در کشورهای پیشرفته، دانشگاه صرفا محل آموزش و تولید مقاله نیست؛ بلکه در کنار دولت و بخش خصوصی، یکی از ارکان تولید دانش، سرمایه انسانی، فناوری و نواوری و حل مشکلات جامعه است. دانشگاه زمانی میتواند چنین نقشی ایفا کند که مسایل واقعی جامعه، صنعت و دستگاههای اجرایی را بشناسد و در حل آنها مشارکت کند.
در یک سال گذشته تاکید استاندار محترم بر استفاده از ظرفیت دانشگاهها، شرکتهای دانشبنیان، اقتصاد دیجیتال، هوش مصنوعی، اقتصاد دریا و نیز استفاده از ظرفیت نخبگان برای توسعه استان، بیتردید اهمیت دارد. اما پرسش اساسی این است: چگونه میتوان این اهداف را از سطح سخن و سیاستگذاری به برنامه و اقدام عملی تبدیل کرد؟
برایند اظهارات جنابعالی در یک سال گذشته را میتوان در چند محور اصلی خلاصه کرد: دانشگاهها باید مسالهمحور شوند؛ ارتباط دانشگاه و صنعت و دستگاههای اجرایی از حالت تشریفاتی خارج شود؛ دانش به محصول و ارزش اقتصادی تبدیل شود؛ پارک علم و فناوری زیرساخت واقعی شرکتها را فراهم کند؛ گیلان در اقتصاد دیجیتال و هوش مصنوعی فعالتر شود؛ از ظرفیت دانشگاهها برای توسعه اقتصاد دریا استفاده شود و نخبگان در تصمیمسازی استان نقش موثرتری داشته باشند.
این اهداف، اهداف درستی هستند؛ اما هدف بدون نقشه راه، تقسیم کار، منابع و شاخص ارزیابی، ممکن است در سطح شعار باقی بماند. برای هر یک از این اهداف باید روشن باشد: مسوول اجرا کدام دستگاه است؟ چه اقدامی باید انجام شود؟ چه منابعی اختصاص مییابد؟ نتیجه در چه بازه زمانی باید حاصل شود؟ و با چه شاخصی میتوان میزان پیشرفت را سنجید؟
فاصله ظرفیت موجود با اهداف پیشرو
ورود جدی گیلان به اقتصاد دیجیتال و هوش مصنوعی، اقدامی ارزشمند است؛ اما اعلام هدف بهتنهایی موجب تحقق آن نمیشود. آمار معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان ریاست جمهوری نشان میدهد که تا اول مهر ۱۴۰۵، گیلان ۱۱۴ شرکت دانشبنیان داشته است؛ شامل ۷۸ شرکت نوپا، ۲۶ شرکت نوآور و ۱۳ شرکت فناور. در همین مقطع، تعداد شرکتهای دانشبنیان در مازندران ۱۷۹، قزوین ۱۸۳ و زنجان ۱۲۴ شرکت بوده است.
این آمار به معنای ناتوانی گیلان نیست؛ بلکه نشان میدهد اگر قرار است استان در حوزههایی مانند اقتصاد دیجیتال، هوش مصنوعی و فناوری جهش کند، زیرساختها و ساز وکارهای حمایتی و اجرایی نیز باید متناسب با این اهداف تقویت شوند.
دانشگاه تنها طرف این معادله نیست
نمیتوان از دانشگاهها، پارک علم و فناوری و شرکتهای دانشبنیان انتظار جهش داشت، اما دستگاههای متولی صنعت، کشاورزی، سرمایهگذاری، حمایت مالی و بازار، هر کدام جداگانه و بدون برنامه مشترک عمل کنند. موضوع فقط دانشگاه نیست؛ دستگاههای اجرایی نیز باید «مسالهطلب» و «مسالهسپار» باشند.
پرسش مشخص این است: در یک سال گذشته، هر دستگاه اجرایی استان برای حل چند مشکل واقعی و مشخص خود به دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی استان مراجعه کرده است؟ ممکن است تفاهمنامههایی امضا شده، جلساتی برگزار و برنامههایی اعلام شده باشد؛ اما حاصل این تعاملات چه بوده است؟
چند معضل واقعی با کمک دانشگاه حل شده؟ چند قرارداد پژوهشی مسالهمحور منعقد شده؟ چه میزان از اعتبارات دستگاهها برای حل چالشهای واقعی با استفاده از ظرفیت دانشگاه هزینه شده است؟ و مهمتر از همه، چه سازوکاری برای ارزیابی عملکرد دستگاههای اجرایی در استفاده از ظرفیت علمی دانشگاهها وجود دارد؟
در اینجا منظور فقط اجرای تکالیف قانونی و اختصاص بخشی از اعتبارات به پژوهش نیست؛ موضوع اصلی این است که خود دستگاه اجرایی تا چه اندازه به استفاده از دانش و ظرفیت دانشگاه برای حل مسایل واقعی استان متعهد است و باور دارد؟
بد نیست عملکرد دستگاههایی مانند جهاد کشاورزی، صنعت، معدن و تجارت، شرکت شهرکهای صنعتی، برق منطقهای، محیط زیست و سایر دستگاهها نیز از همین منظر بررسی شود. ممکن است ضوابط مربوط به اعتبارات پژوهشی اجرا شود، اما پس از رفع تکلیف، استفاده موثری از نتایج پژوهشها صورت نگیرد.
اگر دانشگاه باید مسالهمحور باشد، دستگاه اجرایی نیز باید دریافت مناسبی از معضلات و چالشهای طرح شده داشته باشد و به تنهایی نمیتوان از دانشگاه انتظار حل مسایل استان را داشت، اما مشکلات واقعی دستگاهها در اختیار دانشگاه قرار نگیرد.
یکی از آسیبهای قدیمی در ارتباط میان دانشگاه و دستگاههای اجرایی، تبدیل همکاری به جلسه، بازدید و تفاهمنامه است. تفاهمنامه زمانی ارزشمند است که به مساله مشخص، پروژه مشخص، بودجه مشخص، مسوول مشخص و نتیجه قابل اندازهگیری منجر شود.
معضلات واقعی گیلان، میدان آزمون دانشگاه
گیلان در حوزههایی مانند کشاورزی، صنایع تبدیلی، محیط زیست، پسماند، آب، انرژی، گردشگری، اقتصاد دریا، صنایع غذایی، حملونقل، شهرکهای صنعتی و توسعه فناوری با مباحث متعددی روبهروست. میتوان برای هر یک از این حوزهها، چند مساله اولویتدار و مشخص را تعیین کرد و از دانشگاههای استان خواست برای آنها راهحل ارایه دهند.
چنین ساز وکاری دو نتیجه همزمان خواهد داشت: از یک سو دانشگاه را به سمت حل مسایل واقعی جامعه هدایت میکند و از سوی دیگر، دستگاه اجرایی را از پژوهشهای پراکنده و کماثر به سمت پروژههای نتیجهمحور سوق میدهد.
دانشگاهها نیز مسوولیت دارند
البته این مطالبه یکطرفه نیست. دانشگاههای استان نیز باید سهم خود را بپذیرند. دانشگاه نمیتواند صرفا منتظر بماند که دستگاه اجرایی به سراغ آن بیاید. دانشگاهها باید ظرفیتهای علمی و فناورانه خود را بهصورت شفاف معرفی کنند، مشکلات استان را بشناسند، گروههای بینرشتهای برای حل معضلات تشکیل دهند در کنار تولید مقاله به تولید راهحل توجه کنند و برای نتایج پژوهشهای خود مسیر تجاریسازی و انتقال فناوری تعریف کنند.
بنابراین، مسوولیت توسعه فناوری و حل مشکلات استان، مسوولیتی مشترک است و استانداری، دستگاههای اجرایی، دانشگاهها، پارک علم و فناوری، شرکتهای دانشبنیان و بخش خصوصی باید در یک زنجیره منسجم قرار گیرند.
از شعار به برنامه عملیاتی
اگر قرار است دانشگاههای استان مسالهمحور شوند، باید مشخص شود دستگاههای اجرایی استان سالانه چه تعداد مطالبه مشخص را به دانشگاهها واگذار خواهند کرد. اگر قرار است اقتصاد دریا توسعه یابد، باید معلوم باشد دانشگاهها دقیقا در کدام پروژهها، با چه منابعی و با چه خروجی مشخصی وارد خواهند شد.
اگر قرار است از نخبگان در تصمیمسازی استان استفاده شود، باید سازوکاری مشخص برای مشارکت موثر آنان در فرآیند تصمیمگیری تعریف شود. این همان نقطهای است که میتوان از یک رویکرد شعاری به یک نظام اجرایی قابل سنجش حرکت کرد.
سخن پایانی با استاندار محترم گیلان
آقای دکتر حقشناس؛
گیلان از ظرفیت علمی قابل توجهی برخوردار است؛ اما این ظرفیت زمانی میتواند به حل مسایل استان کمک کند که دانشگاه و دستگاه اجرایی در چارچوب یک برنامه منسجم، با تقسیم کار روشن و مسوولیتپذیری متقابل عمل کنند. انتظار جامعه دانشگاهی از استانداری فقط تاکید بر اهمیت علم، فناوری و دانشگاه نیست؛ بلکه ایجاد ساز وکار عملی برای استفاده از علم و فناوری در حل مسائل واقعی استان است.
پیشنهاد مشخص میتواند این باشد که استانداری، دستگاههای اجرایی استان را مکلف کند مسایل واقعی و اولویتدار خود را احصا کنند و برای حل آنها از ظرفیت دانشگاهها و شرکتهای دانشبنیان استفاده کنند؛ سپس نتیجه این اقدامات نیز بهصورت دورهای گزارش و ارزیابی شود.
اگر قرار است گیلان در اقتصاد دیجیتال، هوش مصنوعی، اقتصاد دریا و دانشگاه مسالهمحور پیش برود، اکنون بیش از هر چیز به برنامه عملیاتی، تقسیم کار روشن، بودجه مشخص، مسوول مشخص و پاسخگویی سنجشپذیر نیاز داریم. گیلان بیش از شعارهای بزرگ، به تبدیل همین شعارها به پروژههای مشخص و قابل ارزیابی نیاز دارد. این همان نقطهای است که دانشگاه را از موضوع سخنرانی به یکی از ارکان واقعی توسعه گیلان تبدیل میکند.
*استاد دانشگاه