شرکت گاز استان گیلان که چند سالی هست عین اداره برق و مالیات، بد عادت شده، سرگردنه بدجور حال ملت را میگیرد، از آینده خبر دارد و از چله خرداد برای روزهای زمستان و مصرف زیادِ ما، برنامه مفصل چیده و زمانی که هنوز دی ماه و چله بزرگ درست و حسابی جلوس نکرده بود با SMS یک دور همه گیلانیها را تهدید کرد.
فعلا خبری از برف نیمه سنگین که نیست، باران هم که به قاعده نباریده؛ اما شرکت گاز گیلان هنوز تابستان داخل نشده برای همه مشترکانش، فلهای پیامک فرستاد که اگر مصرفت را کم نکنی پشت گوشت را دیدی گازِ سرِ سیاهِ زمستان را هم دیدی. چون به عنوان مشترک پرمصرف و تُخس، قبض برقت چندین برابر حساب میشود که دیدیم شد.
این قبضهای میلیونی و اعلان جنگ شرکت گاز گیلان، درحالی صادر شده که شواهد میگوید؛ مدیریت این دم و دستگاه عریض و طویل، ملوکالطوایفی است و اصل ارتقای شغلی و پس گرفتن صندلی در آن بر زیرآب زنی استوار است.
حقوق و مزایای پرسنل و کارکنانش هم که همیشه خدا عقب افتاده و در نوبت بررسی است، اما پیغام پسغام و تهدیدهای راه و بیراه شرکت گاز برای غافلگیریِ ملت، حتی وسط تابستان هم همیشه بدون تاخیر به راه بوده است.
ظاهرا خیلی وقت است دخل و خرج شرکت ملی گاز هیچجوره با هم نمیخواند اما صدایش را در نیاوردند و فقط گفتند ناترازی داریم. بخدا که اگر اعلان ورشکستگی کند همه ما نفس راحتی از ضجههایش خواهیم کشید و از فردا میدانیم کجای کاریم و چه سهمی از این بدبختی داریم.
حاجی آقایِ خدا بیامرز صادق خانِ هدایت، به کوچکترین فرزندش درباره نحوه کاسبی کردن و کسب موفقیت در ایران نصیحت کرده و گفته بود: “توی دنیا دو طبقه آدم داریم، بچاپ و چاپیده؛ اگر نمیخواهی جزو چاپیدهها باشی، سعی کن که دیگران را بچاپی”.
حالا ما اداره گاز گیلان را داریم که البته مدیرانی کتابخوان دارد و طبق همین اصلِ ادبی، همه تقصیرها را گردن مردم انداخته و بدون ذکر منبع میگوید؛ اگر نمیخواهی چاپیده شوی کمتر نفس بکش یا لااقل کمتر گاز مصرف کن. یکی نیست بگوید آخر مرد حسابی، صفر را هزار بار هم ضربدر هزار کنی باز همان صفر است. فقر جولان میدهد، چه چیزی را از چه کسی میخواهی بِکَنی؟! این کف دست اگر مو داشت تو بِکَن.
حالا در این گیر و دار، سیاستِ شرکت گاز هم شده اول بچاب و بعدا بررسی کن ببین چیزی مصرف شده است یا نه. منتها گمان میشود از آنجا که لفظ چاپیدن، صورت خوشی ندارد و بدجور بوی حقیقت میدهد، بهخاطر همین اسمش را به “مدیریت مصرف” تغییر دادند.
باز هم بهقول حاجیآقایِ صادق خانِ هدایت، “والا ما بهعنوان مصرفکننده گاز، چهار عمل اصلی را یاد گرفتیم و میتوانیم حساب پول را نگهداریم تا کلاه سرمان نرود”. هنوز یک چیزهایی از قبض و مقدار گازی که در ماه مصرف کردیم حالیمان هست، منتها سرعت چاپیدن دکان بازارِ شرکت گاز، نه ببخشید “سرعتِ مدیریتِ مصرف” آقایان آنقدر زیاد هست که حساب از دستمان در رفته و به گرد پایشان هم نمیرسد. ظاهرا در این کاسبیِ عجیب که به پرداخت قسطی قبض هم رسیده، هنر چاپیدن همیشگیست و قرار نیست جای بالا سری و چاپیده شده هرگز عوض شود.