وقتی گیلان خشک می‌شود

سیل‌های ویرانگر نتیجه تغییرات آب وهوایی

0 186

بیشتر سکونتگاه‌های مردم گیلان شامل روستاها، شهرها و بازارها در نزدیکی رودخانه‌ها ساخته شده است که هر چقدر به سمت غرب  برویم به دلیل باریکی جلگه بیشتر خود را نشان می‌دهد. 

اما عوامل مختلفی همچون کاهش پوشش گیاهی به دلیل دخالت انسانی همچون چرای بیش از حد دام، قطع درختان و قاچاق چوب، زمین‌خواری، عدم اجرای طرح‌های آبخیزداری، دست‌کاری حریم و بستر رودخانه‌ها با تصرف زمین، برداشت شن و ماسه از بستر و عدم ساماندهی رودخانه‌ها به عنوان دلایل این پدیده معرفی شده‌اند. اما تا به حال نقش هر کدام از عوامل مشخص نشده است. همچنین سخنی درباره زمینه‌های پیش از آنها نیست و بررسی سیل تنها با تمرکز به منطقه و موردی خاص کمتر امکانپذیر است و باید دیدی کلی نسبت به آن داشه باشیم.

چند سالی است که سیل در مناطق غرب گیلان و خصوصا شهرستان تالش آثار زیانباری برجای می‌گذارد. بسیاری از زیرساخت‌های عمرانی که اغلب آنها در ۵ دهه‌ی اخیر ساخته شده بودند ویران شدند و برخی از سرمایه‌های انسانی و طبیعی نیز دچار تلفات و خسارت شدند.

امسال نیز سیل ۳۰ شهریور تالش و پیامدهای پس از آن دامنگیر منطقه شد. طبق گفته‌های مدیرکل مدیریت بحران استانداری گیلان طی ۴ ساعت نخست ۲۵۰ میلی‌متر و در ۲ ساعت بعدی نیز ۵۰ میلی‌متر بارندگی ثبت شده است. بنا بر گفته‌ی امیر مرادی این ابربارش سبب سیلاب در ۱۱ رشته رودخانه منطقه شده که طبق نمودارها در ۵۰ سال گذشته همانندی نداشته و تمام شهرستان را درگیر خود کرده بود.

بر اساس اطلاعات این مقام مسوول، تلفات جانی این سیلاب ۲ کشته و خسارت‌های مالی آن ۱۷۸ میلیارد تومان است که ۲۴۰ دستگاه خانه را در ۵۰ روستا و شهرهای تالش و چوبر را تحت تاثیر خود قرار داده و ۱۹ خانه را کاملا تخریب کرده است. راه روستایی ۲۲ روستا به طول ۲۰ کیلومتر تخریب شده و زیان‌های فراوانی به شبکه برق‌رسانی، آب‌رسانی و گازرسانی، سردهنه‌های کشاورزی، مزارع توتون، دام و طیور و … وارد شده و سه هزار مشترک تلفن ثابت و استفاده کنندگان از اینترنت با سیم را به چالش کشیده است. علاوه بر این پل پیاده رو تالش شکسته و پل اصلی شهر تالش نیز با آب شستگی ۲ پایه پل تا مرز تخریب پیش رفته که ترمیم شده است.

 حوزه های آبریز گیلان

رودخانه‌های گیلان بر اساس پهنه بندی‌ها بجز حوزه آبریز سفیدرود در ۲ حوزه آبریز رودخانه‌های میان سفیدرود- هراز و تالش(کوه‌های تالش) هستند که در حوزه آبریز بزرگ دریای خزر جا می‌گیرند که پرآب ‌ترین حوزه آبریز کشورمان ایران است. این حوزه رشته کوه‌های البرز، قسمت‌هایی از زاگرس در خراسان شمالی، غرب و شمال غرب ایران را شامل می‌شود که آب و هوای معتدل، سرد و خشک دارد.

 خشکسالی در ایران

ایران به عنوان منطقه‌ای خشک و نیمه خشک در جهان شناخته می‌شود. آمارهای «مرکز ملی خشکسالی و مدیریت بحران» که نامش درست انتخاب شده حاکیست کشورمان ایران از سال ۱۳۶۷ به این سو دچار کاهش بارش‌ها و افزایش دما شده است. طی سال ۱۳۶۷ خشک‌سالی طبیعی رخ داده و شاخص منفی ۳۱ صدم درصد ثبت شده است که این روند تا سال ۱۳۷۱ ادامه داشته که بیشترین مقدار آن طی این دوره ۵ ساله، منفی ۶۱ صدم درصد در سال ۱۳۷۰ بوده است.

بارش‌ها از سال ۱۳۷۲ افزوده شده که وضعیت طبیعی به ترسالی مبدل شده و طی دوره ۷ ساله از ۱۳۷۲ تا ۱۳۷۹ ترسالی خفیف، متوسط، شدید و بسیار شدید ثبت شده که بیشترین مقدار آن طی سال‌های ۱۳۷۴ و ۱۳۷۷ به ترتیب با میزان ۱ و ۹۴ و ۲ و ۵۳ صدم درصد گزارش شده است.

ایران از سال۱۳۸۱ و ۱۳۸۲ به ترتیب با شاخص ۴۸ و ۲۸ صدم درصد وارد دوره طبیعی کاهش بارندگی شده که در سال ۱۳۸۳ این مقدار به مثبت ۳ صدم درصد رسیده است. اما خشک‌سالی ضعیف با شاخص منفی ۶۴ صدم درصد در سال ۱۳۸۴ آغاز شده و سال بعد از آن به میزان منهای ۴۸ صدم درصد کاهش یافته است. طی سال‌های ۱۳۸۶تا ۱۳۹۵ به ترتیب با منفی۹۴،۱ و ۲۶ ، ۹۲ ، ۸۰ ، ۸۱ ، ۸۵ ، ۱، ۱ و۴۱، ۱ و ۳۶ ، ۱و ۴۰، ۱ و ۶۰ صدم درصد وضعیت ایران در وضعیت خشک‌سالی ضعیف و متوسط در نوسان بوده است. سال ۱۳۹۶ خشک‌سالی شدیدی بر ایران حاکم شده و میزان بارش‌های کلی کشور به ۱۴۹ میلی‌متر رسیده که ۸۳ میلی‌متر و ۳۶ درصد نسبت به دوره بلند مدت  کاهش یافته است. استان گیلان در همین سال ۶۹۹ و ۱ دهم میلی‌متر بارندگی داشته که از ۹۶۹ و ۷ دهم میلی‌متر دوره بلندمدت ۲۷۰ و ۶ دهم میلی‌متر و ۲۷ و ۹ دهم درصد کمتر بوده بوده است.

میزان بارندگی در ترسالی ۱۳۹۷ به  ۸۲۴ و ۸ دهم و در ۱۳۹۸ به۹۶۲ و ۶ دهم میلی‌متر رسیده است.

تغییرهای بلندمدت ۳۰ ساله در گیلان نشان می‌دهد که سالانه به طور متوسط از ۱ تا ۵۰ میلی‌متر از بارندگی کاسته می‌شود در صورتی که میزان طبیعی ترسالی باید ۱۲۵۰ میلی‌متر باشد.

ایران هر سال گرم‌تر می‌شود

همچنین طی این مدت گرمای هوا در تمام کشور بیشتر شده هر ساله به طور متوسط در حوزه‌های آبریز سفیدرود و هراز( شرق گیلان قسمتی از این حوزه است) و رودخانه‌های تالش به ترتیب افزایش گرمای ۱و ۷ دهم و ۱و ۵ دهم درجه سلسیوس ثبت شده است. جلگه شرقی گیلان طی این سال‌ها وضعیتی بدتر از غرب استان داشته و همواره در خشک‌سالی متوسط بوده و در سال ۱۳۹۶ خشک‌سالی بسیار شدید را تجربه کرده است.

 تاثیر تغییرآب و هوا

کاهش بارش طی  ساله۳۰ پیش منجر به خشک‌سالی شده که تنها طی سال‌های ۱۳۹۷ و ۱۳۹۸ این اثر موجود نیست اما در بلند مدت باعث تغییر الگوی آب‌ و هوایی، عدم تعادل اکولوژیکی و هیدرولوژیکی شده و سال‌های ترسالی علاوه بر تامین نیازهای آبی سیلاب‌های ویرانگر نیز دارد.

اما چه تغییراتی در منطقه ایجاد شده است؟ طی سال‌هایی که پدیده خشکی تدریجی به سراغ منطقه آمده ذخیره یخچال‌های برفی که تا پایان تیر ماه در ارتفاعات به چشم می‌خورده در ابتدای تیرماه آب می‌شوندو چشمه‌ها کمتر از گذشته آب دارند که پوشش گیاهی علفی مرتعی خشک شده و فرسایش خاک را تسریع می‌کند. رویش انبوه شقایق وحشی هیرکانی یکی از علایم شروع فرسایش خاک است که متاسفانه به آن کم توجهی می‌شود. فرسایش خاک با وزش نخستین باد به ریزگرد و طوفان خاک تبدیل شده و طبق آمار هواشناسی تا ۱۰ روز از سال گرد و غبار نیز منطقه را فرا می‌گیرد. همچنین پوسته سنگ‌ها در منطقه کوهستانی به دلیل گرمای هوا ترک می‌خورد و کاهش دما در زمستان هسته آن را متلاشی می‌کند که با جریان آب شسته می‌شوند. اثر دیگر هیدرولوژیکی این پدیده زمین لغزش‌ها اعم از ریزش، رانش و لغزش در ارتفاعات کم پوشش است.

سه نمونه تاثیرات آب و هوایی

سقوط روزانه سنگ‌ها، زمین لغزش‌های اطراف ماسوله به دلیل فرسایش و سیل‌ پر از انبوه گل و لای سال ۱۳۷۷ ماسوله رود نتیجه همین پدیده است.

سیل  ۱۳۸۷، ۱۳۹۷، ۱۳۹۸ و سیل گل مریان و آق‌اولر تیر ماه گذشته تالش شهرستان تالش نمونه دیگری از این موضوع است که در تیرماه گذشته مقدار زیادی از همین سنگ‌ها از دامنه جنوبی کوهستان بغرو به روستای آق‌اولر سرازیر شده بود.همچنین سیلاب ۱۳۹۷ رودسر و املش مثالی دیگر از این پدیده در گیلان هستند.

علاوه بر این عشایر منطقه غرب مجبور به خرید کلش برنج برای تامین نیاز دامهای خود در فصل گرم سال شده‌اند و کوچ زودهنگام به پایین دست از جمله به ییلاق‌های میان‌بند داخل جنگل و استفاده از علوفه درختی هستند. دامداران رودبار در جنوب گیلان که اصولا کوچ نمی‌کنند نیز به خرید کاه گندم  جو کشاورزان رو آورده‌اند.

 ابر دزدی از آسمان ایران؟

اما چه چیزی باعث این خشک‌سالی ها و تغییرهای بعدی بوده است؟ برخی مدعی‌اند که ابرهای باران زایی که از مدیترانه و دریای سیاه و دریای سرخ به سمت ایران می‌آیند کم بارش هستند و یا نمی بارند. روزنامه شرق تیر ماه  ۱۳۹۷با تیتر« ابر دزدی از آسمان ایران»  ضمن اشاره به ادعاهای اردیبهشت سال ۱۳۹۰ محمود احمدی نژاد درباره خشک‌سالی های عمدی در منطقه خاورمیانه توسط چند کشور اروپایی به بررسی گفته‌های سردار غلامرضا جلالی رییس سازمان پدافند غیرعامل در سومین کنفرانس پدافند بخش کشاورزی پرداخته و گزارش داده است: این مسئول دفاعی با استناد به نتایج مطالعات انجام شده در مراکز علمی ایران، ضمن اشاره به پدیده‌هایی همچون «بارورزدایی ابرها» و «برف دزدی» که حاصل تلاش کشورهای خارجی برای ایجاد تغییرات اقلیمی در ایران است، تصریح کرد: «تیم‌های مشترکی از اسرائیل و یکی از کشورهای همسایه، ابرهای در حال ورود به ایران را غیربارور می‌کنند؛ علاوه بر این ما با بحث ابردزدی و برف دزدی نیز مواجه هستیم».

جلالی که در سومین کنفرانس ملی پدافند غیرعامل در بخش کشاورزی سخن می‌گفت، ضمن تاکید بر اینکه مطالعات انجام شده گستره ای وسیع شامل ارتفاعات افغانستان تا مدیترانه را در چهار سال گذشته مورد بررسی قرار داده، خاطرنشان کرد: «نتیجه اینکه همه ارتفاعات بالای دو هزار و ۲۰۰ متر در این محدوده پر از برف، ولی ارتفاعات ما خشک بوده است». 

ابر دزدی تکذیب می‌شود

سخنان سردار جلالی با جوابیه‌های بسیاری از جمله دکتر بهلول علیجانی و پرویز کردوانی، عیسی کلانتری رییس سازمان محیط‌ زیست نیز روبرو شده و این کار را غیرممکن دانسته‌اند. این موضوع تا جایی پیش رفت که روابط عمومی سازمان پدافند غیرعامل طی اطلاعیه‌ای در خبرگزاری ایسنا ضمن تکذیب موضوع اعلام کرده است: «برخلاف فضاسازی‌های صورت گرفته، موضوع مورد اشاره در سخنرانی ریاست سازمان پدافند غیرعامل کشور درباره سرقت ابرها و تغییرات عامدانه اقلیمی صرفا یک نگاه آینده‌نگرانه‌ علمی بوده است و الزاما به معنای رقم خوردن آن در مقطع کنونی نیست و موضوع سرقت ابرها از طرف دشمنان و رژیم صهیونیستی غاصب رویایی بیش نیست.»

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.