به بهانه‌ 21 فوریه، روز جهانی زبان مادری؛

زبانِ خانه، آخرین پناهگاه حافظه‌ی جمعی

0 ۸

کافی است یک واژه‌ی قدیمی به گوش‌مان بخورد، همان واژه‌ای که در کودکی، در حیاط خانه یا کنار سفره‌ی شام شنیده‌ایم. ناگهان زمان عقب می‌رود. تصویرها برمی‌گردند، بوی غذا، صدای خنده، نگرانی‌های کوچک و صدها خاطره‌ی کوچک و بزرگ زنده می‌شود. ما نخستین بار جهان را با زبان خانه شناختیم. با همان واژه‌هایی که شاید بعدها در مدرسه یا رسانه‌ها کمتر شنیدیم، اما در گوشه‌ای از ذهن‌مان باقی ماند.

 

زبان مادری تنها مجموعه‌ای از کلمات نیست؛ جایی است که خاطره‌ها در آن نفس می‌کشند.  زبانی که در آن، درد بی‌واسطه‌تر گفته می‌شود و شادی طبیعی‌تر می‌خندد.

 

۲۱ فوریه، روزی است که در تقویم جهانی با نام «روز جهانی زبان مادری» شناخته می‌شود؛ مناسبتی که از سوی یونسکو برای پاسداشت تنوع زبانی ثبت شده است. اما پیش از آن‌که یک مناسبت رسمی باشد، یادآوری یک مسؤولیت شخصی است: این‌که با زبان مادری‌مان چه کرده‌ایم؟ آیا هنوز در آن نفس می‌کشیم یا آن را به حاشیه رانده‌ایم؟ زبان مادری، فقط میراث گذشته نیست بلکه پلی است میان نسل‌ها. اگر این پل ترک بردارد، گفت‌وگو دشوار می‌شود. شاید به همین دلیل است که هر بار واژه‌ای قدیمی می‌شنویم، حس می‌کنیم بخشی از خودمان را دوباره پیدا کرده‌ایم.

 

زبان، نخستین جهان‌بینی ماست. کودک با آن جهان را نام‌گذاری می‌کند، اشیا را می‌شناسد، ترس و شادی را تعریف و جای خود را در جمع پیدا می‌کند. واژه‌های مادرانه، نخستین پل‌های میان فرد و جامعه‌اند. هر واژه، حامل لایه‌ای از تجربه‌ی تاریخی است، ردپای نسل‌هایی که زیسته‌اند، رنج برده‌اند، عشق ورزیده‌اند و روایت کرده‌اند.

 

وقتی از زبان مادری سخن می‌گوییم، در واقع از حق روایت سخن می‌گوییم. هر جامعه‌ای که زبان‌های متنوع دارد، در حقیقت چندین شیوه‌ی دیدن جهان را در خود جای داده است. تنوع زبانی، تنوع زاویه‌ی نگاه است. حذف یا تضعیف یک زبان، تنها حذف واژه‌ها نیست؛ کاستن از ظرفیت فهم جهان است.

 

در بسیاری از جوامع، زبان‌های محلی یا قومی در معرض فرسایش‌اند. نه با تصمیمی ناگهانی، بلکه به‌تدریج و در سکوت. تغییر الگوهای آموزشی، مهاجرت، رسانه‌های یک‌سویه و تمرکزگرایی فرهنگی، سبب می‌شوند، نسل جدید کمتر به زبان مادری خود سخن بگوید. گاه خانواده‌ها نیز به تصور موفقیت بیشتر فرزندان، آگاهانه از انتقال زبان مادری صرف‌نظر می‌کنند. این‌جاست که گسستی آرام اما عمیق شکل می‌گیرد: گسست میان نسل‌ها.

 

مساله، تقابل زبان‌ها با یکدیگر نیست. هیچ زبان ملی یا رسمی در تقابل با زبان مادری قرار نمی‌گیرد. مساله، امکان هم‌زیستی است. تجربه‌ی کشورهای گوناگون نشان داده است که چندزبانگی نه تهدید، بلکه سرمایه است. پژوهش‌های آموزشی نیز تاکید دارند کودکانی که در سال‌های نخست، به زبان مادری آموزش می‌بینند، در یادگیری زبان رسمی و مهارت‌های دیگر نیز موفق‌تر عمل می‌کنند. احترام به زبان مادری، در نهایت به تقویت سرمایه‌ی انسانی می‌انجامد.

 

در ایران، با پیشینه‌ای چندزبانه و چندفرهنگی، زبان‌های گوناگون بخشی از بافت تاریخی این سرزمین‌اند؛ از گیلکی و ترکی و کردی گرفته تا لری و بلوچی و مانند آن. هر یک از این زبان‌ها، ادبیات شفاهی، مثل‌ها، لالایی‌ها و روایت‌های خاص خود را دارند. در بسیاری از این زبان‌ها، مفاهیمی وجود دارد که ترجمه‌پذیر نیست؛ واژه‌هایی که تنها در متن همان زیست‌بوم معنا می‌یابند. با از دست رفتن این واژه‌ها، بخشی از تجربه‌ی زیسته نیز خاموش می‌شود.

 

روز جهانی زبان مادری، فرصتی برای بازاندیشی است: آیا ما به زبان خانه‌مان گوش می‌دهیم؟ آیا در رسانه‌ها، آموزش و تولید فرهنگی، برای این تنوع، جایگاهی قائل هستیم؟ آیا زبان مادری را به‌عنوان بخشی از سرمایه‌ی فرهنگی به رسمیت می‌شناسیم؟

 

حفاظت از زبان مادری الزاما به معنای سیاست‌گذاری‌های پرهزینه نیست. گاه از ساده‌ترین جاها آغاز می‌شود: ثبت و مستندسازی ادبیات شفاهی، حمایت از تولیدات فرهنگی بومی، انتشار کتاب و محتوای دیجیتال به زبان‌های محلی و مهم‌تر از همه، تشویق خانواده‌ها به گفت‌وگو با فرزندان به زبان خانه. چرا که زبان با صحبت کردن زنده می‌ماند، نه با آرشیو شدن.

 

در جهان امروز که سرعت ارتباطات، مرزها را کم‌رنگ کرده، خطر یکنواختی فرهنگی بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود. شبکه‌های اجتماعی، گرچه فرصت بیان فراهم کرده‌اند، اما هم‌زمان نوعی زبان معیار جهانی فشرده و کوتاه نیز ایجاد کرده‌اند که بسیاری از ظرافت‌های زبانی را حذف می‌کند. در چنین فضایی، پاسداشت زبان مادری به معنای مقاومت در برابر هم‌شکل شدن کامل است.

 

۲۱ فوریه یادآوری می‌کند که زبان مادری، تنها میراث گذشته نیست؛ مسؤولیتی برای آینده است. هر نسلی که واژه‌ای را به نسل بعد منتقل می‌کند، در حقیقت چراغی را روشن نگه می‌دارد. اگر این چراغ خاموش شود، باز روشن کردنش ساده نخواهد بود.

 

زبان مادری، حافظه زنده یک ملت است؛ ۲۱ فوریه، دعوتی است به این یادآوری ساده اما عمیق: زبان خانه را پاس بداریم، پیش از آن‌که تنها در خاطره‌ها باقی بماند.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.