آیا رشت کالایی برای نمایش سرمایه یا موجودی زنده و هویت‌مدار است؟؛

ناگهان جام جم

0 ۳۶

بلندمرتبه‌سازی یکی از شاخص‌های مهم توسعه شهری در قرن بیست‌ویکم به شمار می‌رود. بسیاری از شهرهای جهان با کمبود زمین، رشد جمعیت، افزایش هزینه‌های شهری و نیاز به فضاهای جدید روبه‌رو هستند و برج‌سازی به عنوان ابزاری برای پاسخ‌گویی به این نیازها مطرح می‌شود.

 

ساختمان‌های بلند امکان تمرکز فعالیت‌ها، کاهش مصرف افقی زمین، ایجاد نمادهای شهری و توسعه اقتصادی را فراهم می‌کنند. اما همزمان مجموعه‌ای از چالش‌ها را نیز همچون فشار بر زیرساخت‌ها، تغییرات اقلیمی شهری، بی‌هویتی معماری، افزایش نابرابری‌های اجتماعی و تهدید محیط‌زیست شهری به‌همراه دارند.

 

اگر بلندمرتبه‌سازی با برنامه‌ریزی علمی و دقیق همراه نباشد، به‌جای توسعه، به بحران تبدیل می‌شود. تجربه بسیاری از شهرها نشان داده که برج‌سازی بی‌قاعده نه تنها مشکلات شهر را حل نمی‌کند، بلکه آن‌ها را چند برابر می‌سازد. در این میان شهرهایی مانند رشت که دارای بافت اقلیمی حساس، ساختار شهری انسانی، تراکم نسبی بالا و محدودیت‌های زیرساختی هستند، نیازمند احتیاطی بسیار بیشتر در مواجهه با پروژه‌های بزرگ و بلندمرتبه‌اند.

 

ساختمان‌های بلند امکان تمرکز فعالیت‌ها، کاهش مصرف افقی زمین، ایجاد نمادهای شهری و توسعه اقتصادی را فراهم می‌کنند. اما همزمان مجموعه‌ای از چالش‌ها را نیز همچون فشار بر زیرساخت‌ها، تغییرات اقلیمی شهری، بی‌هویتی معماری، افزایش نابرابری‌های اجتماعی و تهدید محیط‌زیست شهری به‌همراه دارند

 

رشت به‌عنوان یکی از مهم‌ترین شهرهای شمال ایران، نه‌تنها یک فضای شهری ساده، بلکه حامل هویت تاریخی، اقلیم خاص، ساختار اجتماعی ویژه و حساسیت محیط‌زیستی بالاست. این شهر به دلیل ویژگی‌های طبیعی، اقلیمی و فرهنگی خود، نسبت به هر نوع مداخله کالبدی بزرگ آسیب‌پذیر است و به همین دلیل هر تصمیمی درباره ساخت پروژه‌های بزرگ‌مقیاس در آن، نیازمند حساسیت، دقت و نگاه علمی جدی است.

 

اما این روزها، پروژه‌ای با عنوان ساخت مجموعه‌ای بلندمرتبه در رشت، مشهور به «پروژه جام‌جم»، مطرح است؛ پروژه‌ای که قرار است از نظر ارتفاع، مساحت و تاثیرگذاری، یکی از شاخص‌ترین مداخلات کالبدی در فضای شهری رشت باشد. این پروژه همان‌قدر که با ادبیاتی مبتنی بر توسعه، تحول و سرمایه‌گذاری تبلیغ شده، از سوی بخش بزرگی از جامعه شهری، متخصصان، دانشگاهیان و فعالان شهری با نگاه انتقادی مواجه شده است.

 

این پروژه از نظر مقیاس ساخت، نحوه قرارگیری در بافت شهری و تاثیرگذاری بر چهره و عملکرد شهر، پروژه‌ای معمولی نیست و درست به همین دلیل نیازمند بررسی همه‌جانبه است. منتقدان معتقدند که مساله اصلی، «ساخت یک برج» نیست؛ بلکه پرسش مهم‌تر این است که چنین برجی در چه شهری، در چه پهنه‌ای، با چه منطق توسعه‌ای و با چه پیامدهایی ساخته می‌شود.

 

 

رشت شهری است با خیابان‌های محدود، ظرفیت ترافیکی شکننده، شبکه خدمات شهری حساس، اقلیم بسیار مرطوب و محیط طبیعی آسیب‌پذیر. اضافه کردن یک سازه عظیم در چنین بستری، تنها یک تصمیم معماری یا اقتصادی نیست، بلکه تصمیمی است که می‌تواند شکل حیات شهری را تغییر دهد.

 

اگر پروژه از منظر پایداری شهری بررسی شود، نخستین پرسشی که مطرح می‌شود، این است که آیا ساخت چنین مجموعه‌ای با ظرفیت‌های زیرساختی رشت همخوانی دارد یا خیر. پایداری شهری تاکید می‌کند هر پروژه بزرگ باید با توان شهر در تامین حمل‌ونقل، انرژی، آب، مدیریت پسماند و تاب‌آوری در برابر بحران‌ها هماهنگ باشد. رشت در حال حاضر با مشکلات جدی ترافیکی، شبکه حمل‌ونقل ناکافی، زیرساخت‌های فرسوده و بحران‌های آب و محیط‌زیست مواجه است.

 

افزودن یک مرکز عظیم جمعیتی، تجاری و خدماتی در نقطه‌ای حساس شهر، این فشار را چندبرابر می‌کند. به بیان دیگر، این پروژه نه تنها به حل مشکلات شهری کمک نمی‌کند بلکه به احتمال زیاد بر شدت آن‌ها می‌افزاید، مگر آن‌که مجموعه‌ای از مطالعات و اقدامات تکمیلی زیرساختی همزمان با آن انجام شود؛ امری که معمولا در پروژه‌های مشابه در کشور ما مغفول می‌ماند.

 

برج‌ها سایه‌های گسترده‌ای ایجاد می‌کنند، جریان هوا را مختل می‌کنند، آلودگی نوری می‌آفرینند، مصرف انرژی را افزایش می‌دهند و در صورت قرارگیری در پهنه‌های نامناسب، به تخریب زیست‌بوم‌های مجاور منجر می‌شوند

 

عامل مهم دیگر در پایداری، مفهوم تاب‌آوری شهری است. تاب‌آوری بدین معنا که شهر بتواند در برابر بحران‌هایی مانند سیلاب، زلزله، تغییرات اقلیمی یا فشارهای جمعیتی مقاومت کند و آسیب‌پذیر نشود. شهر رشت به‌دلیل بارندگی‌های سنگین و خطر آب‌گرفتگی، نیازمند مدیریت هوشمند آب و خاک است.

 

هر پروژه بزرگ می‌تواند این تعادل را بر هم بزند. برج‌های بزرگ سطح نفوذپذیر زمین را کاهش می‌دهند، بار شبکه‌های آب و فاضلاب را افزایش می‌دهند و اگر مطالعات دقیق انجام نشود، می‌توانند خطرپذیری محیط را افزایش دهند. از منظر پایداری، هر پروژه باید نه تنها به تاب‌آوری آسیب نزند، بلکه آن را تقویت کند.

 

از منظر اکولوژی شهری، رشت شهری است که حیات آن به شدت به تعادل طبیعی وابسته است؛ در دل شبکه‌ای از زمین‌های کشاورزی، با خاکی حساس و اقلیمی مرطوب. چنین شهری ظرفیت هر نوع بارگذاری کالبدی را ندارد. هر سازه بزرگ، الگوی جریان باد، تهویه طبیعی، رطوبت‌پذیری و حتی چرخه‌های حرارتی منطقه را تغییر می‌دهد.

 

برج‌ها سایه‌های گسترده‌ای ایجاد می‌کنند، جریان هوا را مختل می‌کنند، آلودگی نوری می‌آفرینند، مصرف انرژی را افزایش می‌دهند و در صورت قرارگیری در پهنه‌های نامناسب، به تخریب زیست‌بوم‌های مجاور منجر می‌شوند.

 

ساختمان‌های بلند می‌توانند مسیر طبیعی باد را منحرف یا مسدود کنند، به‌گونه‌ای که تهویه طبیعی در بافت شهری کاهش یافته و جریان هوا در خیابان‌ها و محلات پیرامونی کاهش یابد. این تغییر باعث می‌شود هوای تازه به سختی در مناطق کم‌ارتفاع حرکت کند و آلودگی‌های هوا و گرمای تجمع‌یافته در شهر افزایش یابد.

 

همزمان، سایه‌های گسترده ایجاد شده توسط این سازه‌ها می‌توانند الگوی تابش نور خورشید به زمین و ساختمان‌های مجاور را تغییر دهند، که به کاهش نور طبیعی، افزایش رطوبت و حتی تغییر زیست‌بوم گیاهی در فضای سبز شهری منجر می‌شود. از سوی دیگر، این برج‌ها با اختلال در چرخه‌های حرارتی شهری (Urban Heat Island) باعث افزایش دمای محله‌های اطراف می‌شوند.

 

از چشم‌انداز عدالت اجتماعی شهری نیز پروژه‌هایی از این دست معمولا این پرسش را مطرح می‌کنند که برای چه کسی ساخته می‌شوند؟ بلندمرتبه‌سازی اگر به نفع بخش کوچکی از سرمایه‌داران شهری باشد اما هزینه اجتماعی، محیط‌زیستی و کالبدی آن را همه شهروندان بپردازند، قطعا عادلانه نیست

 

افزایش دما، مصرف انرژی برای تهویه مطبوع را افزایش می‌دهد و به این ترتیب فشار بیشتری بر شبکه برق و منابع انرژی شهر وارد می‌آورد. همچنین نورپردازی گسترده برج‌ها و بازتاب سطوح شیشه‌ای می‌تواند موجب آلودگی نوری شود، پدیده‌ای که سلامت انسان‌ها، رفتار حیوانات شهری و حتی فعالیت‌های گیاهان را مختل می‌کند.

 

در نهایت، اگر چنین سازه‌هایی در پهنه‌های نامناسب و حساس شهر ساخته شوند، نه‌تنها این تاثیرات فیزیکی بر هوا و نور ایجاد می‌شود، بلکه به تخریب زیست‌بوم‌های مجاور نیز منجر خواهد شد. زمین‌های کشاورزی، تالاب‌ها، فضاهای سبز و پوشش گیاهی که به تعادل اکولوژیک شهر کمک می‌کنند، ممکن است نابود شوند یا کارکرد خود را از دست بدهند.

 

بنابراین ساخت هر سازه بزرگ در شهری مانند رشت، بدون مطالعه و هماهنگی با اکوسیستم طبیعی، می‌تواند هم کیفیت زندگی انسان‌ها را کاهش دهد و هم سیستم زیستی شهر را به خطر بیندازد. بلندمرتبه‌سازی اگر در شهرهای خشک و دارای پهنه‌های توسعه وسیع انجام می‌شود، الزاما به معنای مناسب بودن آن برای شهری مانند رشت نیست. اکولوژی شهری به ما یادآوری می‌کند که شهر بخشی از سیستم زنده طبیعت است، نه یک صفحه سفید معماری.

 

از چشم‌انداز عدالت اجتماعی شهری نیز پروژه‌هایی از این دست معمولا این پرسش را مطرح می‌کنند که برای چه کسی ساخته می‌شوند؟ بلندمرتبه‌سازی اگر به نفع بخش کوچکی از سرمایه‌داران شهری باشد اما هزینه اجتماعی، محیط‌زیستی و کالبدی آن را همه شهروندان بپردازند، قطعا عادلانه نیست.

 

اگر پروژه دسترسی عمومی محدود داشته باشد، اگر به نابرابری فضایی دامن بزند، اگر کیفیت زندگی ساکنان محلات اطراف را کاهش دهد و در عوض تنها به سود گروهی خاص منجر شود، نمی‌توان آن را در چارچوب عدالت شهری مشروع دانست. عدالت شهری تاکید می‌کند که توسعه باید برای عموم شهروندان ارزش ایجاد کند، نه این‌که شهر را فدای منافع محدود کند.

 

در مورد پروژه جام‌جم رشت، نکته کلیدی این است که بخش عمده منافع و دسترسی‌ها ممکن است به گروه محدودی از سرمایه‌گذاران و کاربران اختصاص یابد، در حالی که هزینه‌های محیط‌زیستی، ترافیکی و زیرساختی آن بر کل شهر تحمیل می‌شود. برای مثال، افزایش تراکم جمعیت در محلات اطراف پروژه می‌تواند فشار بر شبکه حمل‌ونقل، مدارس، درمانگاه‌ها و فضای سبز عمومی را بیشتر کند، در حالی که بهره‌برداری مستقیم از این پروژه تنها به اقشار برخوردار محدود می‌شود.

 

رشت نیاز به توسعه دارد، اما توسعه‌ای که هم به طبیعت احترام بگذارد، هم عدالت فضایی را پاس بدارد و هم اقتصاد شهر را به شکل سالم تقویت کند. بلندمرتبه‌سازی زمانی می‌تواند نشانه پیشرفت باشد که در خدمت زندگی شهری قرار گیرد، نه این‌که خود به معضل تازه‌ای در کنار مشکلات موجود تبدیل شود

 

این همان چیزی است که در مطالعات عدالت شهری به آن بار اجتماعی نابرابر گفته می‌شود: سود خصوصی و هزینه عمومی. عدالت اجتماعی شهری همچنین به دسترسی به فضاهای عمومی و کیفیت زندگی مربوط می‌شود. اگر یک برج بزرگ بخش قابل‌توجهی از زمین را اشغال کند و دسترسی مردم به فضای سبز، مسیرهای پیاده‌روی، میدان‌ها و خدمات فرهنگی و اجتماعی را محدود کند، در عمل گروهی از شهروندان از حقوق خود محروم می‌شوند.

 

به بیان دیگر، شهروندان عادی نباید هزینه دیده‌شدن یا سود مالی پروژه را بپردازند؛ بلکه منافع پروژه باید تا حد امکان همگانی و دسترس‌پذیر باشد. ابعاد دیگر عدالت اجتماعی شامل توزیع متوازن خدمات شهری و حق زندگی در محیط سالم است.

 

اگر پروژه باعث افزایش آلودگی هوا، فشار بر شبکه فاضلاب یا کاهش تهویه طبیعی شود، این اثرات منفی عمدتا بر کسانی تحمیل می‌شود که قدرت مالی و سیاسی کمتری دارند و نمی‌توانند از آن مناطق مهاجرت کنند. بنابراین بلندمرتبه‌سازی بدون رعایت اصول عدالت اجتماعی می‌تواند به نوعی تحمیل ریسک و نابرابری محیطی منجر شود.

 

وقتی پروژه‌های بلندمرتبه بزرگ با قیمت‌های بالا ساخته می‌شوند، بخش قابل‌توجهی از واحدها توسط مهاجران یا افراد غیرمحلی خریداری می شود، در پی این مساله دو اثر مهم رخ می‌دهد:

۱-افزایش قیمت زمین و مسکن در محدوده پروژه و محلات اطراف:

افزایش قیمت باعث می‌شود که بسیاری از شهروندان بومی با درآمد متوسط یا پایین دیگر نتوانند در محلات خود زندگی کنند یا حتی مجبور به مهاجرت به حاشیه شوند.

 

2-تغییر هویت اجتماعی و فرهنگی محلات:

ورود جمعیت جدید با عادات، زبان، فرهنگ و الگوی مصرف متفاوت می‌تواند هویت محلی و اجتماعی محلات را دگرگون کند.

 

در چنین شرایطی، شهروندان بومی از نظر دسترسی به خدمات، فضای شهری و قدرت تصمیم‌گیری محلی ممکن است به حاشیه رانده شوند و به اصطلاح «شهروند درجه دوم» شوند.

 

در بعد اقتصادی نیز نباید تنها به مقوله سرمایه‌گذاری و ساخت یک سازه بزرگ بسنده کرد. اقتصاد شهری سالم، اقتصادی است که سود آن در سطح شهر توزیع شود، اشتغال پایدار ایجاد کند و با ساختار اقتصادی شهر سازگار باشد.

 

یک پروژه بزرگ می‌تواند در کوتاه‌مدت اشتغال ساختمانی و پویایی اقتصادی ظاهری ایجاد کند، اما پرسش اساسی این است که پس از ساخت چه تاثیری بر اقتصاد شهری دارد؟ آیا موجب افزایش قیمت زمین و مسکن و فشار بیشتر بر طبقات متوسط و پایین نمی‌شود؟ آیا زیرساخت‌های شهری را به هزینه‌ای سنگین نمی‌کشاند که در نهایت باید از جیب عموم مردم پرداخت شود؟ آیا اقتصاد وابسته به چنین پروژه‌هایی به ناپایداری و اقتصاد رانت‌محور نمی‌انجامد؟

 

نقدها در مورد پروژه جام‌جم اساسا متوجه همین ابعاد هستند. منتقدان معتقدند مکان‌یابی پروژه، بافت انتخابی، مقیاس برج و عدم ارائه مطالعات دقیق و شفاف، موجب شده است این پروژه بیشتر به یک اقدام نمایشی و هیجانی شبیه باشد تا یک مداخله برنامه‌ریزی‌شده شهری.

 

گفته می‌شود این پروژه با ساختار ترافیکی اطراف خود همخوانی ندارد، احتمالا به ترافیک قفل‌شده، فشار بر شبکه خدمات و نابودی بخشی از هویت بصری شهر منجر خواهد شد. افزون بر این، نگرانی از کاهش کیفیت زیست محلات اطراف، سایه‌اندازی بلندمدت، ایجاد نابرابری فضایی و تغییر ناموزون ارزش زمین نیز وجود دارد.

 

اما این بدان معنا نیست که هرگونه بلندمرتبه‌سازی در رشت باید به‌طور مطلق رد شود. مساله اصلی این است که چنین پروژه‌هایی باید به‌صورت علمی، برنامه‌ریزی‌شده و با نگاه بلندمدت انجام شوند. اگر قرار باشد رشت به سمت بلندمرتبه‌سازی حرکت کند، این فرایند باید در چارچوب طرح جامع شهری، پهنه‌بندی دقیق، مطالعات اکولوژیک، تحلیل ظرفیت زیرساختی و مشارکت واقعی شهروندان صورت بگیرد. انتخاب مکان چنین پروژه‌هایی باید به‌دقت انجام شود.

 

مناطقی مانند پهنه‌های جنوبی شهر که به کمربندی‌ها نزدیک‌ترند و ظرفیت توسعه دارند، یا محور رشت _ انزلی که قابلیت اقتصادی و گردشگری بالاتری دارد، گزینه‌های منطقی‌تری نسبت به هسته متراکم شهر هستند.

 

ساخت چنین پروژه‌هایی اگر واقعا لازم باشد، باید با هدف ایجاد قطب توسعه جدید انجام شود، نه سنگین‌تر کردن بار مرکز شهر. باید به‌گونه‌ای طراحی شوند که دسترسی عمومی واقعی داشته باشند، شهروندان عادی نیز از خدمات آن بهره‌مند شوند و نه این‌که تنها به فضایی لوکس و اختصاصی برای گروهی خاص تبدیل شوند. همچنین باید معماری آنها متناسب با اقلیم رشت باشد، با مفهوم شهر سبز هماهنگ باشد و کم‌ترین آسیب اکولوژیک را ایجاد کند.

 

در نهایت، بحث بر سر این پروژه فراتر از یک ساختمان است. این مناظره در واقع جدالی است میان دو شیوه نگاه به شهر: نگاه کالایی که شهر را عرصه‌ای برای نمایش سرمایه، قدرت و ساخت ابژه‌های بزرگ می‌داند، و نگاه انسانی–علمی که شهر را محیط زندگی شهروندان، موجودی زنده و دارای هویت می‌بیند. اگر قرار باشد آینده رشت در مسیر عقلانیت، پایداری و عدالت رقم بخورد، هر پروژه بزرگ باید در چارچوب علم شهرسازی، اصول اکولوژیکی و حقوق شهروندی بررسی و بازطراحی شود.

 

رشت نیاز به توسعه دارد، اما توسعه‌ای که هم به طبیعت احترام بگذارد، هم عدالت فضایی را پاس بدارد و هم اقتصاد شهر را به شکل سالم تقویت کند. بلندمرتبه‌سازی زمانی می‌تواند نشانه پیشرفت باشد که در خدمت زندگی شهری قرار گیرد، نه این‌که خود به معضل تازه‌ای در کنار مشکلات موجود تبدیل شود.

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.