ابهام های روابط حقوقی ـ اقتصادی روز رشت؛

خواهران غریب

0 ۲۱

تعیین روزی بنام یک شهر در تقویم ایران در تعریف ساده، نام‌گذاری آن روز با تاکید بر ویژگی‌های خاص آن شهر در کشور است. روزی که احساس تعلق و ارزشمندی هویت بومی و محلی بیش از همیشه برای شهروندان آن نمود پیدا می‌کند.

 

در عین حال تعیین یک روز خاص در تقویم ملی، می‌تواند فرصتی برای ارایه و نمایش توانمندی‌های اقتصادی، فرهنگی و گردشگری برای آن شهر باشد. البته اگر مدیران شهری‌ آن شهر از این ظرفیت بالقوه در راستای توسعه پایدار به درستی و هوشمندی استفاده کنند.

 

یکی از این ظرفیت‌ها قوانین خواهرخواندگی بین شهرهاست. خواهرانی که به مرور زمان از همدیگر دور شده و به خواهران غریب تبدیل شده اند. چندانکه هیچ نشان و ردی از آن روابط رویایی باقی نمانده است.

 

رشت نیز طی سال های اخیر با ۹ شهر جهان (مسکو ـ روسیه، ترکیه ـ ترابوزان، گرجستان -کوتائیسی، روسیه- قازان، تاجیکستان -غرم، پاکستان- مولتان، آستارا- ایران، روسیه-آستاراخان، آلمان- شوئبیش هال) پیمان خواهر خواندگی امضا کرده است تا زیر سایه تشابهات فرهنگی، اجتماعی و منافع مشترک روابط خود را در زمینه‌های گردشگری، اقتصادی، تجاری و ورزشی افزایش دهد.

 

حال ۱۲ سال از تعیین روز رشت در روز ۱۲ دی در تقویم شمسی می‌گذرد و در تمام این سال‌ها مدیریت ادوار مختلف رشت برای نکوداشت این روز تنها به برگزاری همایش‌های محلی در حوزه خوراک (شهر خلاق خوراک)، پاسداشت مفاخر فرهنگی و راه اندازی نمایشگاه‌های سایر شهرها در پیاده راه مرکزی و برخی پارک‌های شهر اکتفا کرده اند، بی‌آنکه کوچکترین بهره برداری و دستاوری از مزیت‌های متنوع خواهرخواندگی با این ۹ شهر جهان برای رشد و توسعه رشت داشته باشند.

 

مزایایی که می‌توانست به شناخت و معرفی بیشتر رشت برای سایر شهرهای جهان و رشد گردشگری و توریسم در این شهر بیانجامد. ایجاد خط ارتباطی با شهر همسان برای تردد شهروندان و ایجاد فرصت‌های تبادل فرهنگی، اقتصادی، آموزشی، محیط‌زیست و گردشگری تجربه‌گرا برای شهروندان شهرهای خواهرخوانده کمترین مطالبه‌ای بود که در این سال ها از رشت و شهروندانش دریغ شده است.

 

کما اینکه خواهرخواندگی رشت با این ۹ شهر، امکان رشد اقتصادی در زمینه‌های زیر را نیز فراهم می‌کرد:

ـ فرصت برای دانشجویان دانشگاه‌های رشت فراهم می‌شد تا در ابعاد علمی و پژوهشی با تشکیل مراکز تحقیقاتی مشترک با دانشجویان آن شهرها تبادل دانش و تکنولوژی داشته باشند.

 

ـ برای فعالان محیط زیست و اجتماعی نیز پروژه‌های تحقیقاتی مشترکی در حوزه‌های محیط‌زیست، تالاب‌ها، رودخانه‌ها، پسماند، کشاورزی و بهداشت عمومی فراهم می‌شد.

 

اما مهمترین نکته ای که در این روز برای رشت و سایر خواهر خوانده‌هایش در جهان از سوی مدیران شهری مغفول واقع شد؛ عدم رایزنی برای ایجاد نمایندگی‌های خوراک بومی چه در رشت و چه در آن شهرها بوده است.

 

عدم بازگشایی شعب رستوران‌های مطرح شهرهای خواهرخوانده در رشت و بالعکس یکی از ظرفیت‌های موجود شهر خلاق خوراک در قالب این طرح بود که با ورود بخش خصوصی به این حوزه، زمینه ایجاد همکاری های مشترک در حوزه خوراک و تبادل فرهنگی غذایی فراهم می‌شد.

 

این اقدام ضمن معرفی خوراک محلی و رستوران‌های مطرح و صاحب نام می‌توانست منجر به افزایش چشم‌گیر مبادلات فرهنگی شهرهای خواهر خوانده با رشت باشد.

 

حال مشخص نیست این روز در تقویم و انعقاد پیمان‌های خواهرخواندگی در سال‌های قبل چه دستاوردی برای رشت داشته است؟ کدام قرارداد اقتصادی با حضور سرمایه گذاران خارجی عاید شهر شده و یا چه جشنواره فرهنگی یا اقتصادی به واسطه این خواهرخواندگی‌ها در روز رشت اجرا و عملیاتی شده است؟ حتی مشخص نیست کدام خوراک محلی توانست از طریق این مزیت، سفیر فرهنگی رشت در میان شهرهای خلاق خوراک جهان باشد؟

 

آیا مدیران شهری رشت با توجه به مکانیزم این روابط و چگونگی آن، هیچ ایده و برنامه‌‎ای داشته‌اند؟ در صورت برقراری چنین روابطی آیا شهر رشت ظرفیت و توانمندی پروژه‌های مشترکی مثلا رشت ـ مسکو  یا در دیگر شهرهای خواهر خوانده داشته است؟ در ساختاری که پروژه‌های شهری رشت با ابهامات و معضلات متعددی مواجه هست آیا می‌توانست تعهدات خود را بموقع در دیگر شهرهای خواهرخوانده اجرا نماید؟

 

بایسته است که مدیران شهری در چنین روزی تاریخی، نه الزاما برای پاسخ این پرسش‌ها که اساسا نسبت به این نوع اقدامات شعاری و تبلیغی بیشتر تامل کنند.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.