمی ترین و ماندگارترین آن بود که  از رادیوی ترانزیستوری تهرانی ها از کوچه باغ های ساختمانی در شمیران تهران به گوش ها می رسید.

اردیبهشت سال ۱۳۱۹ خورشیدی اولین نطق در رادیوی ایران با گویندگی سیدرضا سجادی قرائت شد. در بین دهها صدای ماندگاری که در همه این سال ها از رادیوی تهران به گوش شنوندگان ایرانی رسید صدای گوش نواز سجادی،  قدیمی ترین و ماندگارترین آن بود که  از رادیوی ترانزیستوری تهرانی ها از کوچه باغ های ساختمانی در شمیران تهران به گوش ها می رسید.

سیدرضا سجادی فرزند یکی از خطیبان خراسان و برادر سیدضیاءالدین سجادی، استاد دانشگاه تهران و دبیر ارشد رادیو بود. فن خطابه اش را از خطابه های پدر آموخته و جسارت و بلندپروازی اش را از برادر به ارث برده بود.

انتخاب او برای گویندگی رادیو از سوی یک مهندس آلمانی انجام شد. او وقتی به محل آزمون رفت، کارشناس آلمانی گزارشی را از روزنامه به داوطلبان می‌داد تا با صدای بلند بخوانند. وقتی نوبت به او رسید، روزنامه را بالا گرفت و با صدای رسایی خواند. پس از امتحان کارشناس آلمانی از جای برخاست؛ در حالی که چراغ قوه ای در دست داشت، از او خواست دهانش را باز کند. مدتی گلو و حنجره او را آزمایش کرد و سپس او را برای گویندگی رادیو تهران پذیرفت.

رضا سجادی آنقدر مورد علاقه رضاشاه بود، که وقتی آلمان‌ها او را برای رادیو برلین تقاضا کرده بودند رضاشاه به درخواست آن ها پاسخ منفی داد. او با اصرار رضاشاه در رادیو ماند و دو دهه صدای او میهمان خانه های ایران بود.

در یکی از روزهای اردیبهشت سال ۱۳۱۹ خورشیدی در دوران نخست وزیری دکتر متین دفتری با حضور محمدرضا پهلوی ولیعهد آن زمان، رادیوی ایران گشایش یافت. از آن تاریخ رادیو سه نوبت برنامه داشت و گویندگی مطلب با او بود.

مدیران رادیو از استادانی چون بدیع الزمان فروزانفر و دکتر شفیق یاری گرفتند تا گویندگان به لحاظ فن خطابه با شیوه علمی آن آشنا شوند. اگر یک کلمه اشتباه می شد ۵ تومان جریمه نقدی منظور می کردند که در آن زمان مبلغ گزافی بود.

سجادی: آن روز به آذربایجان رفتم تا اداره رادیو را در دست بگیرم. در تبریز محل رادیو را که در دست نیروی ارتش قرار گرفته بود، به من تحویل دادند. کلید اتاق فرمان را گرفتم و برای اولین بار، پس از فرار اعضای فرقه پیشه‌وری، صدایم از رادیو تبریز اینچنین پخش شد: «اهالی محترم آذربایجان! ایرانیان غیرتمند! من رضا سجادی گوینده رادیو ایران هستم. آمده‌ام به شما تبریک بگویم. از امروز آسوده و راحت باشید. پیشه‌وری و غلام یحیی و دیگر اعوان و انصارش از این سرزمین گریختند. امروز آذربایجان به مام میهن بازگشت»

اهمیت سجادی از آن حیث در تاریخ رسانه رادیو ارزشمند بود که نطق‌های معروفی مانند نطق حسینعلی رزم‌آرا در رد ملی‌شدن صنعت نفت، بیانیه «کشتیبان را سیاستی دگر آمد» احمد قوام که منجر به قیام سی ام تیر شد و بیانیه دکتر مصدق در قطع ارتباط ایران و بریتانیا را از رادیو تهران خوانده بود.

در میان همه سیاستمداران پهلوی دوم، قوام بیش از همه به سجادی نزدیک بود و او را بیش از همه گویندگان رادیو، متبحر و کارآموخته می دانست. به همین جهت بود که می خواست پایان غائله آذربایجان را مردم از صدای دلنشینی بشنوند او را برگزید. بدین ترتیب، پس از پایان غائله آذربایجان به سجادی ماموریت داد همراه ارتش به آذربایجان برود، تا تریبون این پیروزی  برای ملت ایران شود. بعدها سجادی خود در مصاحبه ای گفته است: «آن روز به آذربایجان رفتم تا اداره رادیو را در دست بگیرم. در حرکت به سوی آذربایجان ابتدا به زنجان وارد شدم و بعد با کمک‌شان به تبریز رفتم. در تبریز محل رادیو را که در دست نیروی ارتش قرار گرفته بود، به من تحویل دادند. کلید اتاق فرمان را گرفتم و برای اولین بار، پس از فرار اعضای فرقه پیشه‌وری، صدایم از رادیو تبریز پخش شد که گفتم: «اهالی محترم آذربایجان! ایرانیان غیرتمند! من رضا سجادی گوینده رادیو ایران هستم. آمده‌ام به شما تبریک بگویم. از امروز آسوده و راحت باشید. پیشه‌وری و غلام یحیی و دیگر اعوان و انصارش از این سرزمین گریختند. امروز آذربایجان به مام میهن بازگشته است.»

قوام السلطنه که ناچار با تن بیمار خانه به خانه برده می شد تا مبادا مورد تعرض مردم هیجان زده قرار گیرد، به بستگان خود گفته بود «اعلامیه دولت من پیام تندی نداشت اما با آن لحن چکشی که سجادی خواند احساسات همه را به غلیان آورد.»

رضا سجادی پس از دو دهه در رادیو به تدریج وارد سیاست شد. به جهت آشنایی و دوستی او با عبدالعظم ولیان استاندار خراسان، مدتی شهردار مشهد و پس از آن، شهردار اصفهان و بیست و نهمین شهردار رشت [۱۳۴۳- ۱۳۴۴] شد.

 دومین باری که صدای وی برای ایرانیان بلندآوازه شد همزمان با سی ام تیر ۱۳۳۱ بود که احمد قوام حکم نخست وزیری از پادشاه گرفته و دست به قلم شده متنی نوشته بود با عنوان «کشتی بان را سیاستی دگر آمد». این متن که بر سر آن جدالی تاریخی درگیر است و هنوز پس از هفتاد و اند سال محرز نیست که نویسنده اش شخص قوام یا معاون وی مورخ الدوله سپهر و یا هوادار جوانش حسن ارسنجانی بوده است، وقتی با صدای قوی و پر نفس رضا سجادی از رادیو پخش شد، اثربخش بود. به گفته حسین مکی پس از آن مردم به خیابان ها ریختند و موجب سقوط دولت قوام و بازگشت مصدق شدند، قوام السلطنه که ناچار با تن بیمار خانه به خانه برده می شد تا مبادا مورد تعرض مردم هیجان زده قرار گیرد، به بستگانش گفته بود «اعلامیه دولت پیام تندی نداشت اما با آن لحن چکشی که سجادی خواند احساسات همه را به غلیان آورد.»

رضا سجادی پس از دو دهه در رادیو به تدریج وارد سیاست شد. به جهت آشنایی و دوستی او با عبدالعظم ولیان استاندار خراسان، مدتی شهردار مشهد و پس از آن، شهردار اصفهان و بیست و نهمین شهردار رشت [۱۳۴۳- ۱۳۴۴] شد. سپس یک دوره نیز نماینده مردم بجنورد در بیست و سومین دوره مجلس شورای ملی ایران شد. پیش از نمایندگی مجلس شورای ملی، او معاون استاندار خوزستان شد.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.