آرشیو
*نامها و یادها
شمسالعماره چه بود و چه شد؟
در میان مجموعه عکسهای به تازگی منتشر شده و جنجالی در فضای مجازی از آلبومهای قاجاریِ آرشیو کاخ گلستان، تصاویری نیز از گیلانِ عهد قاجار به دیده میآید. چندتایی عکس هم مربوط به بندر…
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...
بانوی هنرهای تجسمی ایران
در تاریخ معاصرهنر ایران، زنان پرتلاشی حضور دارند که نقش پررنگی در رشد و اشاعهی هنر نوین داشتهاند. یکی از آن زنان، «معصومه سیحون» است که محکم و ایستا، در راستای آفرینش اثر هنری و…
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...
طبیبِ درد و مرهم روح
«صدرا روحانی» یا به عبارت بهتر «دکتر سیّدصدرا روحانی رانکوهی» حداقل در میان شهروندان شهر لاهیجان و مردمان این شهرستان یعنی از گالشهای کوهپایهنشین مناطق ارتفاعی البرز تا ساحلنشینان…
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...
مردی که سکوت را از دنیای کودکان ناشنوا پاک کرد
تاریخ پر است از مردان و زنانی که آرمانشان ساختن و زیستن در دنیایی بهتر و زیباتر بوده است. کسانی با حضور پررنگ و اقدامات ارزشمندشان بر زندگی سایر انسانها تاثیرگذار شدهاند. یکی از این…
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...
کوچی ماما ناجی کودکان شرق گیلان میشود
او اولین دختر از خاندان صوفی بود که برای ادامهی تحصیل وارد دانشگاه شد. پروانه پس از اخذ دیپلم متوسطه و شرکت در کنکور در رشتهی مامایی دانشگاه تبریز پذیرفته شد. او میگوید: «تمام طائفه…
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...
او شبیه حرفهایش بود
نوشتن از دکتر منوچهر ستوده همیشه برایم سخت است و کار او نیز بدون شک از تعارفات گذشته و دیگر دم آن نیست که قلم به دست گرفته و برایش واژه ردیف کنم و مثلا بنویسم «وز شمار دوچشم یک تن کم» و…
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...
نسخۀ خانگی تاریخ انزلی
او از میان کمال زندگی یا کمال اثر، تکلیفش روشن بود. او خوب میدانست در چه شهری زندگی میکند. شهری که دروازۀ اروپا و کانون نوگرایی و روشنی فکر و محل ورود کالاها و افکار تازه و نو بود.…
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...
سرگذشت عفت؛ یادهایی که هنوز با من است
سال ۶۶ که دانشجوی ترم اول عکاسی در تهران بودم، هم اتاقی داشتم به نام عفت که مشهدی بود. عفت درسش را به خاطر پسری که دوستش داشت بیشتر طول داده بود تا بیشتر تهران بماند شهری پر از…
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...
قلب هایی که یکی پس از دیگری ایستادند
مرگ پایان راه نیست، اما با این حال حکایت ما آدمها، همیشه وداع بوده و هست. هرساله در آستانهی سال نو و به گوش رسیدن صدای پای بهار، به رسم ادب نیاکان این سرزمین، یاد و خاطرهی…
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...
دردمندی که بالاخره آرام گرفت
آشنایی من با «سیدحسین ضیابری»، زمانی بود که در سال 1379 در هفته نامه طلوع شهر قزوین، نخستین گامهای قلمی خود را تجربه میکردم. در یکی از شماره ها، نام و تصویر ایمان ضیابری، بعنوان…
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب ...