به بهانه روز جهانی سالمندان 9 مهر 1402 ( با اشاره به افق¬های پیش رو در گیلان و شهرستان رشت)
سالمندی جمعیت و روندهای جهانی
طرح مساله سالمندی
واقعیت سالخوردگی، تجربهای است که هر شخص با آن روبرو خواهد شد. این مساله به منزله زنگ خطری است که میتواند نظر مسوولان و دستاندرکاران و برنامهریزان اجتماعی و مصلحان جامعه را به خود جلب نماید و از ابعاد مختلف پزشکی، بهداشتی، روانی، اقتصادی، اجتماعی قابل مطالعه و تحقیق است. سالمندی با مسایل و چالش های خاصی همراه است که این چالش ها، کیفیت زندگی سالمندان را تحت تاثیر قرار می دهد و باید برای آن، چاره اندیشی کرد. اصل بقاي سالمندان، نگراني عمده بسياري از خانوادهها در جوامع رو به توسعه است. اين در حالي است كه با به سستي گراييدن عاطفهها و ورود ارزشهاي جديد همراه با كالاهاي مادي جديد به اين جوامع، بسياري از خانوادهها از ايفاي نقش خود به عنوان مراقبتكننده باز ميمانند. مجموعه شرايط پديد آمده باعث بياحترامي به سالمندان، عدم نگراني در خصوص سلامت و بيتوجهي نسبت به نيازهاي روحي آنها شده است. به دنبال تغييرات اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي پديد آمده طي دهههاي اخير و به طور مثال خارج شدن زنان از خانواده جهت ايفاي نقش در بسياري از امور خدماتي خارج از خانه، و همچنين ورود هر چه بيشتر دختران و پسران به مدرسه و نهادهاي آموزشي و شرايطي از اين نوع، سبب شده است تا از سالمندان مراقبتهاي كمتري صورت پذيرد. اين وضعيت، امروزه موجبات نگراني بسياري از پژوهشگران و نظريهپردازان اجتماعي را فراهم آورده است.
از پیامدهای اقتصادی سالخوردگی جمعیت نیز، می توان به برهم خوردن نسبت جمعیت واقع در سن فعالیت و جمعیت خارج از این سنین اشاره کرد، کاهش جمعیت بالقوه فعال، کاهش درآمدهای مالیاتی دولتها، افزایش تعداد مصرفکنندگان و مستمریبگیران، افزایش هزینههای مستمری بازنشستگی، افزایش هزینههای سلامت در سنین پایانی عمر مطرح کرد که این پدیده میتواند فشار مضاعفی بر بودجه عمومی دولت وارد سازد.
در چنين شرايطي، نظامهاي برنامهريزي ميبايد به دنبال طرحها و برنامههاي جايگزين باشند، تا از آن طريق، نيازهاي مختلف سالمندان را اجابت كنند. بنا بر این ضرورت بود که در آوریل 1995، سازمان جهانی بهداشت به جای برنامه قبلی خود، با عنوان « برنامه بهداشت و سلامت از کار افتادگان» برنامه جدیدی با عنوان « برنامه سلامت و سالخوردگی» (Ageing and Health Program) را در واکنش به روند سالخوردگی عمومی در جهان، ارایه داد. فعالیت برنامه سلامت و سالمندی، بر چهار پایه اصلی متمرکز است: 1- گسترش اطلاعات، 2- ظرفیتسازی و توانمندسازی از طریق تحقیق و آموزش، 3- حمایت، 4 – برنامههای توسعه. سازمان بهداشت جهانی، اصطلاح سالمندی پویا( Active Aging ) را برای بیان فرآیند دستیابی به این اهداف، برگزیده است. سیاستهای سالمندی پویا باید برای همه افراد و گروههای جمعیتی به کار گرفته شود. این برنامه عملی بر سه پایه اصلی، استوار گردیده است: سلامت، مشارکت و امنیت.
برای تحقق اهداف پیش بینی شده در سیاست های سالمندی پویا، در ابتدا لازم است بدانیم که دقیقاً چه افرادی، قشر سالمند جامعه را تشکیل می دهند؟ امید به زندگی طولانی و زیاد شدن قشر سالخورده چگونه می تواند بر یک جامعه، تاثیر گذار باشد؟ چه موانع و مسایلی بر سر راه آنها وجود خواهد داشت؟ و این قشر از جامعه نیازمند چه حمایتهایی است؟
تعریف سالمندی
مفهوم سالمندی خود تا اندازهای مبهم است، زیرا تفاوتهایی بین سالمندی عمومی یا جهانی[1]؛ نظیر تغییرات سنی که برای همه مردم اتفاق میافتد، و سالمندی احتمالی[2]؛ یعنی تغییرات سنی که احتمالاً ممکن است برای فرد در طول زندگی اتفاق بیفتد، مانند نشانههایی از شروع نوع بیماری قند (دیابت). سالمندی تقویمی[3] نیز خود به عنوان واضحترین نوع سالمندی مطرح است و آن اشاره به این دارد که فرد به لحاظ سالهای تقویمی چند ساله است. سالمندي را به طور قراردادي مترادف با بالاتر از سن 60 سالگي ميدانند و يا به عبارتي ديگر، سالمندان، افرادي هستند كه سن آن ها 60 سال و يا بالاتر است. از طرفی، هرگاه در جامعه اي 7 تا 12 درصد افراد آن جامعه در گروه سني 65 ساله و بيشتر قرار گيرند، آن جامعه سالخورده محسوب مي گردد.
به طور كلي، سالمندي پديدهاي است كه به وسيله تغييرات بيولوژي، فيزيولوژي، بيوشيمي و آناتومي در سلولهاي بدن ايجاد ميشود. اين تغييرات به مرور زمان بر عملكرد سلولها اثر ميگذارد. پيري يك سراشيبي سادهاي نيست كه همه با يك شتاب، آن را به پايين، طي كنند. بلكه پلكاني است با نردههاي بينظم كه برخي از آن با سرعتي بيش از ديگران به پايين ميآيند.
هنگامی که جامعه شناسان درباره سالخوردگی سخن به میان می آورند، اغلب این گروه را به 2 دسته متفاوت تقسیم میکنند: دسته سالخوردگان جوان و سالخوردگان پیر. سالخوردگان جوان آنهایی هستند که دامنه سنی آنها بین 60 تا 75 سال است. این گروه عمدتاً از سلامتی برخوردار هستند، در جامعه به عنوان گروهی فعال شناخته شده هستند. به عنوان یک گروه، افراد سالخورده جوان به نسبت افراد سالخورده پیر دارای مشکلات کمتری می باشند . افراد سالخورده پیر آنهایی هستند که بالای 75 سال سن دارند . اگر چه برخی از این افراد از لحاظ اجتماعی در جامعه فعال هستند، از مشکلات جدی سلامتی رنج می برند. برخی دیگر از آنها در گذراندن و اداره کردن زندگی خود به صورت شخصی دارای مشکلاتی اساسی هستند. قشر سالخوردگان پیر به نسبت دارای مشکلات بیشتری هستند و نیازمند این هستند که حمایت شوند.
به طور كلي، سالمندي پديدهاي است كه به وسيله تغييرات بيولوژي، فيزيولوژي، بيوشيمي و آناتومي در سلولهاي بدن ايجاد ميشود. اين تغييرات به مرور زمان بر عملكرد سلولها اثر ميگذارد. پيري يك سراشيبي سادهاي نيست كه همه با يك شتاب، آن را به پايين، طي كنند. بلكه پلكاني است با نردههاي بينظم كه برخي از آن با سرعتي بيش از ديگران به پايين ميآيند. پيري، معمولاً اصطلاحي است كه به آخرين دوره زندگي اطلاق ميشود. اما به دو دليل عمده و محكم، پيري را نميتوان درست و صحيح، معين و مشخص كرد زيرا:
1- حادثه و جريان فعل و انفعال پيري، در ميان افراد كاملاً متفاوت است. مثلاً يك شخص سالمند و سالخورده ممكن است جسمي قويتر و سالمتر از يك جوان، داشته باشد.
2- در بعضي از جوامع ممكن است سن و سالي را پير در نظر بگيرند كه همان سن در جوامع ديگر، جوان، به حساب آيد.
سن تقويمي افراد شاخص معتبري براي عملكرد جسمي آن ها نميباشد، بلكه تغييرات مربوط به سن، در ارتباط با شيوه زندگي، عادات شخص و بيماريها است ( هربرت، 1992 : 96-93).
همین طور، سالمندی اجتماعی[4] اشاره بر انتظارات جامعه از افراد دارد، که چگونه در مسیر مسن شدن خود عمل میکنند و بالاخره سالمندی بیولوژیک به چگونگی فیزیکی ارگانیسمها اشاره دارد و مسیر سالمندی را بیان میکند
سالمندی جمعیت که نشانگر افزایش در تعداد و نسبت افراد رو به سالمندی در جامعه است، تحت تاثیر عوامل مهاجرت، امید زندگی بیشتر (کاهش مرگ و میر) و کاهش شاخص موالید، اتفاق میافتد. سالمندی تاثیر چشمگیری بر جامعه دارد. در حالی که جمعیت جوان، نقش موثری در تحولات اجتماعی، فرهنگی و … دارد؛ سالمندان دارای نیازهای متفاوت و ارزشهای متفاوتی هستند. بازنشستگی یک تحول شاخص دوره سالمندی در مقطعی از زندگی است که دارای پیامدهای مثبت و منفی است.
( استوارت، 2006). سالمندی بیولوژیک عموماً اشاره به وقوع حدود یک 100 هزار فوت ناشی از سن به طور روزانه در سراسر جهان دارد( آبری و همکاران، 2007).
سالمندی جمعیت که نشانگر افزایش در تعداد و نسبت افراد رو به سالمندی در جامعه است، تحت تاثیر عوامل مهاجرت، امید زندگی بیشتر (کاهش مرگ و میر) و کاهش شاخص موالید، اتفاق میافتد. سالمندی تاثیر چشمگیری بر جامعه دارد. در حالی که جمعیت جوان، نقش موثری در تحولات اجتماعی، فرهنگی و … دارد؛ سالمندان دارای نیازهای متفاوت و ارزشهای متفاوتی هستند. بازنشستگی یک تحول شاخص دوره سالمندی در مقطعی از زندگی است که دارای پیامدهای مثبت و منفی است( پانک و هیسلیپ، 1989).
وضعیت عمومی سالمندان در جوامع در حال توسعه
به طور كلي، سالمندان در كشورهاي در حال توسعه، انتظارات بالايي ندارند؛ آنها عموماً به دنبال آنگونه امكانات و خدماتي هستند كه در سلامت و بقاي آنها نقش دارند. اين در حالي است كه سالمندان در كشورهاي پیشرفته، تحت تأثير شرايط محيطي، پشتيباني حقوقي و قانوني كه از آن برخوردار هستند، باسوادي جمعيت سالمند و نظاير آن، همواره دنبال امكانات بيشتر و خدمات متفاوت و جديدي هستند؛ به نحوي كه از آن طريق، شرايط جسمي و روحي خود را ارتقاء داده و نهايتاً به طول عمر بيشتري دست مييابند.
سالمندان در بسياري از نقاط جهان ( رو به توسعه) در معرض بدرفتاري قرار دارند. گرچه بدرفتاري با سالمندان عموماً در تمامي نقاط دنيا اتفاق ميافتد، ليكن اين پديده در جوامع كمتر توسعهيافته به خاطر فقر و محدوديتهاي فراوان در اين جوامع، بيشتر به چشم ميخورد. بسياري از سالمندان در اينگونه جوامع با مشكلات جسمي و
نارساييهاي مربوط به سلامت، روبهرو هستند. همين امر باعث ميشود تا برخورد با سالمندان در موارد زيادي براي آنها آزاردهنده، و آنگونه است كه از آن به عنوان سوءرفتار[5] ياد ميكنند.
زنان سالمند كه عموماً بيش از مردان زندگي ميكنند، از آنها آسيبپذيرتر هستند. آن ها شامل زنان بيوه، زنان بدون فرزند و كساني هستند كه سلامت آنها رو به افول است( بیلز، 2000 : 10). بنابراين و با توجه به موارد ياد شده، كشورها و نظامهاي برنامهريزي، ميبايست تمهيدات ويژهاي در خصوص زنان سالمند كه عموماً در معرض وضعيت بيوهگي هستند، اتخاذ نمايند.
همينطور، از آنجا كه زنان عموماً در مقايسه با مردان، از طول عمر بيشتري برخوردار هستند، به همين خاطر در معرض وضعيت ناسالم و بيمارگونه بيشتري هستند كه خود نياز به نظارت و سرمايهگذاري بيشتر در اين خصوص دارد.
سالمندان عموماً در بسياري از كشورهاي در حال توسعه، از راهنمايي كافي برخوردار نيستند. از آنجا كه خدمات و تخصصهاي لازم و كافي جهت پاسخگويي به بسياري از نيازهاي سالمندان در اين كشورها وجود ندارد، اين جمعيت در موارد زيادي در حد مطلوب و مورد نياز، هدايت نميشوند. بسياري از خدمات درماني، بهداشتي، رواني، مالي و نظاير آن در خصوص سالمندان در كشورهاي در حال توسعه، در حد رضايتبخشي نيست. به همين خاطر، لفظ يا اصطلاح سوءرفتار با سالمندان يا در خصوص سالمندان، مورد استفاده قرار ميگيرد. با توجه به روند افزايشي اين جمعيت در كشورهاي غيرصنعتي، مجموعه خدمات مورد نياز نيز پيشاپيش ميبايد مهيا گرديده و بر حسب مورد، در اختيارشان گذاشته شود.
مهاجرت گسترده كه امروزه در جوامع رو به توسعه از نقاط روستايي به شهرها اتفاق ميافتند، خود فشار مضاعفي بر بسياري از خانوادهها به ويژه سالمندان وارد ميآورد. اين امر باعث ميشود تا سالمندان احساس انزوا و تنهايي بيشتري نمايند. بسياري از خدمات و مراقبتهاي مورد نياز آنها معلق ميماند، و بدينگونه اين جمعيت (سالمندان روستايي) خود را تحت فشار بيشتري احساس ميكنند. بنابراين، نظام برنامهريزي ميبايد در نقاط شهري و روستايي تا جايي كه به پاسخگويي به نيازهاي آنها مربوط ميشود، نظارت بيشتري بر اين جمعيت، اعمال دارد. در هر حال، شرايطي چون جنگ، خشكسالي و ديگر مشكلات اقتصادي در نقاط روستايي اينگونه حركات را اجتنابناپذير مينمايد؛ كه نهايتاً كمبودهايي را براي آنها (سالمندان) به همراه ميآورد. در چنين شرايطي زوجهاي جوان به ويژه زناني كه مجبور به جابجاييها ميشوند، در حاشيه شهرها اسكان پيدا ميكنند. در مواردي، ماهانه مبالغي جهت تأمين سالمندان و زندگي آنها به نقاط روستايي ارسال مينمايند. اين در حالي است كه اجراي اين امر، عملاً به طور مستمر اتفاق نميافتد..
در كشورهاي در حال توسعه، آنهايي كه بيشتر از ديگران در خطر هستند، عبارتند از: سالمندان بسيار پير، بيماران و كساني كه داراي ناتوانيهايي هستند. اينگونه افراد عموماً در وضعيت نامشخص و بلاتكليف قرار ميگيرند كه در مواردي به دنبال تنهايي و از روي استيصال در نقاط شهري، دست به تكدي ميزنند. اينگونه افراد به طور فزايندهاي آسيبپذير، تنها، وابسته، فقرزده و در معرض سوءرفتار قرار ميگيرند. تغييرات سريع در جريان در كشورهاي در حال توسعه شرايط ياد شده را براي اين جمعيت رو به افزايش فراهم آورده است. اين نكته نيز قابل ذكر است كه سالمندان در همه جاي دنيا به ويژه كشورهاي در حال توسعه با بسياري از ضعفهاي مربوط به سلامت، محدوديتهاي مالي، كمبود خدمات درماني و نظاير آن نيز مواجه هستند.
هرگاه سالمندان به عنوان يك بار اضافي بر دوش دولتها تلقي ميشوند، موجب پيدايش اشكالي از تبعيضات سني و موارد سوءاستفاده از آنها ميشود. سالمندشناسان، تعصب عليه سالمندان را “Ageism” مينامند. رابرت بوتلر[6] (1969) براي اولين بار اين اصطلاح را به كار برد. از اين رو، هرچه طول عمر سالمندان، بيشتر شود، سنگيني بار بر دوش دولتها نيز بيشتر است. همينطور، در مواردي سالمندان تحت فشارهاي مالي و اعتباري قرار ميگيرند، كه ديگران و يا منابع خيريه بايد بدهيهاي آنها را ادا نمايند. در صورت محدوديت منابع، سالمندان در اولويت قرار نميگيرند. بنابراين، در صورت عدم استقلال مالي، آنها ممكن است احترام و اعتبار خود را از دست دهند. بنابراين، دولتها و نظام برنامهريزي در اينگونه كشورها كه اغلب با روند افزايش روند سالمند مواجه هستند، ميبايست تدابير مناسب و مربوط را همراه با در نظر گرفتن بودجه كافي، اتخاذ نمايند.
وضعیت سالمندی در گیلان
گیلان سالخوردهترین جمعیت را در میان استانهای کشور دارد. آمار حاصل از سرشماریهای 1385، 1390 و 1395 مؤید این امر است. در دهههای آینده میزان سالخوردگی استان نه تنها شدیدتر خواهد شد بلکه فاصله میزان سالخوردگی استان گیلان با متوسط کشوری نیز افزایش خواهد یافت در سالهای آینده با ورود نسل انفجار جمعیت دهه 1360 به دوران سالخوردگی میزان سالخوردگی تمامی مناطق کشور از جمله استان گیلان تشدید خواهد شد.
بر اساس جدول زیر می توان گفت در سال 85، نسبت سالمندان استان گیلان به کل جمعیت استان 10 درصد بوده است که با 1.5 درصد افزیش به 11.5 درصد در سال 1390 رسیده است. در حالی که نسبت سالمندی کشور در سال های 85 و 90 به ترتیب 7.3 و 8.2 درصد بوده است. این بدان معناست که سالمندی جمعیت در گیلان به طور متوسط، حدود 3 درصد بیشتر از کشور است. مقایسه استانی هم گویای آن است که گیلان، سالمندترین استان کشور است. نکته دیگر این است که نسبت سالمندی استان از سال 85 تا 90 هم در شهر و هم در روستا، افزایش یافته است، اما جمعیت و نسبت سالمندی در روستا هم در سال 85 و هم در سال 90 بیشتر از شهر است. بر اساس نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 95، نسبت سالمندی گیلان ، به 13.2 درصد هم رسیده است، در حالی که میانگین کشوری سالمندی 9.2 درصد از کل جمعیت است. برای اولین بار در 6 دهه اخیر، درصد سالمندان روستایی کشور نسبت به سالمندان شهری، حدود 4 درصد کاهش یافته است. در حالی که در استان گیلان نسبت سالمندی روستایی همواره بیشتر از شهر است و در سال 95، نسبت سالمندی روستایی 4 درصد از سالمندی شهری بیشتر است.
استان گیلان با دارا بودن 13.2 درصد جمعیت 60 ساله و بیشتر، سالمندترین استان کشور، محسوب می شود.
وضعیت سالمندی به تفکیک شهرستانهای استان گیلان
از بین شهرستانهای استان گیلان، از نظر درصد سالمندی جمعیت، شهرستانهای املش، روسر و لاهیجان به ترتیب حایز رتبههای اول تا سوم سالمندی هستند. شهرستانهای تالش و آستارا با رتبههای 16 و 15 در رتبههای آخر سالمندی قرار دارند.
جمعیت و شاخص های سالمندی در شهر رشت
سهم جمعیت در گروه های پنج ساله سن فعالیت نشان می دهد به دلیل باروری بالا در سال های گذشته، سهم جمعیت 19-15 ساله در استان گیلان، 11.2 درصد بوده است. سهم گروه سنی 65 ساله و بیشتر بر عکس دهه های گذشته، حاکی از افزایش است، زیرا استان گیلان و از جمله شهر رشت از ساختار جوانی خارج شده و ساختار میانسالی رو به سالخوردگی به خود گرفته است و در سال های آینده، شاهد افزایش بیشتر سهم گروه های سنی بالای 65 سال خواهیم بود.
هرم سنی نشان میدهد سهم گروه سنی 0-4 ساله استان با 5.8 درصد در سال 1390 به دلیل کاهش موالید و نرخ باروی، بعد از سال 1367 نسبت به سال 1385 تغییری نداشته است. ولی از گروه سنی 9-5 ساله به بعد، سهم جمعیتی نسبت به سال های قبل کاهش داشته است. سهم 9 درصدی گروه سنی 14 – 10 ساله در سال 1385 به 7 درصد در سال 1390 رسیده است. سهم گروه سنی 14-0 ساله در جمعیت استان، 18.6 درصد بوده است که نسبت به سال 1365، حدود 23 درصد کاهش یافته است. سهم گروه سنی در سن فعالیت(64-15ساله) نشان می دهد که 73.7 درصد جمعیت در این گروه سنی قرار گرفته اند. آمار گروههای سنی بالای 65 سال نیز 8.1 درصد است و حکایت از آن دارد که جمعیت استان رو به سالخوردگی است.
شهر رشت از نظر گروه هاي عمده سني، ويژگي كشورهاي در حال توسعه را دارد. چنين جوامعي همزمان با دو چالش عمده مواجه مي شوند :
1- ايجاد اشتغال: تحصيلات مناسب با ايجاد اشتغال، تامين مسكن، تغذيه بهداشت و غیره براي گروه سني 64- 15 و سياست گذاري ها مناسب و تامين اعتبارات لازم.
2- نگهداري سالمندان: تامين بهداشت جسمي و رواني سالمندان و امنيت مالي آنها (تامين اجتماعي). در اين شرايط، هزينه خدمات بهداشتي و درماني بالا مي رود (معمولاً اكثر افراد در سنين بالاي 65 سالگي، دست كم از يك بيماري مزمن رنج مي برند).
جدول زیر، جمعیت شهر رشت را در سال 95 نشان میدهد. در این سال ، حدود 76 درصد جمعیت شهر رشت در سن فعالیت و اشتغال (سنین 64-15 سالگی)، 6.9 درصد در سنین 65 سالگی و بیشتر و 11/11 درصد در سنین سالمندی (60 سال و بیشتر) و 17.1 درصد در سنین 14-0 سالگی قرار دارند.
یکی از شاخص های سالمندی، نسبتهای وابستگی است. نسبتهای وابستگی عمدتاً با یک رویکرد اقتصادی مطرح میشوند و تغییرات در آن در یک حالت کلی، سهم تغییرات ترکیب سنی به تغییرات در وابستگی اقتصادی را منعکس میسازد. شاخص نسبت وابستگی یا بارتکفل، شاخصی است که نسبت بین افراد در سن اشتغال و خارج از این سن را نشان میدهد. پایین بودن این شاخص، بیانگر سطح مطلوب رفاه اقتصادی جامعه و قدرت پسانداز بیشتر است. برعکس، هر چه مقدار شاخص وابستگی، بالاتر باشد، فشار وارده بر جمعیت شاغل برای تامین معاش افراد تحت تکفل فزونی می گیرد و سطح رفاه، کاهش مییابد. نسبت وابستگی از تقسیم جمعیت کمتر از 15 ساله و بالای 64 ساله به جمعیت 64- 15ساله به دست میآید. شاخص کلی وابستگی در سال 95 در شهر رشت برابر با 0.31 است که از این میان، نسبت وابستگی سالمندی 0.90 و نسبت وابستگی کودکان، 0.22 است، اما پیش بینیها حکایت از افزایش نسبت وابستگی سالمندی در سال های آتی دارد.
از دیگر شاخصهای نشاندهنده ساختار سنی میتوان به شاخص سالمندی اشاره کرد که از تقسیم جمعیت سالمندان 65 ساله و بالاتر به جمعیت زیر 15 سال، ضرب در صد به دست میآید. این شاخص طی سالهای اخیر، با افزایش، همراه بوده است. شواهد موجود، نشان میدهد که روند سالخوردگی جمعیت به سرعت رو به افزایش خواهد بود و با پیشی گرفتن جمعیت سالمندان به جمعیت کودکان و نوجوانان بعد از سال 1430 به بالای 100 خواهد رسید و روند افزایش این شاخص بعد از این سال، با سرعت کمتری افزایش خواهد یافت. در شرایط کنونی، این شاخص 40.2 است.
نسبت حمایت بالقوه نیز از دیگر شاخصهای نشاندهنده ترکیب سنی یک جمعیت است که از تقسیم جمعیت بالقوه فعال به جمعیت 65 ساله و بالاتر محاسبه میشود و نشان میدهد که به ازای هر فرد واقع در سنین سالمندی، چند نفر جمعیت، در سن فعالیت وجود دارد یا به عبارت دیگر، هر نفر از جمعیت واقع در سنین سالمندی توسط چند نفر جمعیت واقع در سن فعالیت، مورد حمایت قرار میگیرد. همان طور که اطلاعات جدول زیر نشان میدهد این شاخص در شهر رشت، معادل 11 نفر به ازای یک نفر سالمند در سال 1395 است.
از دیگر شاخصهای نشاندهنده ساختار سنی میتوان به شاخص سالمندی اشاره کرد که از تقسیم جمعیت سالمندان 65 ساله و بالاتر به جمعیت زیر 15 سال، ضرب در صد به دست میآید. این شاخص طی سالهای اخیر، با افزایش، همراه بوده است. شواهد موجود، نشان میدهد که روند سالخوردگی جمعیت به سرعت رو به افزایش خواهد بود و با پیشی گرفتن جمعیت سالمندان به جمعیت کودکان و نوجوانان بعد از سال 1430 به بالای 100 خواهد رسید و روند افزایش این شاخص بعد از این سال، با سرعت کمتری افزایش خواهد یافت. در شرایط کنونی، این شاخص 40.2 است.
جمع بندی
روند تغييرات جمعيت سالمندان در ایران نیز، نشان ميدهد كه تعداد سالمندان در اثر افزايش شانس زنده ماندن، به طور محسوستر در دهههاي اخير، افزايش یافته است است. ایران اکنون وارد مرحله نخست سالمندی یعنی جمعیت بین 7 تا 14 درصد سالمند، شده است. همین وضعیت با شدت بیشتری در گیلان هم مشاهده می شود و پیشبینی میشود که تا 20 سال آینده، وارد مرحله دوم سالمندی شویم، یعنی جمعیت سالمندی بیش از 21 درصد شود. از طرفی، زمان این انتقال، بسیار کوتاه تر از زمانی خواهد بود که در کشورهای توسعه یافته، اتفاق افتاده است. طبیعتاً کشورهای دارای سرعت پایین سالمندی جمعیت، فرصت لازم و کافی برای ایجاد زیرساختها و تأمین منابع لازم جهت رویارویی با این تغییر جمعیتی را داشتهاند؛ اما جامعه ما از این فرصت، برخوردار نیست و این مساله، ضرورت اندیشیدن و انتخاب سیاست های جمعیتی به منظور تنظیم جمعیت در آینده و هم چنین، دستیابی به اهداف سالمندی پویا را در شرایط فعلی، بیش از پیش، آشکار می سازد.
از طرفی، دوره سالمندیِ متولدین دهه ۱۳۵۰ از سال ۱۴۱۰ آغاز می گردد؛ آسیب های اجتماعی: تجرد قطعی، طلاق و تاخیر در ازدواج و فرزندآوری، و نیز افزایش زوج های نازا، بدون فرزند و یا کم فرزند که از متولدین این دهه به بعد، افزایش چشمگیری داشته است، در کنار سایر تغییرات سبک زندگی مدرن از جمله شهرنشینی و زندگی خانوارهای هستهای در آپارتمان های کوچک، باعث افزایش شدید سالمندان تنها و یا کاهش شدید اطرافیان سالمندان خواهد شد، به گونه ای که ظرفیتهای فرهنگِ سنتی و ملی ما با زیرساخت های موجود، دیگر پاسخگوی نگهداری این میزان زیاد از سالمندان تنها، به صورت خانواده/ اجتماع محور نخواهد بود؛ و احتیاج به تمهید و توسعه
زیرساخت هائی مانند بیمه مراقبت طولانی مدت، آموزش مراقبین سالمندی، خدمات داوطلبانه محله محور بر بسترهای هوشمند و … وجود دارد.
همچنین براساس معیارهای سازمان ملل، ما در وضعیت پنجره فرصت جمعیتی قرار داریم. این شرایط در فرآیند انتقال جمعیتی و به دنبال کاهش موالید ایجاد شده است و در دوران «طلایی جمعیتی»، اصلیترین مساله جمعیتی جامعه ما، ایجاد زمینههای لازم برای استفاده بهینه از جمعیت بالقوه فعال در جهت ارتقای رشد اقتصادی و بهبود رفاه است که در حال حاضر استفاده از این ظرفیت، به صورت بالفعل وجود ندارد. تجربه کشورهای پیشرو در استفاده از پنجره فرصت جمعیتی و ایجاد سود جمعیتی نشان میدهد که از یک طرف، پنجره فرصت جمعیتی منجر به رشد اقتصادی سریع و ارتقای سطح زندگی در جامعه شده است و از سویی دیگر، جمعیت سالمند این کشورها که به دنبال پنجره جمعیتی رو به افزایش مییابد، نه تنها باری بر دوش این کشورها نیست بلکه این جمعیت در سایه پسانداز و سرمایهگذاری مناسب، توانستهاند درآمدی بیشتر از هزینههایشان داشته باشند و به افزایش تولید و ایجاد ارزش افزوده، کمک کنند. در واقع، جریان ثروت در این جوامع از سالمندان به نسلهای بعدی آنهاست که از آن، تحت عنوان سود جمعیتی دوم، یاد میشود. استفاده بهینه از فرصت جمعیتی پیش آمده از یک سو، منجر به کاهش مشکلات جمعیت در دوران سالمندی و بازنشستگی و از سویی دیگر، باعث افزایش میزان ازدواج و باروری خواهد شد، همچنین از شدت مسایل و مشکلات جمعیتی مانند فقر و بیکاری، نابسامانیهای اجتماعی و مهاجرت قشر تحصیلکرده و جوان، خواهد کاست.
[1]– Universal ageing
[2]– Probabilistic ageing
[3]– Chronological ageing
[4]– Social ageing
[6]– Robert Butler