سوژۀ برنامهدار وذهنیت جهانوند
اولین باری که در مقابلم ایستاد و به رویکرد تحمیلی من که اقتدار و حق مادرانه میدانستمش اعتراض کرد، نُه ساله بود. پر غرور و با افتخار پیشانیاش را بوسیدم وگفتم: حق با توست، لباس توست و خودت باید انتخاب کنی. نه این که گذراندن چند واحد درسی روانشناسی رشد و روانشناسی عمومی در دوران دانشجویی از من مادر روشنفکر و آگاهی ساخته باشد، چنان جدیتی در نگاهش و چنان منطقی در کلامش بود که راهی جز پذیرفتن پیش پایم نمیگذاشت؛ و این شروع فصل جدیدی از تجربههای مادری من بود. همۀ پدرها و مادرها در جریان رشد فرزندانشان یک جا و یک زمان متوجه…