بیانیه مشترک شبکه تشکل‌های مردم‌نهاد و محیط‌زیستی؛

حذف جامعه مدنی، یک اشتباه راهبردی

0 ۵۵

بیانیه مشترک شبکه تشکل‌های مردم‌نهاد و اجتماع‌محور محیط‌زیست و منابع‌ طبیعی استان‌های گیلان، مازندران و گلستان در واکنش به عدم دعوت به اجلاس استانداران حاشیه دریای کاسپین (خزر)

 

***

به نام هستی‌بخش
دریای کاسپین (خزر)، دریای دوستی

اجلاس استانداران استان‌های ساحلی کشورهای حاشیه دریای کاسپین، در روزهای ۲۷ و ۲۸ آبان ۱۴۰۴ به میزبانی استانداری گیلان، در شهر رشت برگزار شد؛

شبکه‌های استانی تشکل‌های مردم‌نهاد و اجتماع‌محور محیط‌زیست و منابع‌ طبیعی استان‌های گیلان، مازندران و گلستان:

ضمن عرض خداقوت به همه دست‌اندرکاران طراحی، برنامه‌ریزی، برگزاری و میزبانی این اجلاس؛

با حمایت و پشتیبانی از اصل چنین اقداماتی که کشورمان را در مرکز و محوریت ابتکارات منطقه‌ای و بین‌المللی قرار می‌دهد؛

 

حذف تشکل‌های مردم‌نهاد از فرآیند تصمیم‌سازی درباره مسائلی چون آلودگی کاسپین (خزر)، پس‌روی آب دریا و کاهش تراز سطح آب و تاثیرات شگرف آن بر تالاب‌ها، زندگی و معیشت مردم، تخریب جنگل‌ها، صید غیرقانونی، توسعه‌های بی‌ضابطه و بحران پسماند، اقدامی برخلاف منطق، تجربه و مصلحت عمومی است

 

با تأکید بر لزوم تثبیت و تقویت این ابتکار ویژه که یکی از مهم‌ترین ظرفیت‌های کشورمان را مورد توجه و مبنای کنش دیپلماتیک قرار داده است؛

با تأکید بر این نکته که به رسم اخلاق و ادب مهمان‌نوازی و مبتنی بر رویکرد اجتماعی سازمان‌های مردم‌نهاد، از صدور و انتشار این بیانیه پیش از برگزاری اجلاس، علی‌رغم تدوین و تصویب آن در تاریخ ۲۶ آبان ۱۴۰۴، پرهیز شد؛

و با تأکید بر اعتقاد راسخ امضاءکنندگان این بیانیه، به اصول بنیادی مشارکت مردمی و شراکت اجتماعی میان دولت و نهادهای مردمی، از جمله: شفافیت، کنشگری منطقی، مطالبه‌گری مسؤولانه و احترام متقابل بین بخش‌های مختلف جامعه،

 

بدینوسیله با توجه به اهمیت بی‌بدیل اجلاس استانداران استان‌های ساحلی کشورهای حاشیه دریای کاسپین (خزر) و تاثیر مستقیم تصمیمات آن بر سرنوشت محیط‌زیست، توسعه و زندگی میلیون‌ها نفر در شمال کشور، با شگفتی و تأسف عمیق اعلام می‌نماید که هیچ‌گونه دعوت و سازوکاری برای حضور یا مشارکت تشکل‌‌های مردم‌نهاد و بخش اجتماعی غیردولتی که از دست‌اندرکاران کلیدی حکمروایی محسوب می‌شوند، در این رویداد پیش‌بینی نشد.

 

این رویکرد، در حالی که مجموعه پر تعداد مدعوین رسمی از سایر بخش‌های غیردولتی همچون بخش‌های اقتصادی و علمی و فنی، به‌درستی و خوشبختانه، مشمول گشودگی و آغوش باز برگزارکنندگان بوده‌اند، به‌معنای نادیده گرفتن جامعه مدنی و حذف یکی از مهم‌ترین ذی‌نفعان عرصه تدبیر امور و دارندگان تجربه میدانی است که نه‌تنها غیرقابل توجیه است، بلکه با اصول حکمرانی مشارکتی، شفافیت، مسئولیت‌پذیری و حتی اسناد بالادستی کشور در تضاد قرار دارد.

 

لذا با درک اهمیت راهبردی سواحل جنوبی دریای کاسپین (خزر) برای آینده کشور، لازم می‌دانیم موضع خود را درباره روند برگزاری اجلاس اخیر استانداران استان‌های ساحلی کشورهای حاشیه دریای کاسپین، به‌ویژه در بخش محیط‌زیست، به‌طور شفاف و مسؤولانه اعلام کنیم:

 

– نمی‌توان درباره کاسپین تصمیم‌گیری کرد، اما صدای مردمی که سال‌ها در خط مقدم حفاظت از این پهنه حیاتی بوده‌اند، خاموش بماند و نادیده گرفته شود.

 

حذف تشکل‌های مردم‌نهاد از فرآیند تصمیم‌سازی درباره مسائلی چون آلودگی کاسپین (خزر)، پس‌روی آب دریا و کاهش تراز سطح آب و تاثیرات شگرف آن بر تالاب‌ها، زندگی و معیشت مردم، تخریب جنگل‌ها، صید غیرقانونی، توسعه‌های بی‌ضابطه و بحران پسماند، اقدامی برخلاف منطق، تجربه و مصلحت عمومی است.

 

تشکل‌ها صرفا تماشاگر نبوده‌اند و نیستند؛ دارای دانش تخصصی، توان کارشناسی، شبکه‌های مردمی و مسؤولیت اجتماعی هستند و نادیده گرفتن این ظرفیت‌ها به زیان منافع ملی خواهد بود.

 

ما عدم دعوت تشکل‌ها را یک اشتباه راهبردی در روند سیاست‌گذاری مربوط به دریای کاسپین (خزر) می‌دانیم و آن را نشانه‌ای نگران‌کننده از کاهش مشارکت‌پذیری و بی‌اعتنایی به دیدگاه‌های مردمی تلقی می‌کنیم و مسؤولیت مستقیم این رویه کاهنده سرمایه اجتماعی را در درجه نخست، متوجه وزارت محترم امور خارجه کشورمان، به‌عنوان متولی اصلی برنامه‌ریزی و اجرای چنین رویدادهایی می‌دانیم

 

تأکید می‌کنیم که:

ما عدم دعوت تشکل‌ها را یک اشتباه راهبردی در روند سیاست‌گذاری مربوط به دریای کاسپین (خزر) می‌دانیم و آن را نشانه‌ای نگران‌کننده از کاهش مشارکت‌پذیری و بی‌اعتنایی به دیدگاه‌های مردمی تلقی می‌کنیم و مسؤولیت مستقیم این رویه کاهنده سرمایه اجتماعی را در درجه نخست، متوجه وزارت محترم امور خارجه کشورمان، به‌عنوان متولی اصلی برنامه‌ریزی و اجرای چنین رویدادهایی می‌دانیم.

 

البته بدیهی است که انتقاد تشکل‌های مردم‌نهاد حوزه محیط زیست و منابع طبیعی، به رویه غیرسازنده و انگیزه‌کش وزارت امور خارجه در این زمینه، موضوع جدیدی نیست و متاسفانه غفلت‌ها، رویکردهای نادرست و بی‌اعتمادی وزارت امور خارجه را در عدم تعامل با تشکل‌های مردم‌نهاد و ان.جی.اوهای محیط‌زیستی که در اکثر قریب به اتفاق کشورهای دنیا، شریک راهبردی و همگام دولت‌ها در عرصه‌های بین‌المللی هستند و ظرفیت‌های بی‌بدیلی برای تامین منافع ملی در این عرصه‌ها محسوب می‌شوند، ناشی از یک خطای راهبردی بلندمدت و فقدان شناخت و برنامه عالمانه و هوشمندانه در این حوزه می‌دانیم و امیدواریم شاهد اصلاح رویه موجود و حرکت به سمت ارتقاء سطح تعاملات و همکاری‌های وزارت امور خارجه با سازمان‌های غیردولتی این بخش، به‌عنوان یک راهبرد کلان در قالب دیپلماسی عمومی و محیط‌زیستی باشیم.

 

در مرحله بعدی لازم می‌دانیم مسؤولیت ویژه و اختصاصی سازمان محترم حفاظت محیط زیست (معاونت آموزش و مشارکت مردمی و همچنین دفتر امور بین‌الملل سازمان) را در تعیین و تدوین راهبردها، بسترسازی‌ها و انجام هماهنگی‌ها در سطح کلان تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری را یادآور شویم و صمیمانه از مسؤولان محترم سازمان، اقدام مناسب در زمینه تقویت حضور و مشارکت تشکل‌های مردم‌نهاد محیط‌زیستی را در این‌گونه رویدادها و همایش‌ها اعم از داخلی و خارجی، مطالبه نماییم؛ هرچند درخصوص این اجلاس، علی‌رغم مجموعه پیگیری‌های مدیران سازمان حفاظت محیط زیست، به دلایلی که بخشی از آن‌ها ذیلا ذکر خواهد شد، نهایتا امکان حضور و مشارکت تشکل‌های مردم‌نهاد فراهم نشد.

 

و اما در درجه بعدی، لازم می‌دانیم توجه مسؤولان استانی در سه استان شمال کشور را که مخاطب عمده این بیانیه هستند، به موارد ذیل جلب نماییم:

شبکه‌های استانی تشکل‌های مردم نهاد و اجتماع‌محور محیط‌ زیست و منابع‌ طبیعی استان‌های گیلان، مازندران و گلستان، این نکته بدیهی و مهم را تأکید می‌نمایند که ساحل و جنگل و تالاب، اموال شخصی هیچ نهاد و مقامی در هیچ کجای جهان نیست؛ این‌ها میراث مشترک مردم هستند و بدون حضور مردم، هیچ تصمیمی پایدار و قابل اتکا نخواهد بود.

 

ایران؛ تنها کشور حاشیه دریای کاسپین (خزر) با جامعه مدنی واقعی در حوزه محیط‌ زیست در منطقه است، برخلاف ایران، ساختارهای منسجم مردم‌نهاد محیط‌زیستی در بسیاری از کشورهای منطقه یا بسیار محدودند یا عملا غیرفعال. این واقعیت از نگاه بسیاری از کارشناسان بین‌المللی، یک “مزیت استراتژیک” برای ایران محسوب می‌شود.

 

ایران؛ تنها کشور حاشیه دریای کاسپین (خزر) با جامعه مدنی واقعی در حوزه محیط‌ زیست در منطقه است، برخلاف ایران، ساختارهای منسجم مردم‌نهاد محیط‌زیستی در بسیاری از کشورهای منطقه یا بسیار محدودند یا عملا غیرفعال. این واقعیت از نگاه بسیاری از کارشناسان بین‌المللی، یک “مزیت استراتژیک” برای ایران محسوب می‌شود

 

تشکل‌های ایرانی در ده‌ها پروژه ملی و منطقه‌ای نقش داشته‌اند؛ از پایش رودخانه‌ها و تالاب‌ها تا ارایه پیشنهادهای سیاستی در رویدادهای کنوانسیون تهران. این ظرفیت در جهان “سرمایه اجتماعی” شناخته می‌شود و برای کشورهایی که به دنبال نفوذ اخلاقی و دیپلماسی نرم هستند یک موهبت است.

 

نادیده گرفتن چنین مزیتی، یعنی کنار گذاشتن یکی از آخرین ابزارهای قدرت نرم ایران در حوزه‌ای که اقتصاد، امنیت، سلامت و سیاست خارجی را به هم پیوند می‌دهد.

 

اجلاس استانداران کشورهای حاشیه کاسپین (خزر)؛ فرصتی بود که باید به ویترین توان ایران تبدیل می‌شد؛ در این اجلاس، که یکی از محورهای آن “محیط‌ زیست و احیای زیست‌بوم کاسپین (خزر)” بود، انتظار می‌رفت دولت ایران برای تقویت تصویر منطقه‌ای خود، شبکه تشکل‌ها را در قالب یک هیات کارشناسی منسجم وارد صحنه کند؛ همان‌گونه که در نشست‌های پیشین کنوانسیون تهران، نظرات تشکل‌های ایرانی در تصمیمات نهایی اثرگذار بوده است.

 

با این حال، روند دعوت و مشارکت در رشت نشان داد که بخش قابل‌توجهی از ظرفیت‌های اجتماعی کشور در مرحله برنامه‌ریزی و اجرا مورد استفاده قرار نگرفته است.

 

منشأ ضعف: خطای مدیریتی و تحلیل اشتباه در سطح استان برگزارکننده؛ به اعتقاد ما، مشکل نه از سیاست‌های ملی، بلکه از سطح استانی آغاز شد. اداره کل حفاظت محیط‌ زیست استان گیلان، که باید پیش‌ران حضور جامعه مدنی در چنین رویدادی باشد، به‌دلیل فقدان تجربه، ضعف در تحلیل رسانه‌ای و ناآشنایی با وزن اجتماعی تشکل‌ها، فرایند مشارکت را به مسیر کم‌اثر و تشریفاتی سوق داد و علی‌رغم تذکر و پیگیری مکرر شبکه تشکل‌های مردم‌نهاد استان، با بی‌توجهی و رفتار غیرحرفه‌ای مدیرکل حفاظت محیط زیست، حتی اندک ظرفیتی را که با رایزنی‌های مدیران ارشد سازمان و مدیرکل اجتماعی استانداری گیلان، جهت حضور و مشارکت تشکل‌های تخصصی استان و ۲ استان شمالی دیگر، به وجود آمده بود، نادیده گرفت؛ این خطا از دو جنبه خطرناک است:

یک، تضعیف وزن استان میزبان در برابر مهمانان بین‌المللی؛

دو، ارسال پیامی اشتباه درباره وضعیت مشارکت مدنی در ایران.

 

آینده دریای کاسپین تنها با همکاری دولت‌ها ساخته نمی‌شود؛ بلکه با مشارکت واقعی مردم، دانشگاهیان، متخصصان و تشکل‌های مستقل شکل می‌گیرد و اتفاقا دولت‌ها با بسترسازی چنین مشارکتی، کیفیت تدبیر امور و اراده خود را برای حل مسائل و موفقیت و اثربخشی ابتکارات و اقدامات، نشان می‌دهند

 

استانداران شمالی نیز، در عمل نتوانستند این ظرفیت بزرگ را در ساختار اجلاس بگنجانند و فرصت اثرگذاری تشکل‌ها را به سادگی از دست دادند. هرچند ما شاهد تلاش‌ها و پیگیری‌های مدیرکل محترم اجتماعی استانداری گیلان جهت جبران این ضعف‌ها بودیم که البته در نهایت به نتیجه نرسید؛

 

پیامدهای این خطا: از نگاه ما، حذف یا تضعیف نقش تشکل‌ها در این اجلاس سه پیامد مستقیم دارد:

 

در سطح داخلی: موجب فاصله بیش‌تر میان نهاد دولتی و جامعه مدنی می‌شود، در حالی که بحران‌های محیط‌زیستی شمال کشور بیش از هر زمان دیگر نیازمند مشارکت اجتماعی هستند.

 

در سطح منطقه‌ای: ایران، که تنها کشور خزری دارای ظرفیت واقعی تشکل‌هاست، عملا یکی از مؤثرترین ابزارهای دیپلماسی محیط‌زیستی خود را غیرفعال نشان داد.

 

در سطح نهادی: وقتی تشکل‌های تخصصی کنار گذاشته می‌شوند، فضای تصمیم‌سازی به‌جای کارشناسان مستقل، در اختیار افراد کم‌تجربه یا دارای انگیزه‌های غیرحرفه‌ای قرار می‌گیرد.

 

این پیامدها نه‌تنها بر محیط‌ زیست شمال کشور، بلکه بر برداشت منطقه‌ای از توان ایران در مدیریت مسائل مشترک اثر می‌گذارد.

 

مطالبه ما روشن است:

بازگشت به عقلانیت در سیاست‌ها و رویکردهای محیط‌زیستی کاسپین (خزر)؛ ما سه شبکه تشکل‌های مردم‌نهاد، از وزارت امور خارجه، استانداری‌های سه استان شمالی و ادارات کل حفاظت محیط‌ زیست سه استان و به‌ویژه استان میزبان، درخواست می‌کنیم:

توضیح رسمی درباره علت حذف تشکل‌ها از این اجلاس ارائه دهند؛

مشارکت سازمان‌یافته تشکل‌ها در تمام نشست‌های منطقه‌ای و بین‌المللی مرتبط با دریای کاسپین (خزر) به‌عنوان “بازیگر رسمی” و نه “میهمان تشریفاتی” به رسمیت شناخته شود؛

ایجاد مکانیسم رسمی و دائمی برای مشارکت تشکل‌ها در تمام نشست‌ها و تصمیم‌گیری‌های مرتبط با دریای کاسپین (خزر) و حوزه شمال کشور؛

الزام به شفافیت در گزینش افراد و نهادهای دعوت‌شونده در اجلاس‌های مشابه.

 

ما اعلام می‌کنیم که در مسیر حفاظت از دریای کاسپین و طبیعت شمال کشور، نه عقب‌نشینی خواهیم کرد و نه اجازه می‌دهیم تصمیمات پشت درهای بسته، آینده این سرزمین را تحت‌تاثیر منفی قرار دهد.

 

این بیانیه تلاشی است برای حفظ فرصت‌های کشور؛ فرصتی که اگر امروز به دلیل سهل‌انگاری و ناآگاهی هدر رود، فردا قابل جبران نیست.

 

ما باور داریم که آینده دریای کاسپین تنها با همکاری دولت‌ها ساخته نمی‌شود؛ بلکه با مشارکت واقعی مردم، دانشگاهیان، متخصصان و تشکل‌های مستقل شکل می‌گیرد و اتفاقا دولت‌ها با بسترسازی چنین مشارکتی، کیفیت تدبیر امور و اراده خود را برای حل مسائل و موفقیت و اثربخشی ابتکارات و اقدامات، نشان می‌دهند؛

تا زمانی که ایران صاحب جامعه مدنی فعال، متخصص و آگاه در حوزه محیط‌ زیست است، چشم‌پوشی از این ظرفیت یک خطای راهبردی است که هیچ توجیهی ندارد.

 

این بیانیه پایان می‌گیرد، اما مسؤولیت ما تمام نمی‌شود. ما ایستاده‌ایم، با دانش، با تجربه و با تعهد به حال و آینده دریای کاسپین و حال و آینده ایران عزیزمان.

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.