یک کتاب، یک فیلم

پناهجویان ارامنه باکو به گیلان، ماجرای یک دوستی صد ساله

1 338

روزهای بهاری سال ۱۲۹۴ شمسی، هنگامی که ارمنی‌های مقیم شهرهای مختلف ترکیه دردولت عثمانی با همزیستی دیرینه کنار دیگر هموطنان ترک مسلمان به زندگی معمولی خود مشغول بودند، همزمان با وقوع جنگ جهانی اول، سه تن ازحاکمان اصلی عثمانی(ترکیه)، طلعت پاشا وزیراعظم، انور پاشا وزیر جنگ و جمال پاشا فرمانده نیروی دریایی تصمیم گرفتند نزدیک دو میلیون نفر از ارمنی‌های مقیم عثمانی را به عنوان عناصر خطرناک خارجی و شریک در توطئه دشمن مسیحی تزاری به مناطق دیگر از جمله ایران وروسیه و لبنان و سوریه منتقل کنند. اجرای این تصمیم خطرناک با زور و ضرب و شتم و کشت و کشتار وسیع و تجاوز و آوارگی صدها هزار نفر ارمنی از سال ۱۲۹۴ شمسی شروع شد. دقیقا همان زمان که نهضت جنگل در صفحات گیلان شکل می‌گرفت .

این حادثه دهشتناک که به مدت دو سال تا ۱۲۹۶ خورشیدی به طول انجامید، موجب مهاجرت بخش زیادی از ارمنی‌ها به مناطق اطراف ترکیه فعلی، از جمله باکو شد.

از راست به چپ جمال پاشا فرمانده ارتش – انور پاشا وزیر جنگ – طلعت پاشا وزیر اعظم

 مناطق اطراف باکو در قره مار طی روزهای آخرخرداد ماه سال ۱۲۹۷ با تهاجم عثمانی برای کشتار بقیه ارمنی‌ها مواجه بود. جنگ سختی بین اهالی منطقه و روستاهای اطراف باکو با عثمانی‌ها انجام گرفت. ضد حمله عثمانی‌ها نهایتا خطوط دفاعی ارمنی‌ها را شکست و آنان به ناچار تا باکو عقب نشینی کردند. تا اوایل شهریورماه همان سال عثمانی‌ها تمام مناطق نفت خیز اطراف باکو را اشغال کرده و راه خشکی باکو را قطع و مردم محاصره شده فقط ازراه دریای خزربه دیگرمناطق جهان ارتباط داشتند.

ژنرال بیچراخف که قبلا با کمک انگلیسی‌ها با سرکوب سربازان نهضت جنگل ازمنجیل گذشته وخود را به باکو رسانده، تا با عثمانی‌ها مقابله کند، نتوانست حتی با کمک سربازان انگلیسی در مقابل عثمانی‌ها دوام بیاورد و ناچار به عقب نشینی و شکست شد. شکست بیچراخف و سربازانش، عثمانی‌ها را جری‌تر کرده و در یک قدمی کشتار بزرگ دیگری بودند.

از صبح روز جمعه ۲۱ شهریور ماه ۱۲۹۷ ترک‌های عثمانی‌ها با کمک ترکهای منطقه و گروه اکراد دیگر، با تدارک حمله‌ای به سمت باکو قصد آن را داشتند که کار یکصد و بیست هزارنفرازجمعیت ارمنی محاصره شده در باکو را یکسره کرده و آنان را با کشتار دسته جمعی نابود کنند.

جنگ و درگیری تا اوایل روز شنبه ۲۲ شهریور ادامه پیدا کرد. دفاع از شهر باکو در مقابل مهاجمان عثمانی بشدت ادامه داشت. ولی وضع، در ساعت دو بعد از ظهر شنبه بشدت بحرانی شد.

ژنرال بیچراخف که قبلا با کمک انگلیسی‌ها با سرکوب سربازان نهضت جنگل ازمنجیل گذشته وخود را به باکو رسانده، تا با عثمانی‌ها مقابله کند، نتوانست حتی با کمک سربازان انگلیسی در مقابل عثمانی‌ها دوام بیاورد و ناچار به عقب نشینی و شکست شد. شکست بیچراخف و سربازانش، عثمانی‌ها را جری‌تر کرده و در یک قدمی کشتار بزرگ دیگری بودند.

پنجاه هزار نفر از جمعیت یکصد و بیست هزار نفری ارمنیان آن روزهای باکو، مرد و زن و کودک، بقچه بغل، هراسان به طرف دریا و بندرگاه باکوسرازیر شده ومی‌خواستند با هر وسیله شناوری خود را از دام مرگ نجات بدهند.

هفتاد هزار نفر دیگر ازارامنه که در بندرگاه یا مناطق خود از جمله شماخی، گئوک چای، وان به امید رحم عثمانی‌ها ماندند، دچار کشتار وسیعی شدند.

۴۰ فروند کشتی بخار در بندرگاه باکو به مردم آواره اختصاص یافته و مردم می‌بایست تا صبح فردا، قبل از روشنایی هوا بندررا ترک می‌کردند، وگرنه بمباران شدید بندر شروع می‌شد. ۲۰ فروند دیگر از کشتی‌های بخار برای حمل سربازان انگلیسی و روسی اختصاص یافت.

 از ساعت ده شب در تاریکی و وحشت حاکم، دستور سوار شدن به کشتی‌ها توسط انگلیسی‌ها صادر شد. هجوم مردم به سمت کشتی‌ها در تاریکی شب، باعث شد عده‌ای زیر دست و پا له شده و بخشی از کودکان به دریا پرتاپ شوند. صدای همهمه مردم بلند شده بود، مسافران همدیگر را گم می‌کردند. زنان و کودکانی در بندر یا در کشتی همراهان خود را گم کرده و تنها وغمگین از وضعیت خود ناله می‌کردند. لحظات تراژیک و بسیار سخت و کشنده‌ای برای آنان در جریان بود.

ساعت شش صبح یکشنبه ۲۳ شهریور ۱۲۹۷ کشتی‌های حامل آوارگان ارمنی، بندر باکو را به سمت بندر انزلی در ایران و بندر پتروفسک (ماخاچ کالا) ترک کردند.

دوازده کشتی بزرگ با سی هزار نفر ازارمنی‌های آواره، خسته و گرسنه در عرشه کشتی با سکوتی مرگباربسوی سرنوشتی نامعلوم در دریا می‌راندند. صبح دوشنبه ۲۴ شهریورماه در سپیده دم صبحگاهی، مسافران کشتی که از فرط خستگی، در خواب و بیداری بودند، با صدای انفجار توپخانه و شلیک چند گلوله توپ از بندرانزلی به سوی کشتی آنان، وحشت زده از خواب بیدار شدند. گلوله‌ها دراطراف کشتی در دریا منفجر شده ولی به کشتی‌ها آسیب نرسید، کشتی‌ها از حرکت بازمانده وبه ناچار متوقف شدند.

چند نفر از نمایندگان آوارگان ارمنی، با قایق خود را به بندر رسانده و با فرماندهان انگلیسی که بندر انزلی را در اختیار داشتند مذاکره کرده و نهایتا موافقت آنان را برای پیاده شدن ده هزارنفرازمسافرین فقط چهارکشتی، در غازیان گرفتند .

تا غروب دوشنبه روزهای آخر شهریور ماه، ده هزار نفر ارمنی آواره پس از خلع سلاح در میادین شهر غازیان زیر آسمان کبود بیتوته کردند.

مسافران بقیه کشتی‌ها هشت روز تمام درعرشه کشتی با گرسنگی و گرما و بیماری سرگردان شده و بناچار به علت عدم موافقت انگلیسی‌ها برای پیاده شدن مسافران آنان در انزلی، به طرف بندر پتروفسک هدایت شدند.

کتاب حاوی ماجراهایی است، که همت بلند، مردمان ارمنی رشت و انزلی، را در رسیدگی تشکیلاتی و منظم و دقیق و برادرانه به همنوعان رنجدیده خود می‌رساند. این همکاری و کمکها در زمانی بود که مبارزات میرزا کوچک خان جنگلی نیز برپا بوده وعلیرغم نیازهای مبرم به آذوقه و ملزومات برای مبارزان جنگل، به دستور میرزا همه نوع همکاری برای اسکان حدود بیست هزار نفر آواره در شهری با جمعیت کمتر از یکصد هزار نفری ان دوران رشت صورت گرفت.

برخی از کشتی‌ها هم بطرف حسن کیاده(کیاشهر) رفته و در آن بندر با کمک و حمایت میرزا کوچک خان پذیرش شدند و توانستند درساحل پیاده و بسوی رشت حرکت کنند. میرزا کوچک خان با رعایت رسم میهان نوازی، ازهیچ گونه محبت به آنان دریغ ننموده و طی دستوراتی که به عوامل خود داد، تلاش نمود از آوارگان، حفاظت و مراقبت کنند تا به رشت برسند.

 هیأت امنای آوارگان در رشت

از دوشنبه دهم شهریور ماه سال ۱۲۹۷ خورشیدی،با اطلاعاتی که از طریق قونسولگری روسیه در رشت، به مردم و ارمنی‌های بومی رشت رسیده بود، در جریان آمدن این میهمانان رنجدیده بودند. لذا بسرعت کمیته هفت نفره‌ای تحت عنوان هیأت امنای آوارگان تشکیل وبا جلب کمکهای محلی و خارجی آماده میزبانی می‌شدند.

ازاینجا به بعد ماجرای رسیدگی به آوراگان دررشت و انزلی و گزارش چگونگی اسکان وآشپزخانه و تغذیه و رسیدگی به امور بهداشتی، درمانی، بیمارستانی و ایمنی، انتظامات، حل اختلاف وکارگشایی، دادن وام و خرید و تبدیل پول و جواهرات آوارگان، ایتام، فوت شدگان، در گزارشی توسط احدی از گروه حسابرسی هیأت امنا بنام مگردیچ درساهاکیان به دقت تمام تالیف شده ودر سال ۱۲۹۸ در باکو به تعداد هزار نسخه چاپ و متأسفانه بخاطر درگیری‌های محلی فقط چند نسخه از آن منتشر شد. یکی از این کتابها با تلاش پژوهشی دو تن از نویسندگان گیلانی ترجمه و تالیف شده و بشکل زیر منتشر گردید.

کتاب پناهندگی ارامنه باکو به گیلان

این کتاب اثری پژوهشی به همت مهندس روبرت واهانیان، این رشتی ابرارقدیمی ارمنی و مسعود حقانی، به ثمر نشسته و توسط نشر ایلیا در ۱۰۹ صفحه، در همین بهار ۱۴۰۰ منتشر شده و روانه بازار کتاب برای مطالعه علاقمندان شده است.

نویسندگان در این اثر مهم به آنچه در مورد آورگان ارمنی در رشت و انزلی گذشت می‌پردازند. در کتاب آمده است ” در روز سه شنبه ششم آبانماه همان سال ۱۲۹۷، بخشی از آوارگان پتروفسک نیز مجددا به رشت و انزلی وارد شده و اسکان داده شدند”

کتاب حاوی ماجراهایی است، که همت بلند، مردمان ارمنی رشت و انزلی، را در رسیدگی تشکیلاتی و منظم و دقیق و برادرانه به همنوعان رنجدیده خود می‌رساند. این همکاری و کمکها در زمانی بود که مبارزات میرزا کوچک خان جنگلی نیز برپا بوده وعلیرغم نیازهای مبرم به آذوقه و ملزومات برای مبارزان جنگل، به دستور میرزا همه نوع همکاری برای اسکان حدود بیست هزار نفر آواره در شهری با جمعیت کمتر از یکصد هزار نفری ان دوران رشت صورت گرفت.

مردم رشت اعم از ارمنی و مسلمان، که میزبان این آوارگان بودند، نمی‌دانستند کمتر از دوسال دیگر، خود نیز دچارچه آوارگی در کوه‌ها و بیابانهای اطراف قزوین و تهران و گرسنگی و بیماری و مرگ بدتر از آوارگی ارمنی‌ها نمی‌شدند.

 کتاب با درج جداول درآمد وهزینه، گزارش دقیقی در مورد محل و مقدار کمکهای اخذ شده و موارد مصرف ان به ریزرا دارد. نمادی از شفافیت مالی در یکصد و سه سال پیش.

هوشمندی اعضای هیأت امنای آوارگان ارمنی، در سر و سامان دادن به اموات و تهیه لیست دقیق نام و سن و محل تولد و مرگ و مشخصات مدفن آنان برای پیگیری‌های نسل‌های بعد، که در کتاب” پناهندگی ارامنه باکو به گیلان” آمده است، ستودنی است .

اقامت برادران ارمنی رانده شده از وطن، به مدت تقریبا شش ماه، تا فروردین ماه سال ۱۲۹۸ بطول انجامید. بعد از آن، آوارگان ارمنی، آرام آرام به محل زندگی قبلی خود در مناطق شمالی، قره باغ، گنجه، وان و دیگر بخشهای کشور آذربایجان امروز مراجعت کردند.

 The promise فیلم سینمایی قول

فیلم سینمایی قول محصول مشترک امریکا و اسپانیا در ۲۰۱۶ به کارگردانی تری جورج، با بازی اسکار ایزاک، کریستین بل، شارلوت ل بن و شهره آغداشلو، داستان چگونگی شروع آوارگی ارامنه در سال ۱۹۱۴ (۱۲۹۳) توسط حکومت عثمانی است. فیلم حاوی صحنه‌های دلخراش، سرکوب و کشتار و آوارگی ارامنه و ادامه ماجرای مهاجرت آنان به شکلی دراماتیک و دیدنی است .

 سرنوشت قاتلان

شش سال پس از آغاز سرکوب و کشتار ارمنیان توسط دولت عثمانی، در بین سالهای ۱۹۲۰ تا ۱۹۲۲ میلادی، فدراسیون انقلابی ارامنه، دست کم هفت نفر از افراد عالی رتبه دولت عثمانی را ترور کردند. درمیان کشته شدگان طلعت پاشا وزیر اعظم و جمال پاشا فرمانده بخشی از ارتش سرکوبگر عثمانی نیز بودند.

1 نظر
  1. حاتم منفرد می گوید

    تصویر کشتی حامل پناهندگان ارمنی اشتباه است

    این تصویر مربوط به ورود پناهندگان لهستانی به بندر.انزلی است

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.