یلدای امسال هم دامن ستاره بارانش را جمع کرد و رفت. حالا سفرههای ساده یا رنگین یلدا شب مردم جمع شده است؛ اما طنین غزلهایی که پس از تفال به دیوان حافظ زمزمه کردیم، هنوز با ماست و البته که این شعرخوانی و قصهگویی در جمعهای فامیل و دوستان، همان قسمت بسیار دلپذیر از شبهای یلدای ایرانیان است.
قسمتی که متاسفانه به اندازه اهمیتش قدر نمیبیند. لابد شما هم دیدهاید که در سالهای اخیر موضوع فراهم آوردن خوراکیهای شب یلدا و پوشاک و هدایای یلدایی تا چه میزان در شبکههای اجتماعی نگاهها را متوجه خود میسازد، ولی متاسفانه توجه به روح لطیف این شب و جریان دلنشین اشعار و داستانها، چنان که باید مورد توجه قرار نمیگیرد و اما این همان سهلانگاری ما در قبال بزرگان عرصه ادب و هنر و علم و آثار ایشان است که نیازمند تمهید و توجه ویژه است.
هر چند امسال صدا پای یلدا در آخرین روزهای پاییز مقارن با نصب سردیس جناب حافظ شیرازی در میدان دفاع مقدس رشت بود، ولی واقعیت این است که سالهاست غبار مهجوری بر نام و یاد بسیاری از مفاخر فرهنگ و هنر و دانش این سرزمین نشسته است.
وقتی با نوجوانان و جوانان به گفتوگو مینشینیم، کم نیست تعداد آنانی که اطلاع چندانی از مفاخر کشور، استان یا شهر خویش ندارند و گاه متاسفانه حتی نام آنان برایشان ناآشناست. بیشک این بیگانگی با بزرگان اندیشه در واقع به نوعی از خود بیگانگی بهشمار میآید و آسیبی جدی بر هویت و پرورش نسلهای امروز و فردا و ساختار فرهنگی، علمی و اجتماعی جامعه وارد میآورد.
تردیدی وجود ندارد که دانشمندان، ادیبان، هنرمندان هر سرزمین و آثار آنان، بخشی بسیار مهم از سرمایههای آن مملکت بهشمار میآیند. سرمایهای که موجب سربلندی افراد یک جامعه و همچنین روشنای مسیر بالندگی و پویایی آنهاست. از سوی دیگر گرامیداشت یاد مفاخر، میتواند برای کودکان و نوجوانان شوقبرانگیز باشد تا در مسیر علم و فرهنگ پیش بروند.
توجه به مفاخر یک سرزمین، امری است که باید از ابعاد مختلف به آن پرداخت. در واقع آشنایی با بزرگان میبایست از خانهها آغاز شود. والدین آگاه در آشنایی فرزندانشان با هویت جمعی و میراث سرزمینشان کوشا هستند و این مهم پس از ورود کودکان به محیطهای آموزشی بر عهده آموزش و پرورش است.
تنظیم بهینه مفاد درسی و بذل توجه ویژه معلمان به این امر از جمله راهکارهای پدید آوردن پیوند بین نسل جوان و مفاخر کهن و معاصر است و البته که روایت مسیری که تمدن ایران زمین پیموده است، نیازمند نگاهی گسترده است.
بدین معنا که شایسته است تا طنین نام و یاد بزرگان در شریانهای جامعه جاری باشد و این میتواند دربرگیرنده مواردی چون نامگذاری اماکن و فضاهایی نظیر مدارس، دانشگاهها، خیابانها، پارکها، نصب تندیسها، دیوارنویسیها، تهیه محتوای مناسب درباره آنها و دسترسی آسان به آثار ایشان باشد.
در این میان از یاد نباید برد؛ بسیاری از بزرگان ایران زمین در سطح جهان شناخته شدهاند و مایه عزت و آبروی سرزمینمان هستند و چه بسا کشورهای همسایه بیش از ما از این موهبت بهرهمند میشوند و بعضا برخی افتخارات در عرصه میراثفرهنگی را به خود منتسب میدانند و البته که چنین اتفاقاتی بهدنبال بیتوجهی و سهلانگاری متولیان فرهنگی کشور نسبت به داشتههای این سرزمین رخ میدهد.
در پایان باید گفت، اهمال در مورد مفاخر و آثارشان که در حفظ ریشهها، هویت و ساختار فرهنگی و اجتماعی یک ملت نقشی بهسزا دارد، تبعات جبرانناپذیری به دنبال دارد که فردا برای چارهاندیشی و جبران آن بسیار دیر است.