به نقل از رادیو رشت- یادداشتی که اخیرا با عنوان ارزیابی عملکرد اصلاحطلبان گیلان در دو سال نخست دولت پزشکیان منتشر شده در ظاهر مجموعهای از پرسشهای اقتصادی، اجتماعی، مدیریتی و محیطزیستی را مطرح میکند. طرح این پرسشها حق رسانه است و هیچ جریان سیاسی نباید خود را از نقد مصون بداند.
مشکل اما از جایی آغاز میشود که صورتمساله بهگونهای تنظیم شود که نتیجه، پیشاپیش در آن مستتر باشد.
مساله اصلی آن یادداشت نه در طرح پرسش بلکه در چارچوبی است که برای پاسخ دادن به آنها انتخاب شده است.
*
دولت مسعود پزشکیان را نمیتوان به معنای دقیق کلمه «دولت اصلاحطلبان» نامید. اصلاحطلبان از پزشکیان حمایت کردند و طبیعی است که درباره مدیران، انتصابات و تصمیماتی که در آنها نقش داشتهاند، مسوولیت سیاسی بپذیرند. اما حمایت انتخاباتی، مالکیت سیاسی دولت نیست.
دولت پزشکیان با عنوان «وفاق ملی» شکل گرفت؛ در شرایطی که کشور با بحرانهای انباشته اقتصادی، اجتماعی و سیاسی روبهرو بود. بنابراین نمیتوان هر تصمیم دولت، هر سیاست کلان کشور و هر بحران دو سال گذشته را محصول اراده اصلاحطلبان دانست.
این همان جایی است که مسوولیت سیاسی با مسوولیت اجرایی و ساختاری خلط میشود.
اصلاحطلبان باید سهم خود را بپذیرند؛ اما قرار نیست مسوولیت دیگران را هم بر دوش بکشند. اگر مدیری با حمایت آنها منصوب شده و عملکرد ضعیفی داشته باید پاسخ دهند. اگر در تصمیمی نقش داشتهاند باید از آن دفاع یا ضعف آن را بپذیرند. اما مسوولیت باید متناسب با اختیار باشد. نمیشود اختیار یک تصمیم را نداشت و هنگام پاسخگویی، مسوول اصلی آن معرفی شد.
دو سال گذشته، دو سال عادی نبود
نویسنده چنان از «دو سال گذشته» سخن میگوید که گویی کشور در شرایط عادی اداره شده است. دولت با بحرانهای اقتصادی، ناترازی انرژی، مشکلات بودجهای، کاهش سرمایهگذاری و دشواریهای تجارت خارجی مواجه بوده و در ادامه نیز تنشهای منطقهای و جنگ، هزینههای سنگینی به کشور تحمیل کرده است.
جنگ فقط موشک و پدافند و میدان نبرد نیست؛ فشار بر ارز، تجارت، سرمایهگذاری، گردشگری، حملونقل، بودجه و زندگی روزمره مردم نیز بخشی از واقعیت جنگ است.
این توضیح به معنای معاف کردن دولت از پاسخگویی نیست؛ برعکس، یعنی نقد باید حرفهایتر شود. دولت باید توضیح دهد در حوزه اختیار خود چه کرده و چه نکرده است. اما منتقد هم باید میان ضعف عملکرد دولت و مشکلاتی که ریشه در سالها و دهههای گذشته یا تصمیمهایی خارج از اختیار دولت دارند، تفاوت بگذارد.
جریان اطلاح طلبی گیلان را با یک یادداشت آبکی نمیتوان محاکمه کرد
پسماند، فاضلاب، تالاب انزلی، بیکاری، سرمایهگذاری، فرسودگی زیرساختها و ضعف مدیریتی، مشکلات واقعی گیلاناند؛ اما هیچکدام محصول یک دولت یا حتی دو سال اخیر نیستند.
اگر دغدغه، نقد ژورنالیستی است، راه روشن است: استاندار را درباره عملکردش، مدیر دستگاه را درباره بودجه و اختیارش و پروژه را درباره اعتبار، پیشرفت و مسوؤول مستقیمش مورد پرسش قرار دهیم.
نقد واقعی، اسم و عدد و سند میخواهد
اگر مدیری ناکارآمد است، نامش را بگوییم. اگر انتصابی اشتباه بوده، مشخص کنیم چه کسی پیشنهاد داده و نتیجه چه بوده است. اگر فسادی رخ داده، مستنداتش را روی میز بگذاریم. اگر پروژهای متوقف مانده، رقم بودجه و میزان پیشرفت آن را منتشر کنیم.
اما اینکه مجموعهای از مشکلات چند دهساله را یکجا روی میز بگذاریم و زیر آن بنویسیم «عملکرد اصلاحطلبان در دو سال»، بیشتر شبیه صورتحساب سیاسی است تا ارزیابی عملکرد.
نقد سیاسی البته حق همه است. اگر کسی معتقد است اصلاحطلبان باید از صحنه سیاسی گیلان کنار بروند، میتواند این مطالبه را صریح مطرح کند. اما اگر یک متن با زبان گزارش و دغدغه عمومی نوشته شود و در نهایت به یک تسویهحساب سیاسی برسد، طبیعی است که درباره زاویه نگاه و هدف آن نیز سوال شود.
مردم حق دارند بدانند چه کسی در کجا و به چه میزان مسوول است. حق دارند عملکرد دولت را نقد کنند و از اصلاحطلبان درباره سهم خود پاسخ بخواهند؛ اما همین حق را درباره دیگر جریانها و نهادهای موثر در تصمیمگیری کشور نیز دارند.
مساله دفاع از دولت نیست؛ مساله دفاع از معیار درست قضاوت است
چون اگر قرار باشد همه مشکلات گذشته، بحرانهای امروز، جنگ، ساختار چندلایه قدرت و ضعفهای مدیریتی در نهایت به یک عبارت تقلیل پیدا کند، «اصلاحطلبان چه کردند؟»، دیگر با ارزیابی عملکرد روبهرو نیستیم؛ با تلاش برای ساختن یک متهم سیاسی روبهرو هستیم.
و شاید سوال اصلی همین باشد: واقعا قرار است کارنامه دو ساله دولت پزشکیان را بررسی کنیم، یا از دو سال پرالتهاب کشور، روایتی برای تسویهحسابهای سیاسی آینده بسازیم؟