طلای آبی یا بلای آبی؟

0 245

آستارا بعد از انزلی پرباران‌‌ترین شهر ایران است. بارندگی‌ شدید وقتی با فقدان زیرساخت‌های شهری و البته بی‌درایتی همراه شود باعث وقوع سیلاب و آبگرفتگی می‌شود. بلایی که هر چند سال یک بار بر شهر بام‌های سفالی نازل شده است. در این یادداشت سعی دارم با نگاهی دقیق‌تر ساز وکار وقوع سیلاب در این شهر را بررسی کنم.

دو شریان اصلی در کالبد شهری آستارا جریان دارد که آب‌های بالادست را از جنگل‌ها و کوه‌های غربی به دریا در شرق منتقل می‌کنند؛ یکی رودخانه‌ مرزی آستاراچای که از زمان فتحعلی شاه آستاری ایران را از آستارای جمهوری آذربایجان جدا می‌کند و در میان سیم‌های خاردار محصور است. دیگری رودخانه‌ مرداب که خود حاصل به هم پیوستن و هم‌آغوشی دو رودخانه‌ ملاهادی و ویرمونی در محدوده‌ پل کشاورز است. محله‌هایی که دچار آبگرفتگی می‌شوند همگی در مجاورت رودخانه‌ ویرمونی قرار دارند یا به نحوی با آن سر و سری دارند. از خیابان رستمیان گرفته تا محله‌ خلیل‌آباد و کوچه‌های کشاورز و شالیزار.

شهرداری آستارا در سال‌های گذشته برای پیشگیری از تکرار آبگرفتگی این محلات دست‌کم از دو شرکت مشاور کمک گرفته است. اولین شرکت در دهه‌ هشتاد با مطالعه‌ میدانی رودخانه و مسیل‌های شهرستان، ساخت دیواره‌ بتونی و کانالیزه کردن رودخانه را با هدف افزایش دبی آب توصیه می‌کند. پیشنهادی که مؤلفه‌ محیط زیست را در نظر نگرفته بود و با اجرای آن رودخانه‌ زیبای مرداب تمام درختان و حاشیه‌ی سبزش را از دست می‌داد.

 چند سال بعد شرکت مشاور دیگری به کار گرفته می‌شود. مطالعات میدانی گسترده و دامنه‌دار این شرکت، دو نکته‌ جدید را روشن می‌کند. اول اینکه رودخانه‌ ملاهادی در حد فاصل روستای بیجاربین تا شهر آستارا در اثر پیشروی مزارع کشاورزی در بسیاری از قسمت‌ها تنگ و باریک شده است. مشابه همان اتفاقی که در داخل شهر رخ داده است. نکته‌ی دیگر این که در مواقع سیلاب به جای اینکه آب رودخانه‌ ویرمونی وارد رودخانه‌ ملاهادی شود، آب رودخانه‌ ملاهادی وارد رودخانه‌ی ویرمونی می‌شود که همین عامل باعث تشدید آب گرفتگی محله‌ خلیل‌آباد و خیابان رستمیان می‌شود.

 راهکار نهایی این شرکت نصب دو دریچه و جاگذاری یک لوله‌ بزرگ زیرزمینی بود. پیشنهاد شرکت این بود که یکی از این دریچه‌ها در حد فاصل بین پل کشاورز و پل احمد نصب شود تا در هنگام طغیان رودخانه بتوان با بستن آن جلوی ورود آب رودخانه‌ ملاهادی به رودخانه‌ ویرمونی و محله‌ی خلیل‌آباد را گرفت. دریچه‌ دوم نیز می‌بایست در کنار کمربندی در مسیر رودخانه‌ ویرمونی تعبیه شود تا در هنگام وقوع سیلاب آب را از طریق لوله‌ای از زیر بلوار خرمشهر به سمت دریا هدایت کند.

 شهرداری آستارا نه تنها از اجرای این پیشنهاد سر باز می‌زند، بلکه تا امروز نتیجه‌ی این تحقیقات را مسکوت نگه داشته و از انتشار عمومی آن خودداری کرده است. به طوریکه تقریبا هیچ یک از شهروندان آستارا از وجود چنین تحقیقاتی اطلاع ندارند و احتمالا این برای اولین بار است که خبر وجود چنین اسنادی در یک خبرگزاری منتشر می‌شود. پنهان کردن داده‌های علمی در این سال‌ها این فرصت رو برای شهرداری فراهم کرده است که دور از چشم شهروندان، رسانه‌ها و سازمان‌های مردم‌نهاد تصمیم‌گیری کند، بدون اینکه نگران عواقب قانونی یا قضاوت افکار عمومی باشد.

در نهایت شهرداری آستارا در پشت درهای بسته و به دلایل نامشخص تصمیم می‌گیرد راهکار شرکت اول را اجرا کند. به این ترتیب در نیمه اول دهه‌ نود با قطع درختان قدیمی رودخانه‌ ویرمونی در محدوده‌ی خلیل‌آباد اقدام به ساخت کانال بزرگ بتونی می‌کند. اما این پروژه هم بعد از کمی پیشروی متوقف می‌شود. اما نقش شهرداری در وقوع سیلاب به این مورد محدود نمی‌شود.

رودخانه‌ مرداب آستارا چنان که از نامش نیز پیداست در زمان‌های گذشته از یک نقطه‌ای به بعد تبدیل به مرداب می‌شد. مرداب نامی است که تا پیش از ابداع واژه‌ تالاب توسط زنده‌یاد اسکندر فیروز به این نوع از عرصه‌های طبیعی اطلاق می‌شد. مرداب یا تالابی که رودخانه‌ مرداب را به دریای خزر وصل می‌کرد و نقش مهمی در کنترل سیلاب و تصفیه‌ی فاضلاب شهری داشت، در سال ۸۴ توسط شهرداری آستارا کاملا با خاک پر شد.

در همان سال مسیر قدیمی رودخانه هم که به شکل یک نیم دایره‌ بزرگ تالاب را دور میزد و با عبور از محله‌ پریان به سمت دریا می‌رفت مسدود و یک مسیر جدید بسیار کوتاه ایجاد شد. ساخت دیواره‌ سنگی ساحلی و احداث جاده‌ی ترانزیتی سفیر امید نیز مانند دو سد بزرگ ارتباط تالاب و رودخانه را با دریا محدودتر کردند. به طوری که تنها راه باقی مانده برای خروج آب شهر پل سفیر امید است که آن هم در زمان وقوع سیلاب جوابگوی این حجم از آب نیست. طبیعت با فروریختن بخشی از این پل در سیل اخیر صحت این ادعا را ثابت کرد‌.

 از طرفی آب‌ گرفتگی‌ها بیشتر خانه‌های قدیمی و فقیر نشین را گرفتار می‌کند و بی‌توجی به این مساله را می‌توان از دید عدالت شهری هم مورد توجه قرار داد که آن خود حدیث مفصلی است. دستکم بالا بردن کف این خانه‌ها با حمایت شهرداری در سال‌های گذشته می‌توانست از ورود آب به داخل بسیاری از منازل جلوگیری کند. شهرداری آستارا می‌تواند با شفاف‌سازی و انتشار عمومی نتایج تحقیقات شرکت مشاور به روشن شدن مسئله سیلاب و چاره‌اندیشی برای جلوگیری از تکرار آن کمک کند.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.